شریک سابق مربوط به رابطه گذشته است. رابطه ای که به هردلیلی به اتمام رسیده است. با این حال قابل درک است که خیلی افراد می خواهند شریک سابق شان را در زندگی شان حفظ کنند. زیرا مدت زیادی را با او سپری کرده اند و او بخشی از زندگی آنها شده است . اما آیا به راستی این «رفاقت» امکان پذیر است؟‌ اگر هست آیا برای طرفین مفید است؟‌ هرچند پژوهش ها نشان می دهد رفاقت شرکای عاطفی سابق با همدیگر معمولا ً از کیفیت پایینی برخوردار است ، نمیتوان با قاطعیت به سوالات بالا پاسخ بله یا خیر داد. این بستگی به روحیات طرفین، حساسیت بین فردی شان و توانایی آنها در مدیریت رابطه هایشان دارد. همچنین بسیار مهم است که طرفین به روشنی بدانند با چه انگیزه ای میخواهند فردی را که در رابطه با او شکست خورده اند در زندگی شان نگه دارند. اغلب افرادی که با شریک عاطفی قبلی شان دوست باقی می مانند به دلایل ناسالم این کار را انجام می دهند. در این مقاله به معرفی این دلایل می پردازیم.

• وجود دوستان مشترک
اجباری وجود ندارد که با کسی که نمی خواهید دوست بمانید فقط به این دلیل که دوستان، اعضای فامیل یا یا شبکه افرادی که می شناسید مشترک هستند. شما حق دارید ساعاتی را با دوستان مشترک تان بدون حضور شریک قبلی تان بگذرانید و دعوت به جمع هایی را که با حضور او صورت میگیرد- در صورتی که معذب تان می کند یا باعث می شود که در آن جمع به شما خوش نگذرد- رد کنید. به عبارت بهتر، هیچ گاه به خاطر وجود افرادی دیگر، نباید رابطه ای را – در هر سطحی – به خودتان تحمیل کنید.

• عذاب وجدان
اگرشما آن طرفی بوده اید که خواستار اتمام رابطه عاطفی شده اید، ممکن است از اینکه بخواهید دوستی ساده را هم از طرف مقابل تان دریغ کنید، دچار احساس عذاب وجدان شوید. در این صورت ممکن است لازم بدانید که از او حمایت کنید و به عنوان دوست کنارش باشید. اما فراموش نکنید این کار شما مانع از آن می شود که فرایند دل کندن اتفاق بیفتد و او همچنان به شما وابسته خواهد ماند. به همین دلیل، بهتر است به جای اینکه خودتان در رابطه بمانید و به قول معروف رابطه را کش بدهید، مطمئن شوید که او تنها نیست و حمایت و کمک لازم را از سایر دوستانش دریافت می کند.

• تلاش برای نظارت داشتن بر زندگی او
وقتی با شریک قبلی تان دوست باقی بمانید، می توانید از اتفاقات زندگی او – ازجمله آشنا شدنش با افراد تازه و دیت گذاشتن او- با خبر شوید و حتی بر تصمیمات او اثر بگذارید. این می تواند برای بسیاری افراد وسوسه برانگیز باشد اما در واقع این وضعیت – حتی اگر برای شما دردناک نیز نباشد- در درازمدت به سود شما نیست. پژوهش درمیان سه هزارنفر نشان داده است که ۸۵ درصد آنها صفحه ی فیس بوک شریک عاطفی سابق شان را چک می کنند و ۱۷ درصد آنان این کار را هرهفته انجام می دهند. اما این نوع کنترل و نظارت چه در فضای مجازی و چه در زندگی حقیقی شما را مضطرب و حسود می کند. بنابراین بهتر است از چنین کنکاش هایی پرهیز کنید.

• احساس تنهایی
وقتی رابطه ای عاطفی را تمام می کنید، حفره عمیقی در زندگی اجتماعی شما ایجاد میشود و ممکن است عمیقا احساس تنهایی یا خالی بودن بکنید. احتمالا اینکه از شریک سابق تان بخواهید در تعطیلی آخر هفته برای تماشای فیلم به منزلتان بیاید وسوسه انگیزتر از بیرون رفتن یا تلاش برای آشنا شدن با آدم های جدید است. اما باید توجه داشته باشید که چنین رویکردی به یک چرخه معیوب منتهی می شود که به قطع رابطه – بازگشت معروف است و طی آن طرفین با وجودی که منطقا ً می دانند ارتباط شان به جایی نخواهد رسید، به دلیل تنهایی یا وابستگی به طور مداوم اقدام به قهر و آشتی می کنند. اگر دلایل محکمی برای پایان رابطه داشته اید، دیگر به رابطه برنگردید و راه دیگری برای غلبه بر تنهایی هایتان پیدا کنید.

• سندرم « مرغ همسایه غاز است! »
بعضی افراد هیچ گاه از رابطه ای که دارند راضی نیستند. آنها همیشه تصور می کنند آنچه دیگران دارند از چیزی که خود آنها دارند بهتر است! در واقع، برای آنها تنها چیزهایی جاذبه دارد که خودشان مالک آن نیستند. چنین احساسی در باره شریک شان نیز صادق است: برخی افراد، بعد از جدا شدن از یک فرد و شروع رابطه تازه، ممکن است احساس کنند که از رابطه ی فعلی شان رضایت کافی ندارند و فیل شان یاد هندوستان( شریک سابق) بیفتد! اما این یک احساس گذرا و فریبنده است که فقط به دلیل دوری از شریک سابق رخ میدهد. وقتی دو نفر از هم جدا می شوند، پس از مدتی، احساس خشمی که ازهم دارند فروکش می کند. آنها ممکن است عادت های بد یکدیگر را فراموش کنند چون دیگر به طور مداوم در دیدرس شان نیست. همین عامل باعث می شود آنها دوباره به شریک سابق شان احساس تمایل نشان دهند. این تمایل به بازگشت محکوم به شکست است و چیزی جز رنجش در پی ندارد. اگر از رابطه فعلی تان رضایت ندارید، راه حل درست و منطقی آن است که سعی کنید رابطه تان را با کمک شریک فعلی تان ترمیم کنید به جای اینکه با مقایسه بیجا یا وارد کردن شریک سابق تان به ماجرا ، وضعیت را پیچیده تر کنید.

• امید به تغییر
خیلی افراد با امید به اینکه روزی شریک قبلی شان متوجه اشتباهات گذشته اش شود، تغییر کند و تبدیل به فردی شود که آنها می خواهند، ترجیح می دهند که در زندگی شریک شان باقی بمانند. این افراد تصور می کنند با این روش نه تنها شریک شان را همچنان درکنارخود خواهند داشت بلکه حتی می توانند به او در فرایند تغییر کمک کنند. اما این تصور تا حد زیادی اشتباه است. اگر شما در زندگی شریک تان باقی بمانید و اوهمچنان شما را قابل دسترس بداند، بعید است تن به تغییر بدهد. برای ایجاد تغییر، فرد نیاز دارد که از گذشته ی رابطه ی خود فاصله بگیرد و از بیرون به آن بنگرد. باید چیزی را ازدست بدهد تا تلنگری جدی برای ایجاد تغییردر او شکل بگیرد. به این ترتیب، با دوست ماندن شما، شریک تان ممکن است بیش از آن که واقعا تغییر کند، فقط تلاش کند به شما ثابت کند که تغییر کرده است.

• لنگه کفش کهنه دربیابان غنیمت است!
بعضی افراد، که مصداق ضرب المثل فوق هستند، ترجیح می دهند شریک قبلی شان را به عنوان دوست در زندگی شان حفظ کنند صرفا ً به این دلیل که احتمال می دهند نتوانند گزینه بهتری را پیدا کنند. به عبارت دیگر، آنها با خود فکر می‌کنند که وجود این آدم بهتر از تنهایی است! آنها نمی خواهند ریسک کنند و شریک قبلی شان را به طور کامل رها کنند مبادا نتوانند جایگزینی برایش پیدا کنند. این رویکرد جدا از آن که نوعی نگاه غیرمنصفانه و ابزاری نسبت به یک انسان دیگر است، همیشه هم نتایج مناسبی در برندارد. زیرا خیلی افراد، ترجیح می دهند به کسی که هنوز با شریک عاطفی سابقش در ارتباط است نزدیک نشوند. به این ترتیب، اگر شما چنین رویکردی دارید، احتمال دارد امکان آشنایی با آدم های جدیدی را از دست بدهید.

• ترس
ممکن است شما جزو آن دسته افرادی باشید که به دلیل ترس نمی توانید از شریک سابق تان کاملاً جدا شوید و به عبارت بهتر مجبور هستید دریک دوستی اجباری بمانید زیرا او شما را تهدید می کند، رفتارهای خشن و کنترل گرانه بروز می دهد یا حتی تعقیب تان می کند. ممکن است با دانستن رازهای شما اقدام به ارعاب و باج گیری کند یا به هرشیوه ای متوسل شود تا شما را متقاعد کند که در زندگی او بمانید. این رفتارها آشکارا تخریب گرانه هستند و مرعوب شدن شما کمکی به تغییر این وضع نخواهد کرد. بهتر است اجازه ندهید این نوع رفتارهای سوء استفاده گرانه ادامه پیدا کند. با قاطعیت درمقابل این رفتارها بایستید و اگر فکر میکنید او میتواند بالقوه خطرناک باشد یا از تهدیدهای او نگران هستید( مثلا تهدید به افشای گرایش شما یا تهدید به انتشار عکس های شما در اینترنت) از افراد دیگر کمک بگیرید. با یک وکیل مشورت کنید و راه های احتمالی برای توسل به قانون را بررسی کنید.

• دوست داشته شدن

ممکن است بخواهید با شریک سابق تان دوست باقی بمانید زیرا او هنوز شما را دوست دارد. چه کسی بدش میاید که دوستش بدارند؟‌ اما وقتی رابطه با او را نمی خواهید یا حس تان متقابل نیست، آیا این رویکرد اخلاقی است که به او امید بیهوده بدهید؟ مسلما خیر. شریک سابق تان ممکن است حتی درصورت دوستی معمولی، هرنوع ابراز هیجان مثبت شما را نسبت به خودش به عنوان نشانه ای از علاقه و میل شما برای بازگشت به رابطه تعبیر کند. به همین دلیل، در چنین شرایطی، به صلاح اوست که از او فاصله بگیرید و اجازه دهید که فرایند جدایی را طی کند و با واقعیت کنار بیاید.

• دوست داشتن
اگر هنوز عاشق شریک سابق تان هستید این میتواند انگیزه قوی برای همچنان دوست باقی ماندن در شما ایجاد کند. با این حال، این یکی از خطرناک ترین دلایلی است که میتواند باعث شود در رابطه باقی بمانید. او شما را دوست ندارد و رابطه با شما را نمی خواهد. ماندن شما حاصلی جز دل شکستگی مداوم نخواهد داشت و پس از مدتی منجر به این خواهد شد که خشم عمیقی نسبت به خودتان احساس کنید. بنابراین بهتر است برای حفظ غرور و شخصیت خودتان، از چنین رفاقتی پرهیز کنید. در عوض سعی کنید با دوستان دیگرتان وقت بگذرانید.
اما آیا هیچ دلیل سالمی برای اینکه دونفر بعد از اینکه نتوانستند شرکای عاطفی خوبی باشند، وجود ندارد که آنها را به عنوان دوست در کنارهم قرار دهد؟ قطعا چرا. اگر دوطرف توانسته باشند با جدایی کناربیایند. هیجانات ناتمام از رابطه سابق شان را با خود به دوستی جدید نیاورند. همچنین ادب و احترام و مرزها را رعایت کنند، می توانند دوستان خوبی باشند. یک راه برای امتحان کردن اینکه آیا چنین چیزی امکان دارد یا خیر، این است که ببینید آیا می توانید به راحتی با شریک سابق تان گپ بزنید در حالی که دستش در دست فرد دیگری به عنوان شریک جدیدش است ؟ یا بلعکس فکر می کنید آنقدر با شریک سابق تان راحت هستید که بتوانید شریک جدیدتان را به او معرفی کنید؟ – همان طور که به دیگر دوستان تان معرفی کرده اید؟‌ آیا او نیز به همین اندازه راحت خواهد بود ؟ آیا هیچ گونه انگیزه ناسالمی مانند برانگیختن حسادت در این میان وجود ندارد؟ آیا شما ، شریک فعلی تان، شریک قبلی تان و شریک فعلی او ازاین رابطه خشنود خواهید بود؟ اگر پاسخ تان به این سوالات مثبت باشد، شما می توانید یک دوستی بی دردسر را با شریک قبلی تان تجربه کنید.
جالب است بدانید که طبق نتایج پژوهش، اقلیت های جنسی بیشتر از افراد دگرجنسگرا تمایل دارند که پس از اتمام رابطه عاطفی، با شرکای قبلی شان دوست باقی بمانند. شاید به این دلیل که اقلیت های جنسی، به دلیل فشار ِ زیستن به عنوان عضوی از یک گروه اقلیت، انزوای بیشتری را حس می کنند و بیشتر تمایل دارند که معاشرت با افرادی مانند خودشان را – در هرسطحی که باشد- حفظ کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)