دیه در قوانین اسلامی مجازات مالی و غرامتی است که به قربانی یا بازماندگان او در زمان قتل، آسیب‌ جسمی یا آسیب اموال داده می‌شود و از آن به عنوان جایگزینی بر قصاص قتل عمد یا غیر عمد یا نقص عضو یاد می‌شود. دیه که در زبان عربی به معنای خون‌بهاست، تنها در زمانی قابل استفاده است که قربانی یا خانواده قربانی می‌خواهند با مجرم یا خانواده او مصالحه کنند و در غیر این‌ صورت کسی نمی‌تواند مانع قصاص شود.

میزان دیه نیز در طی تاریخ بر اساس جنسیت و دین و آیین قربانی متغیر بوده است. دیه در دوران مدرن در نظام حقوقی ایران، پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نقش مهمی در قوانین جزایی دارد. در ایران و پاکستان دیه برای مسلمان و غیرمسلمان به یک شکل محاسبه می‌شود و در کشور عربستان سعودی با توجه به دین قربانی متغیر است.

مفهوم دیه که در قوانین ایران برای اولین بار در سال ۱۳۶۱ به کار برده شد، تلاشی برای شناسایی مجازات‌های صدر اسلام بوده است اما هنوز درباره چیستی و جزئیات آن اتفاق نظر وجود ندارد. این اختلاف‌نظرها برآمده از اختلاف دیدگا‌ه‌ها درباره چرایی لزوم پرداخت دیه در صدر اسلام بوده است.

با این حال قانون دیه فقط به قوانین اسلام اختصاص ندارد. از قبایل آفریقایی گرفته تا ایران باستان و ادیان ابراهیمی دیه را در قوانین خود لحاظ کرده‌اند. البته در یهودیت بیشتر در قانون قصاص به عنوان چشم در مقابل چشم وجود دارد اما در دین مسیحیت که به دین بخشش معروف است قانون چشم در مقابل چشم مکروه است و در این میان اسلام دینی بینابینی است. بر اساس دین یهود، جان انسان متعلق به خداوند است بنابراین در یهودیت گرفتن خون‌بها در ازای قتل ممنوع است و نمی‌توان از طریق پرداخت دیه، خسارت را کاهش داد.

جایگزینی خون‌بها برای مجازات قتل

بررسی‌های اجمالی نشان می‌دهد که در بیشتر کشورهای جهان اعدام در ابتدا مجازات مسلم قتل عمد بوده است اما روند تغییر در قوانین کشورها به سوی حذف اعدام (به عنوان جای‌گزینی به عنوان دیه) چه برای قتل عمد و چه برای جرائم دیگر پیش می‌رود. در ۴۰ سال گذشته، حدود ۱۴۰ کشور (نزدیک به ۷۰ درصد از کشورهای دنیا) اعدام را به عنوان مجازات شدید وعامل بازدارنده از قوانین خود حذف کرده‌اند. در بیشتر این کشورها حبس و یا حبس ‌های طولانی مدت به عنوان جایگزین اعدام برگزیده شده است. پیشنهاد دیه یا خون‌بها برای جایگزین کردن مجازات خشن اسلام برای قتل نفس است. میزان دیه به عنوان خون‌بها مقدار ثابتی است و با چانه‌زنی خانواده مقتول و قاتل محاسبه نمی‌شود.

خون‌بها

دیه به عنوان مجازات و غرامت قتل با عنوان Blood money در کشورهای غربی شناخته می‌شود. در این کشورها کارکرد دیه جبران خسارت و یا جلوگیری از ادامه خصومت است و باعث می‌شود مجرم از انتقام‌جویی شخصی افراد خانواده قربانی مصون بماند. به طور کلی پرداخت غرامت در کشورهای غربی با مفهوم دیه در قوانین مذهبی متفاوت است. پرداخت غرامت به فرد یا خانواده قربانی با هدف کاهش آسیب‌های ناشی از صدمه یا جبران خسارت انجام می‌شود و به عنوان نوعی از مجازات مجرم در نظر گرفته نمی‌شود.

با این حال قانون پرداخت خون‌بها پیش از این در میان قوم ژرمن پیش از ظهور مسیحیت مرسوم بوده است و میزان آن بر اساس نوع جرم؛ قتل و صدمه جسمی توسط قانون مشخص می‌شد. قانون همچنین مشخص کرده بود که خون‌بها به چه کسی می‌بایست پرداخت شود. در این میان برای برخی از انواع قتل‌ها و جنایت‌ها، از دیه به عنوان پرداخت خسارت استفاده نمی‌شد؛ مانند قتل در معبد یا قتل کسی که در خواب است.

ایرلندی‌ها نیز در زمان قتل یا جنایت وحشتناک خون‌بها را به عنوان مجازات مجرم و جبران خسارت پرداخت می‌کردند. قانون پرداخت خون‌بها تا قرن شانزدهم میلادی نیز اجزا می‌شد. اگر قاتل فرار می‌کرد قبیله او می‌بایست خون‌بها را پرداخت می‌کرد.

در ولز نیز خون‌بها به خانواده قربانی داده می‌شد. در این قانون میزان خون بها به موقعیت قربانی و طریقه قتل بستگی داشت. مثلا مسموم کردن قربانی میزان خون بها را دو برابر می‌کرد.

در میان آنگلوساکسون‌ها و اقوام اسکاندیناوی نیز «ورگیلد» به عنوان خون بها یا جبران خسارت به املاک و دارایی‌ها شناخته می‌شد. مثلا اگر چیزی دزدیده می‌شد یا کسی مسموم یا کشته می‌شد مجرم باید به مالک یا قربانیان خسارت پرداخت می‌کرد.

پرداخت غرامت در کشورهای آسیایی

علاوه ‌براین پرداخت خون‌بها در کشورهای شرق آسیا مانند کره و ژاپن نیز رایج است. مثلا در ژاپن گرفتن خون‌بها که به آن «میمایکین» گفته می‌شود مرسوم است. در قانون جزایی کره، حتی پس از گرفتن خون بها مجرم می‌بایست با مجازات عمومی جرم خود روبه‌رو شود. کره جنوبی در مجازات تجاوز نیز غرامتی را به عنوان خون‌بها برای قربانی تجاوز در نظر می‌گیرد.

در قوانین جزایی سومالی نیز خون‌بها در جرائمی مانند افترا، تهمت، سرقت، آسیب‌ جسمی، تجاوز و قتل به عنوان جبران خسارت برای فرد قربانی یا بستگان آسیب‌دیده پرداخت می‌شود.

پرداخت دیه در کشور عراق نیز وجود دارد. گرفتن خون‌بها در قبایل بادیه نشین عراق با وجود قوه‌قضاییه سکولار همچنان مرسوم است.

چالش‌های کشورهای اسلامی در پرداخت دیه

در عربستان سعودی به عنوان یک کشور اسلامی زمانی که فرد دست به قتل می‌زند دادگاه شریعت باید درباره خون‌بها تصمیم‌گیری کند. خون‌بها در عربستان سعودی نه تنها برای قتل بلکه برای مرگ‌های غیرطبیعی، مانند آتش‌سوزی، تصادفات جاده‌ای و حوادث صنعتی استفاده می‌شود. موضوعی که دیده‌بان حقوق بشر و دیگر نهادهای حقوق بشری در مورد دیه در عربستان بر آن انگشت می‌گذارند تفاوت میزان دیه برای قتل انسان مسلمان و غیرمسلمان است که آن را ناعادلانه و غیراخلاقی می‌دانند. براساس قوانین مجازات اسلامی عربستان سعودی دیه افراد مسیحی و یهودی نصف فرد مسلمان است و دیه افراد ادیان غیرابراهیمی یک‌ششم فرد مسلمان در نظر گرفته می‌شود. مساله نحوه پرداخت دیه در قوانین عربستان سعودی موضوعی بسیار بحث‌برانگیز است. در سال ۲۰۱۳ پدری که قاتل فرزند ۵ ساله خود بود با پرداخت دیه از زندان آزاد شد و این مساله از سوی نهادهای حقوق بشری مورد انتقادات فراوان قرار گرفت.

در کشور سنی‌نشین حنفی پاکستان، زوج مکمل دیه و قصاص از سال ۱۹۹۰ وارد قانون شده است. قانون ۱۹۹۰ جایگزین قوانین دوره انگلیسی است. قانون در پاکستان به گونه‌ای است که در هنگام وقوع قتل، به مصالحه و قبول دیه به جای قصاص تاکید دارد. در قانون جدیدی که با روی کارآمدن دولت دموکراتیک نواز شریف در سال ۱۹۹۷ ارائه شد، قانون قصاص و دیه، قتل را یک جرم خصوصی تعریف کرد و نه یک جرم علیه جامعه. بنابراین پیگیری و مجازات قاتل با خواست بازماندگان قربانی انجام می‌شود. در این قانون جدید همچنین تفاوت میان دیه مسلمان و غیرمسلمان حذف شده است و دیه به یکسان پرداخت می‌شود. در پاکستان در سال‌های اخیر بحث و جدل‌هایی در زمینه دیه درگرفته است. جدیدا افشا شده است که برخی از اعضای خانواده دختر به قاتل پول می‌دهند تا او را به دلایل ناموسی یا دعوای خانوادگی بکشد و سپس خانواده با پرداخت دیه، قاتل را از زندان آزاد می‌کند.

مشکل دیگری که پس از ایجاد اصلاح قانون در پاکستان به وجود آمدن بحث قتل و آسیب جسمی افراد فقر توسط اغنیا بوده است. زیرا تنها مجازاتی که در قانون برای این افراد در نظر گرفته شده، پرداخت غرامت است که برای اغنیا بسیار آسان است. به این ترتیب فرد می‌تواند دست به قتل بزند بدون آنکه نگران عواقب شدیدی از سوی قانون باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)