قیمت کالاهای اساسی صنعتی (مانند محصولات پتروشیمی و فولادی) و همچنین خودرو توسط بنگاه های خصولتی (با انحصار بازار) گران می شود. توجیه همیشگی آنها برای گران کردن چیست؟

چون دلالان دارند استفاده می کنند.

دلالان که هستند؟

عوامل همان بنگاه های خصولتی هستند. کیست که نداند دلالان پیرامون این بنگاه ها وابستگان اینها هستند و «شریک دزدند و رفیق قافله»

این بنگاه ها با احتکار ارز صادراتی، بهای آن را بالا می برند. سوال این است که پس چگونه مخارج ریالی خود را تامین می کنند؟

این بنگاه های خصولتی به بانکهای به اصطلاح خصوصی متصل هستند و با بهره بالا از این بانکها استقراض می کنند تا سرمایه در گردش (خارج شده توسط ارز) را تامین کنند.

ارز آنها چه می شود؟

بخشی از آن با بازارسازی به قیمت بالا توسط این بانکها در بازار آزاد فروخته می شود. یعنی بانکهای خصوصی دوسره بار می کنند، هم بهره بالا می گیرند و هم از فروش ارز به قیمت بالا سود می کنند.

برنده اصلی شوک ارزی و گرانی ها چه گروهی هستند؟

بنگاه های صنعتی خصولتی و بانکهای خصوصی

چرا باید نرخ ارز بیش از ۳ برابر شود و گرانی امان مردم را ببرد؟

نئولیبرال های داخلی استدلال می­کنند چون نقدینگی چندین برابر شده است.

چرا نقدینگی چند برابر شده است؟

۷۰ درصد نقدینگی در ۵ سال اخیر ایجاد شده و علت اصلی آن استقراض بانکهای خصوصی از بانک مرکزی و خلق پول توسط این بانکها است. یکی از عوامل اصلی افزایش نقدینگی ناترازی بانکهای خصوصی در اثر پرداخت سود سپرده های بالا در طول سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶ بود که نئولیبرال های داخلی مروج و پشتیبان آن بودند.

!!!

نحله اقتصادی و دار و دسته رسانه ای وابسته و مزدبگیر بنگاه های خصولتی و بانکهای خصوصی برای توجیه و استمرار سیکل غارت اقتصاد و گذاشتن کلاه شرعی اقتصاد بازار بر سر آن، از کلیشه های سطحی زیر به صورت ابزاری استفاده می کنند،

اقتصاد آزاد؛

اقتصاد بازار؛

آزادی کسب و کار؛

آزادی قیمت ها؛

کشف قیمت در بازار؛

رقابت در بازار؛

دست نامرئی بازار؛

بخش خصوصی و پارلمان بخش خصوصی!

چون کسی زحمت این را به خود نمی دهد که مثلا برود کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت را حداقل یک بار بخواند (که برای فهم و درکش باید بارها و بارها آن را مطالعه کرد)، چون با مهندسی افکار عمومی نگاه سطحی و ابزاری به اقتصاد حاکم است، چون مردم کشورهای توسعه نیافته فکر می کنند هر چه بر آن نام ازادی نهند مقدس است!، چون قرنها این مردم استبداد را تجربه کرده اند و اصولا آزادی را با هرج و مرج و چپاول اشتباه می گیرند، چون ملت ما اصولا به نقالی علاقه دارند و مهم تر از همه چون دار و دسته رانت خورها، دلالان، سفته بازان و نزولخورها باید استفاده ببرند و پای منافع کلان در بین است، در نتیجه بساط فریبکاری و تبهکاری به نام علم اقتصاد، محفلش در ایران بسی گرم است.

در اقتصادی که دارای فساد بالا (شاخص های ادراک و کنترل فساد)، رتبه اول ریسک پولشویی در جهان، حاکمیت قانون ضعیف، فقدان شفافیت و دسترسی آزاد به اطلاعات، انحصار بازار ارز و کالاهای اساسی و سلطه بخش خصولتی بر اقتصاد است و مهم تر از همه بی ثبات ترین شرایط اقتصاد کلان و تضعیف پول ملی تاریخی خود را تجربه می کند، سوال کلیدی این است که با توجه به این شرایط و در غیاب همه ساختارها و نهادهای پشتیبان اقتصاد بازار، چگونه صرف آزادی قیمتها می تواند نجات دهنده اقتصاد ایران باشد؟، هر چند که آزادی و بی بندباری قیمتها از ارز گرفته تا هر گونه کالاها و خدمات است که اقتصاد ایران را به روزگار امروز کشانیده است. تعریف آزادی قیمتها از نظر مدافعان آن در ایران این است که منابع (نفت، گاز، معادن و انرژی) کشور به قیمت های ارزان دستوری به بنگاههای شبه دولتی و وابستگان داده شود و در سوی دیگر این بنگاهها در فروش تولیدات خود یا ارز حاصله از صادرات به هر قیمت کاملا آزاد باشند. نحله­های نئولیبرال در شرایطی از واقعی­سازی قیمت ها سخن می­گویند که قیمت (دستمزد) نیروی کار به شدت سرکوب شده است. همین نحله که از بازار آزاد و آزادسازی قیمت ها دفاع می کند، در برابر بازار بسته و انحصاری خودرو و فولاد سکوت می کند.

عصای بازاری که موسی … از آن صحبت می کند، عصای موسی کلیم نیست، بساطی شبیه همان رمالی و مارگیری جادوگران عصر موسی کلیم است که برای تامین منافع ائتلاف حاکم و غارت مردم با مالیات تورمی برپا شده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)