سالهاست که تنش بین جمهوری اسلامی و آمریکا حوصلهُ همه را سر برده است. همه منتظرند که این داستان ختم شود و مختصری آرامش نصیبشان گردد. این خواست چنان بارز است که حتی اگر در اپوزیسیون هم باشید و در باب ختم دعوا ابراز بدبینی کنید، همه به شما ایراد میگیرند که چرا مردم را ناامید میکنید. خلاصه، امید همه بند شده به این داستان. از آنجا که نمیخواهم امید بیخود به کسی بدهم، روی یکی از عوامل و شاید عامل اصلی طولانی شدن دعوا انگشت خواهم گذاشت.

به تصور من، عامل اصلی تطویل دعوا، نامتقارن بودن آن است. عبارت «عدم تقارن» که چند سالی است مد شده، تقریباً به هر موقعیتی میتواند اطلاق گردد و اینجا صورت معینی از آن مد نظر من است. وضعیت دو بازیکن این کشمکش به دو شطرنج باز شبیه است که مهره هایشان را همزمان روی دو صفحهُ متفاوت حرکت میدهند. این دو صفحه عبارت است از نفوذ منطقه ای و جنگهای نیابتی برای جمهوری اسلامی و جنگ اقتصادی و دیپلماتیک برای آمریکا. جالب این است که هرکدامشان، روی یک صفحه پیروز است و در دیگری بازنده ـ هر دو با فاصلهُ زیاد. ولی پیروزیهای هیچکدام، قادر به تعیین سرنوشت جنگ نیست.

در این میان، هر چند وقت یکبار، آمریکا که هم قویست و هم بیشتر از قدرت، توهم قدرت دارد، یک سر و صدایی راه میاندازد و با تهدید های بی پایه و مضحک، قدری روی اعصاب ایرانیها پیاده روی میکند، تا بالاخره بفهمد که طرفش جا نمیزند و معرکه اش را جمع کند تا نوبت بعدی. محض خالی نبودن عریضه هم چنین ادعا میکند که خطری بود، خودم رفعش کردم! دنیا هم تماشاگر و حیران از این معرکه گیری.

این موجهای سطحی که آمریکا ایجاد میکند، هدفی جز ترساندن حریف و وادار کردنش به عقب نشینی ندارد و با تکرار، هر بار هم از تأثیرش که از اول هم چیزی نبود کاسته میگردد. خاصیت اصلی این ادا و اصولها، ایجاد توهم حل و فصل سریع تنش چندین ساله است، البته به ضرر جمهوری اسلامی، نزد این نادانهایی که تصور میکنند آمریکا قادر به تغییر رژیم در ایران است و اگر چنین کند، چیزی هم گیر آنها خواهد آمد.

سیر این تنش ثابت است و دراز مدت. عدم تقارنش از نوع خاصی است و مهمتر از نامتقارن بودنش این است که فرسایشی است. یعنی به این راحتی ختم شدنی نیست. باید به آن عادت کرد، از هیجانهای انگیزی هایی که آمریکا به سبک مرحوم ساموئل خاچیکیان میکند، هراسان نشد و اگر قصد جدی برای حل دعوا هست، نیرو را صرف تغییر رژیم کرد، نه سرآسیمگی و غصه و سرخوردگی. گره این مشکل هم، مثل باقی، فقط به دست ملت ایران گشودنی است، به شرطی که اراده کند. به هر حال حضور آمریکا زائد است.

 

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

۲۰ مه ۲۰۱۹

به تلگرام ایران لیبرال بپیوندید
https://t.me/iran_liberal

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)