ممکن است در رابطه ای که شما آن را جدی می پندارید حس کنید که چیزی سر جایش نیست. انگار یک پای رابطه می لنگد. اما تردید داشته باشید آنچه که ادراک می کنید واقعا درست باشد. ممکن است حس تان را به حساب ناامنی درونی تان بگذارید و از بیان صریح آن به طرف مقابل تان بپرهیزید. اما همچنان جس کنید که شما اولویت او نیستید. نشانه هایی وجود دارند که با دیدن آنها در یک رابطه میتوان تا حد زیادی اطمینان پیدا کرد که «حال» رابطه خوب نیست! توجه داشته باشید که اگر این نشانه ها به کرات تکرار شوند میتوان آنها را ملاک قرار داد. صرف یکبار اتفاق افتادن آنها دلیل خوبی برای قضاوت درباره کیفیت رابطه نیست. در ادامه مقاله، این نشانه ها را با هم مرور می کنیم .
• نیازها ، انتظارات و درخواست های شما به طور مداوم نادیده گرفته می شوند.
در رابطه سالم و برابر، نیازها و خواسته های هردو طرف به میزان برابر و یکسانی برآورده می شوند. در حالی که در روابط معیوب، همواره یک نفر دست بالا را دارد. انتخاب ها و نیاز های اوست که در اولویت قرار میگیرد و طرف مقابل غالبا نادیده گرفته می شود.
• طرف مقابل تان به اظهارنظرات شما گوش نمی دهد.
به نظر می رسد وقتی با او صحبت می کنید حواسش به شما نیست. در مقابل اظهارنظرات شما به گونه ای رفتار میکند که انگار حرفتان را نشنیده است یا اساسا نظر شما برایش اهمیتی ندارد. اینکه دو طرف نتوانند در یک مکالمه برابر شرکت کنند میتواند زنگ خطر باشد (منظور از مکالمه برابر، مکالمه ای است که در آن هردو طرف سهم برابری در گوش دادن و سخن گفتن دارند. برخی افراد اشتیاق زیادی برای حرف زدن درباره خود و تجارب شان دارند در حالی که قادر به گوش دادن فعال به طرف مقابل شان نیستند. این افراد انتظار دارند دیگران با دقت به حرف هایشان گوش دهند اما متقابلا چنین زمانی را برای سخن گفتن به طرف مقابل شان نمی دهند). یکی از مهم ترین نشانه های روابط معیوب آن است که در مکالمه ها یک نفر متکلم وحده است. اغلب صحبت ها حول محور او، نیازها، تجارب و خاطرات او میگردد.

• انتظار دارد تمام ابعاد رابطه تحت کنترل او باشد.
شاید به نظر متناقض برسد که وقتی کسی در رابطه حضور کمرنگی دارد چگونه ممکن است بخواهد در عین حال همه ابعاد رابطه را کنترل کند؟ با این حال این اتفاق گاه رخ می دهد. وقتی طرف مقابل شما میخواهد همه چیز در رابطه دقیقا به نحوی که او میخواهد و درست می داند اتفاق بیفتد. او ممکن است در مورد جزییات زندگی تان اظهار نظر کند. این رفتارها معمولا باعث می شود که به اشتباه فکر کنید « پس هنوز برایش مهم هستم!» اما در واقع این رفتارها یکسویه هستند. به شما متقابلا فرصت داده نمی شود که به همین اندازه درباره جزییات زندگی طرف مقابل تان بدانید یا نظر بدهید.
• برنامه های مشترک را به طور مداوم کنسل می کند.
وقتی حال رابطه خراب است یکی از طرفین برای رابطه سرمایه گذاری نمی کند. به اندازه کافی برای آن وقت نمی گذارد. ممکن است به طور مداوم مشاهده کنید که شما کسی هستید که در دقیقه نود به یادش می افتد میخواسته با شما صحبت کند یا شما را ببیند. به دفعات، شما بعد از کار و دوستان و خانواده و فامیل قرار میگیرید یا حتی ملاقات و گفتگویی که از قبل برنامه ریزی شده بوده، توسط طرف مقابل تان فراموش می شود.
• به برنامه های آینده پایبندی نشان نمی دهد.
ممکن است شما برای آینده نقشه هایی کشیده باشید یا درباره آن اشاراتی کرده باشید. در روابطی که زنگ خطر به صدا در امده است، یکی از طرفین وقتی صحبت از آینده می شود سعی میکند مسیر صحبت را عوض کند یا صراحتا بی میلی خود را درباره بحث اعلام کند. این نشان می دهد که فرد مورد نظر فاقد انگیزه کافی برای ساختن یک آینده مشترک است.
• مناسبت های خاص را با شما جشن نمی گیرد.
ممکن است برای کریسمس تصمیم بگیرید شریک تان را سورپرایز کنید. اما وقتی تاریخ برنامه ای که در ذهن دارید را به او اعلام می کنید به شما بگوید که او در آن روز کاملا ً مشغول است یا حتی علاقه ای به برگزاری چنین مراسمی ندارد. با این حال بعدتر متوجه شوید یا ازدیگران بشنوید که او با دوستانش در جایی دیگر وبدون حضور شما کریسمس را جشن گرفته است.

این یک یا چند تا از این علامت ها اگر به طور مکرر رخ دهند حاکی از آن هستند که رابطه ای که در آن قرار دارید رو به افول است. شاید بهتر باشد در چنین رابطه ای سرمایه گذاری عاطفی نکنید و با پایان دادن به آن مانع از آسیب بیشتر به خودتان شوید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)