باید کورد باشی تا بدانی و لمس کنی که اولین و آخرین جرم کرده ونکردەات همچون فردی انقلابی “#کومەله” است.

در کنار نام هر اعدامی مان، هر زندانی مان، هر تبعید و آوارگی و… اتهام کومله بودن ثابت و مستدام است.

مبارزات گسترده کومەله از قبل انقلاب 57 تابه حال در شمال غرب ایران بعنوان روژهلات کوردستان تعریف فشرده ای از مقاومت جمعی و مسلحانه را به عینه نشان می‌دهد.

حتی اگر از این مبارزات هیچ فایده کلان سیاسی ملموس هم بدست نیامده باشد، می‌شود آن را بەعنوان دستاوردی برای حرکت های متراکمتر آینده و تمرین بازیابی روح جمعی، چون درس‌هایی از قیام کومەله در کوردستان بخاطر سپرد.

رهبران کوردها از قاضی بردار شده تا کاک فواد شهیدمان از همه امکان‌های مبارزاتی درست و به موقع استفاده کرده اند.

ظرفیت کوردستان و مردمانش برای مبارزه و رنج بالا بوده و تعداد زندانیان سیاسی کوردستانی در جمهوری اسلامی نشان دهنده این امر و نامیرایی روح انقلابی گری در آنان میباشد.

در کوردستان باکور، پارلمانتاریسم همراه با عملیات نامنظم چریکی را بعنوان حربه سیاسی انتخاب می‌کنند، در باشور رفراندوم برگذار می‌کنند، در روژآوا انقلاب مسلحانه را همچنان پی‌گیر هستند، در روژهلات با تشکیل اعتصاب‌های گسترده و فراگیر و همه گیر برای نجات جان اعدامیان، اسلوبهای مبارزه را امتحان می‌کنند.

کوردها و بالاخص کومەله با سیاستی برآمده از هشیاری و تجربه نزدیک بە یک قرن حضور انقلابی در خاورمیانه، توان دفاعی و سرکوبگرانەی دولت های ارتجاعی منطقه را بالکل فلج کرده‌اند.

“کومەله” در روژهلات کوردستان می‌تواند امکان‌های آزمونی باشد برای دیگر خلق‌ها و ملت‌های ایران که اگر دنبال شکل مدنی‌تری از اعتراض و مقاومت سیاسی هستند آن اسلوب را از کوملەی سنه، کوملەی کاک فواد کوردستان بقاپند.

پ.ن: روزی مادرم تعریف می‌کرد زمانی که #سنه_گراد تازه به تصرف #جمهوری_اسلامی در آمده بود، در یک عملیات پارتیزانی، مسجد بزرگترین محلەی شهر ” #آغه_زمان” را بەمدت یک ساعت اشغال کردند و سرود پارتیزانی با شرف، برای آرپی جی لەشان برای کل شهر پخش شد و سنه در کومەله و کومەله در سنه جاودانه شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)