من لااقل ده سال است که این حرف را با عبارات مختلف از دهان این و آن تحلیلگر و مسئول اروپایی یا آمریکایی شنیده ام: طرفداری روسیه از جمهوری اسلامی قیمتی دارد، اگر بپردازیم، پشتیبانی پایان خواهد گرفت و کار تمام خواهد شد.

حرف که ظاهراً برخی جدیش میگیرند، با تمام ظاهر خشن و بی اعتنا که قرار است نشان Realpolitik باشد، به کلی پوک است و در حد آرزو پروری های خمینی آدمی… حداکثر شنونده را یاد بعضی آکتورهای قدیمی و کمابیش فراموش شده، میاندازد. کسانی که این سخن را تکرار میکنند، هنوز در حال و هوای دوران جنگ سرد به سر میبرند ولی جنگ سردی خیالی. اول از همه تصور میکنند که در آن دوره، سرنوشت همه را دو ابرقدرت به طور قاطع رقم میزدند و دیگر اینکه خیال میکند هنوز آن بساط به راه است ـ هر دو خطا.

مشکل اصلی کار اینجاست که جمهوری اسلامی ـ بر خلاف تبلیغات کودکانۀ ایالات متحده و رفقایش ـ متعلق به روسیه نیست که فروشی باشد. جمهوری اسلامی شریکی است لازم ولی گرفتار که چین و روسیه هیچکدام نمیخواهند قویش ببینند و میکوشند تا حد امکان از ضعف فعلی آن بهره برداری کنند. در این حالت، اصرار کردن به روسیه برای فروش و پیشنهاد این و آن قیمت برای تحریض فروشنده، سرگرم کننده شاید باشد، ولی تأثیری در سر گرفتن معامله ای که ممکن نیست، نخواهد داشت.

گفتم که بیان این آرزو به چندین سال پیش باز میگردد حتماً به قبل از وقایع سوریه. ولی ظرف چند سالۀ اخیر، سوریه شده جامۀ عمل آن. آرزومندان و البته در صدرشان اسرائیل، میخواهند که جمهوری اسلامی از سوریه بیرون برود و چون خودشان زورشان نمیرسد چنین کاری را انجام بدهند، از روسیه میخواهند که زحمت را بر عهده بگیرد ـ به همین سادگی. اسم اینرا گذاشته اند معامله بر سر ایران!

آنهایی که این سخن را تکرار میکنند و کسانی که دل به این یاوه ها میبندند، یک نکته را فراموش کرده اند: این کار چیزی نیست که قرار باشد فقط با دستور روسیه انجام گردد، کار مستلزم مواجهه است و به احتمال قوی، درگیری. نسخه ای که اینها دارند برای روسیه و به تبع جمهوری اسلامی میپیچند، در حقیقت نسخۀ جنگ است. گویا تصور میکنند که این دو مایلند محض چشم و ابروی آمریکا و اسرائیل، با هم بجنگند!

احتمالاً کسانی که این حرفها را میزنند، قدرت نظامی روسیه را با جمهوری اسلامی میسنجند و چنین تصور میکنند که خوب، بین اینها تناسبی نیست، همانطور که بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی؛ اگر جنگ آنجا نشد، اینجا شدنی است و نتیجه اش روشن است. پس هر کس این کار را بکند، خوب کرده و آفرین دارد. ولی این تصور به طرز مضحکی خطاست.

وقتی که شرکت سهامی داعش به راه افتاد تا عراق و سوریه را به کلی از هم بپاشاند و راه غارت تتمۀ ثروت این دو کشور مصیبت زده را هموار سازد، یکی از نقاط قوت طرح این بود که قرار بود در آن از نیروهای میلیشای مذهبی و محلی استفاده شود. سرمشق، نمونۀ افغانستان بود که در دهۀ هشتاد، روزگار شوروی را سیاه کرد و راه سقوط رژیم کمونیستی را هموار. سهامداران داعش چنین تصور میکردند که با رو کردن چنین وارویی، حریف جمهوری اسلامی و انواع میلیشیای اسلامیش خواهند شد و علاوه بر آن، در مقابل هر نوع دخالت روسیه، مصون خواهند بود. اول به این دلیل که روسها از این سوراخ گزیده شده اند و هیچ تمایلی به تکرار تجربۀ آخر عمر شوروی ندارند. دوم اینکه اگر هم بی احتیاطی کردند و آمدند، شکست قاطع خواهند خورد، بخصوص که حتی خطوط مواصلاتی زمینی هم نخواهند داشت.

این حساب دوم بی منطق هم نبود، چون نه تسلیحات، نه سازماندهی و نه دکترین نظامی روسیه، با شوروی سابق تفاوت چندانی نکرده و اگر روسیه در مقابل میلیشیای اسلامی قرار میگرفت، سرنوشتی بهتر از سلف خویش نمیداشت. خلاصه که اگر تنها به جنگ میرفت، شکستش حتم بود. ولی حساب اول بود که غلط درآمد و حساب دوم را هم غلط کرد. این هم کار سلیمانی بود که توانست استراتژی جنگ شورشی داعشی ها را با استراتژی جنگ انقلابی اش به شکست بکشاند و حریف را از صحنه حذف کند. دیدیم که روسها بسیار دیر و به اصرار او خطر کردند و موقعی به میدان آمدند که پیروزی زمانبر ولی حتم بود. کینۀ سهامداران داعش به سلیمانی، از همینجا نشأت میگیرد. فریاد نوکران فارسی زبانشان هم که مدتهاست به هواست.

برسیم به حرف آخر و مطلب را که برای «سخن روز» قدری هم طولانی شده، ختم نماییم. جنگ فرضی روسیه با جمهوری اسلامی در سوریه، همین جنگ خیالی که سهامداران داعش مشتاق وقوعش هستند و به نهایت غیر محتمل است، فقط جنگی میتواند باشد که یک طرفش استراتژی کلاسیک روسیه قرار خواهد داشت و طرف دیگرش استراتژی جنگ انقلابی جمهوری اسلامی. اولی از افغانستان تغییری نکرده، ولی دومی از آن زمان بسیار تکمیل هم شده. بهای کوشش روسیه برای بیرون کردن جمهوری اسلامی از سوریه، قرار گرفتن در موقعیتی نظیر افغانستان خواهد بود ـ البته به قیمت خون و خرج ایرانی و سوری.

تصور میکنم آنهایی که از این آرزو ها را میپزند، قدری در مهارت آشپزی خویش، دچار توهم هستند. بهتر است همان دنبال آمریکا بدوند.

 

۱۳ ژوئن ۲۰۱۹

  این مقاله برای سایت ایران لیبرال (iranliberal.com) است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

به تلگرام ایران لیبرال بپیوندید

https://t.me/iran_liberal

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)