مقاله زیر در ۱۲ فروردین ۱۳۹۳ در تریبون زمانه درج شده است. با توجه به اطلاعاتی که اخیرا بیرون آمده و محاکمه آقای محمد رضا خاتمی این نوشته مجددا چاپ می‌شود.

انتخابات ۸۸ پس از گذشت چند سال هنوز یکی از وقایع مبهم برای عموم مردم باقی مانده، و در این ارتباط سئوالات متعددی بدون پاسخ مانده است. آقای خامنه‌ای چرا با کاندیداتوری آقای موسوی موافقت کرد در صورتیکه قصد تداوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد را داشت؟ چرا نتیجه انتخابات فردای صبح بعد از برگزاری انتخابات اعلام شد؟ آقای خامنه‌ای علیرغم علم به غیرعادی بودن اعلام پیروزی آقای احمدی نژاد، فردای انتخابات از طریق رسانه‌های عمومی پیروزی ایشان را به اطلاع عموم رساند؟ ماجرای رای پائین آقای کروبی، حتی کمتر از رای‌های باطله چه بود؟ مهندسی انتخابات توسط چه کسانی و چگونه انجام شد؟ سوالات بالا بخشی از پرسش هائی است که برای مردم پیش آمده و هنوز برای آنها پاسخ‌های درستی دریافت نکرده‌اند. در این یادداشت کوشش می‌شود، تا حد امکان، نیمه پنهان حوادث ۸۸ توضیح داده شود.

با اتمام دوره ریاست جمهوری آقای بوش، و پایان زمان مشت آهنین، آقای اباما با رویکرد مذاکره با جمهوری اسلامی، خروج نیروهای آمریکائی از عراق و افغانستان، و بستن زندان گوانتامو به ریاست جمهوری رسید. آقای اوباما در طول مبارزات انتخاباتی بارها تعهد خود را به انجام موارد ذکرشده مورد تاکید قرار داده و ملتزم به اجرای آنها شده بود.

تحلیل فرماندهان سپاه و به تبع آن، آقای خامنه‌ای از اوضاع داخلی و خارجی آمریکا ” فیلی در گل ” بود که هرچه بیشتر تقلا می‌کند، بیشتر در گل فرو می‌رود. در این میان کمک ایران، از دو طریق، کاهش حمایت از معارضین، و استفاده از نفوذ خود برای آرام کردن اوضاع منطقه، برای برون رفت از دام گرفتار شده، یاری موثری بود. اما جمهوری اسلامی در جریان حمله آمریکا و ناتو به افغانستان و عراق، علیرغم کمک به آنها، پاداش تحقیر آمیزی چه در زمینه اتمی، با پیشنهاد بچگانه اروپا از یک طرف و قرار گرفتن در محور شرارت از جانب آمریکا روبرو شد. لذا در این مقطع نمی‌خواست دو باره فریب بخورد. بطور خلاصه جمهوری اسلامی فکر می‌کرد فرصت طلائی برای کسب امتیاز از غرب، بالاخص آمریکا بدست آورد است.

آقای خامنه‌ای با تحلیل گفته شده برای پیشبرد خواسته خود به شرایط مناسبی در داخل کشور نیاز داشت، این شرایط، حضور گسترده مردم در انتخابات ریاست جمهوری، نشان دادن قدرت بی چون و چرای خود در حاکمیت و بستن دهان منتقدین داخلی بود. برای رسیدن به خواسته‌های مذکور، نقشه ماهرانه‌ای طرح شد، اول، حضور چهره‌های شناخته شده، که می‌توانستند مردم را به پای صندوق‌های رای بیاورند در انتخابات، دوم، عدم تغییر در تیم صاحب منصبان حکومتی، و بالاخره دستگیری تعدادی از منتقدین زبان دراز اصلاح طلب.

بمنظور پیاده کردن نقشه، افرادی که قابلیت جذب مردم به صندوق‌های رای را داشتند تشویق به کاندیداتوری کردند از جمله آقایان موسوی، کروبی و رضائی، و در کنار آنها فرد مورد نظر خود آقای احمدی نژاد را قرار دادند.

از طرف دیگر دادستانی حکم بازداشت عده‌ای از اصلاح طلبان را چند روز قبل از انتخابات آماده کرد، تا قسمت دوم نقشه را اجرا کنند. بخش سوم مهندسی انتخابات پیروزی آقای احمدی نژاد بود، که آن هم مشکلی نبود، آقای خامنه‌ای با استفاده از حکم حکومتی می‌توانست این موضوع را بعنوان دستور رهبری اعلام کند.

مراحل مختلف انتخابات از تائید صلاحیت کاندیداهای مورد نظر و تبلیغات، با کمال آزادی و با سروصدای زیاد از طرف هواداران کاندیداها برگزار گردید. تا روز جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ که بعنوان روز انتخابات تعیین شده بود..

انتخابات ریاست جمهوری با کاندیداهای تائید صلاحیت شده به روال عادی شروع شد. اولین اقدامی که توجه عموم را جلب کرد، قطع سیستم پیامک تلفن‌های همراه بود. ستادهای انتخاباتی آقایان موسوی و کروبی تصور کردند علت قطع پیامک، جلوگیری از اطلاع رسانی تقلب در شهرستان‌ها به مرکز است، در حالیکه تقلبی بصورت سیستماتیک وجود نداشت که قطع پیامک ضروری باشد، این عمل برای ممانعت از ارسال پیامک‌های گروهی در صورت لو رفتن نقشه و همچنین اقدامات بعدی بود.

با نزدیک شدن زمان پایان انتخابات، در عصر همان روز، دستور از ستاد مرکزی به تیم‌های عملیاتی جهت شروع اقدام صادر شد. یک تیم به ستاد قیطریه آقای موسوی حمله و تعدادی از اصلاح طلبان مستقر در ستاد را بازداشت کردند، تیم دیگری به وزارت کشور رفته و اطاق اعلام نتایج انتخابات را در اختیار گرفتند.، و بالاخره با احکام دادستانی به درب خانه اصلاح طلبان زبان دراز مراجعه و شبانه آنها را دستگیر و به زندان منتقل کردند.

آقای موسوی با دریافت اخبار بالا متوجه وجود نقشه‌ای در کار شد (شاید از افراد تیم‌های عملیاتی اطلاعاتی دریافت کرده بود.)، دیر وقت همان شب به وزارت کشور عزیمت و با حضور خبرنگاران، پیروزی قطعی خود را در انتخابات اعلام کرد. عملی که تا آن زمان در هیچیک از انتخابات سابقه نداشت. این حرکت خارج از نقشه و پیش بینی نشده بود ولی نمی‌توانست اثر مهمی در اقدامات بعدی داشته باشد..

تیم اعلام نتایج انتخابات مستقر در وزارت کشور طبق برنامه ریزی قبلی، صورتجلسه‌های شمارش آراء شهرستان‌ها را که به وزارت کشور فاکس می‌شد بمنظور جمع بندی و اعلام نتایج دریافت می‌کرد..

اولین اعلام که برای ستاد مرکزی مهندسی انتخابات مهم بود جمع کل آراء به صندوق ریخته بود که سریعا اعلام شد. با این نتیجه خواست اول، محقق گریده بود.. براساس تصمیمات متخذه در ستاد مرکزی نتایج بایستی شرایط زیر را دارا باشد:

* جمع کل آرا ماخوذه بایستی از همه انتخابات قبلی جمهوری اسلامی بیشتر باشد.

* برنده انتخابات آقای احمدی نژاد در دور اول و با آرای بیشتر از پیروز انتخابات قبلی

(در انتخابات قبلی بیشترین آراء مربوط به آقای خاتمی و با ۲۳ میلیون رای بود)

* آرای آقای موسوی بایستی به تعداد آبرومندی اعلام شود، که ضمن قرار گرفتن در رتبه دوم، ضرورتی برای برگزاری دور دوم انتخابات نباشد.

* با توجه به برخوردهای آقای کروبی و اظهاراتی مبنی بر تقلب در انتخابات سال ۸۴، لازم بودن آراء ایشان کمترین رقم اعلام شود، بطوریکه آراء آقای کروبی از تعداد آراء باطله کمتر باشد، تا نزد حامیانش تحقیر شود..

کمیته اعلام آرا با دستورالعمل بالا، نتایج را به مرور اعلام می‌کرد، نکته جالب در این میان ثابت بودن نسبت آراء کاندیداها در تمام مراحل ارائه نتایج بود. با آمدن آقای موسوی به وزارت کشور، ستاد مرکزی مهندسی انتخابات تصمیم به اعلام سریع نتیجه نهائی انتخابات تا صبح همان روز شد، اعلام نتیجه نهائی انتخابات در صبح روز شنبه ۲۴ خرداد، تعجب همه دست اندرکاران انتخابات از ابتدای انقلاب تا آن زمان را موجب شد.. با توجه به شمارش دستی آرا ء چطور امکان داشت، آراء شهرستان تهران را، که در انتخابات قبلی چندین روز طول می‌کشید در چند ساعت انجام داد؟

با اعلام نتایج، ابتدا آقای موسوی، بعد آقای کروبی، و پیرو آنها آقای رضائی به آراء اعتراض کردند.. حالا موقع ورود آقای خامنه‌ای به صحنه بود، ایشان بعد از ظهر شنبه در یک نطق رادیو تلویزیونی که از کلیه کانال‌های صدا و سیما پخش شد ضمن تائید نتایج از همه خواست ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد را بپذیرند و انتخابات را خاتمه یافته تلقی کنند. هدف آقای خامنه‌ای از این سخنرانی، بستن پرونده انتخابات با حکم حکومتی خود بود..

در ارتباط با اعتراض کاندیداها، تحلیل ستاد مرکزی مهندسی انتخابات بدین قرار بود، آقای رضائی، بفهمد که این کلاه برای سر او گشاد است، آقای کروبی با تحقیری که با تعداد آرا به او نشان داده‌اند، برای همیشه دست از سر کاندیدا شدن بردارد، و آقای موسوی که حضور در انتخابات را علیرغم تمایل شخصی پذیرفته بود، با آرا بالا اعلام شده محترمانه کنار خواهد رفت و نهایتا پروژه مهندسی انتخابات به خوبی به نتایج دلخواه آنها خواهد رسید.

گروه طراحی نقشه در محاسبات خود بهای کمی به مردم داده بودند، دلایل این امر، گزارشات سازمان‌های اطلاعاتی، امنیتی از جریان‌های معاند و معارض، و سوابق انتخابات قبلی بود. شنبه صبح با اعلام نتایج انتخابات، عده‌ای از جوانان بعنوان اعتراض در اطراف وزارت کشور جمع و به نتیجه انتخابات اعتراض کردند. نیروی انتظامی با آنها برخورد و متفرق کرد. یکی دیگر از دلایل تعجیل آقای خامنه‌ای در اعلام حکم حکومتی، بجز شکایت کاندیداها، اعتراض عده‌ای جوان به نتیجه انتخابات در مقابل وزارت کشور بود. در وضعیت عادی آقای خامنه‌ای حکم خود را به شورای نگهبان ابلاغ و شورای مذکور نتیجه نهائی را به اطلاع عموم می‌رساند.

پیش از ادامه توضیح اعترضات مردم، تحلیل رویکرد اقشار و طبقات مختلف به انتخابات و کاندیداها به روشن شدن بهتر اجتماعات اعتراضی کمک می‌کند. طبقه متوسط در شهرهای بزرگ شامل دانشجویان، تحصیلکردگان، کارمندان دولت و شرکت‌های خصوصی، و در کنار آنها مردان و زنان مسن ناراضی از انقلاب، اقشاری بودند که همراه معتقدان به کلیت نظام که در جهت اصلاح مسیر آن انتخاب آقای موسوی را که فردی شریف و درستکار بود و می‌توانست با جدیتی که در برخورد با مفاسد مالی و فرهنگی جامعه داشت، جمهوری اسلامی را از سراشیب اضمحلال نجات دهد، در انتخابات شرکت و به ایشان رای دادند. لذا نتایج اعلام شده با وجود رای بالای آقای موسوی نمی‌توانست آنان را اقنا کند. گروه‌های یاد شده تصور می‌کردند مورد سوء استفاده حاکمیت برای رسیدن به مقاصد خودشان قرار گرفته‌اند. به همین دلیل کاندیداهای معترض چه می‌خواستند و یا نمی‌خواستند صدای اعتراض خود را بلند می‌کردند.

آقای هاشمی بعنوان ریش سفید نظام پیش آقای خامنه‌ای رفت و نقطه نظرات کاندیداهای معترض را به اطلاع ایشان رساند. آقای خامنه‌ای در جواب گفته بود، مصلحت نظام در ریاست جمهوری مجدد آقای احمدی نژاد است، و در برابر اعتراض آقای هاشمی، به این امر، اظهار کرده بود، من بعنوان رهبر کشور این حق را دارم که ضرورت چنین کاری را تشخیص داده و تصمیم مقتضی اتخاذ کنم. و در دفاع از استفاده از حکم حکومتی گفته بود، در انتخابات سال ۸۴ دو نفر از کاندیداهای رد صلاحیت شده توسط شورای نگهبان با حکم حکومتی من تائید صلاحیت شدند و کسی هم به این عمل اعتراض نکرد. اگر حکم حکومتی قانونی نیست چطور در آن زمان مورد پذیرش قرار گرفت؟ این درست نیست وقتی چیزی به نفع ما هست بپذیریم و در صورتیکه احساس کردیم به ضرر ماست آنرا رد کنیم. و حتی مثالی زده بود که فرمان اتوبوس نظام بدست من داده شده و تا زمانی که در این سمت هستم می‌توانم از این حق استفاده کنم، چون اگر قرار باشد رهبر با حرف این وآن بخواهد مسیر خود را تغییر دهد اتوبوس به دره سقوط خواهد کرد. اگر با تصمیمات من موافق نیستید با توجه به خستگی، استعفا داده تا مجلس خبرگان که خود شما رئیس آن هستید شخص دیگری را به رهبری انتخاب کند. این نظر نهائی من است و تغییر نخواهم داد.

آقای موسوی پس از اطلاع یافتن از نظر آقای خامنه‌ای، پاسخ داده بود، اولا من هیچ زمان حکم حکومتی را نپذیرفته‌ام، حتی در هیات اصلاح قانون اساسی با اختیارات رهبری به شرحی که در اصلاحیه درج شد مخالف بودم، ثانیا، همان مردمی که حقوق و وظایف رهبری را تائید کرده‌اند در این زمان به من برای ریاست جمهوری رای داده‌اند.

مردم، مستقل از مباحث صاحب منصبان حکومتی، خواسته خود را با شعار ” رای من کو؟ ” دنبال می‌کردند. دوشنبه ۲۵ خرداد با اطلاع رسانی از طریق شبکه‌های عمومی اینترنت و سایر روش‌های سنتی، تظاهرات مخالفان نتیجه انتخابات در خیابان انقلاب و آزادی تهران با حضور میلیون‌ها نفر بصورت آرام و بدون شعار برگزار گردید.

علیرغم حضور آقای موسوی در جمع متظاهرین ۲۵ خرداد، هیچیک از کاندیداهای معترض مردم را به راهپیمائی دعوت نکرده بودند. و این رویداد همه حاکمان را شوک زده کرد. آقایان موسوی و کروبی ناخواسته به رهبران معترضین تبدیل شده و در پشت سر مردم شروع به حرکت کردند و ستاد مهندسی انتخابات با ناباوری به راهپیمائی نگاه می‌کرد.

واکنش‌های شتابزده و غیر معقول از قبیل سخنرانی آقای خامنه‌ای در نماز جمعه و اشاره به نزدیکی نظرات خود با آقای احمدی نژاد، در حالیکه در صف مقابل بزرگان جمهوری اسلامی قرار داشتند، و هیچ ضرورتی به این اظهار نظر نبود، مبین بهمریختگی اوضاع و نشان دهنده، خارج شدن کنترل از دست ستاد بود.

برخورد خشن و خارج از عرف با تظاهرکنندگان، آوردن جمعی از بازداشت شدگان به دادگاه نمایشی که به همه چیز شبیه بود جز دادگاه، و بردن جوانان تحصیلکرده به کهریزک برای زهر چشم گرفتن، هرچه بیشتر رژیم را در داخل و خارج

بی حیثیت کرد. و نقشه‌ای که برای بهره برداری از انتخابات مهندسی شده کشیده بودند به باد فنا رفت. بعدا آقای خامنه‌ای در یکی از سخنرانی‌های خود اذعان کرد که جریانات پس از انتخابات، ضربه سختی به نظام زد.

داستانی که با گذشت ۵ سال، تبعات آن ادامه دارد. در حالیکه اگر تحلیلگران جمهوری اسلامی دقت می‌کردند، متوجه می‌شدند اقشار‌ی که به خیابان آمدند از طبقه محروم جامعه نبودند و بهمین علت، تنها در چند شهر بزرگ ظاهر شدند. و در نهایت کاری نمی‌توانستند از پیش ببرند.

پیروز باشید

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)