از ۵۰ بازداشتی روز کارگر، چهار زن هنوز در زندانند. اینکه بازجوها چه دیده‌اند در ارادۀ آنان که بعد از گذشت ۵۰ روز هنوز از آزادی‌شان واهمه دارند، روشن نیست. اما به یقین می‌توان گفت که آن اراده و جسارتی که بازجوها را چنین به هراس انداخته، ریشه در دست و پنجه نرم کردنِ لحظه به لحظه با مناسباتی است که همین زنان برای عقب زدنش مجبور بوده‌اند هر روز با آن –بسی بیش از رفقای مردشان- بجنگند.

این اراده وقتی قوی‌تر می‌شود که زندانی بداند تنها نیست. بداند خانواده‌ و دوستانی دارد که هر روز پشت دیوارهای سیمانی بلند زندان انتظارش را می‌کشند؛ بداند که در هر فرصتی خواست آزادی‌اش فریاد زده می‌شود؛ و بداند که کم‌ترین دست‌اندازی حکومت به او، بی‌جواب نمی‌ماند.

کارزار «خیابان: تریبون زندانی سیاسی» سعی کرد به سهم خود کارزار حمایت از این زندانیان را تقویت کند تا همصدا با خانواده‌های آنان به رژیم بگوید که اهل «فراموشی» نیست!  

                

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)