پدر پدران – بیست‌و‌یک شعر برای پدرم / مجید نفیسی (۱)

دوشنبه, ۳۱ام خرداد, ۱۴۰۰

منبع این مطلب ایرون

نویسنده مطلب: مجید نفیسی
 

مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز می‌توانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.

 

یک:

شمشیر در حوضخانه

مجید نفیسی

 

در این خانه شمشیری ست
که پدر، یادگارِ دوره‌ی نظامش می‌داند.
من آن را در خلوتِ خدایی حوضخانه دیدم
و پنداشتم که نقشِ بی‌آزاری ست
بر پرچمِ سبزِ خوشرنگِ الله.

یک غروب به وقتِ افطار
به حوضخانه رفتیم.
شبِ “قدر” بود.
فواره‌ی کوچک با خود نجوا می‌کرد.
پدر در کنار آبنما وضو گرفت
و رو به قبله ایستاد
و من به سوی سماورِ جوشان،
بشقابِ رنگینک و دیسِ سبزی و نان.

از قند‌داغی که از لبهای خشکیده‌اش فرو‌می‌رفت
هُرمِ خدایی به هوا می‌خاست
و از زمزمه‌ی دلنشینِ کتاب دعایش
نویدِ یکرنگیِ دلخستگان.
از ریاضتِ تن، چشمهایش می‌درخشید
و به هر چیز که می‌نگریست
آن را مجذوبِ خود می‌کرد.
ایستادم و به این همه زیبایی رکوع کردم.
اگر راز‌و‌نیاز من آن شب پذیرفته می‌شد
جز این سفره‌ی گسترده‌ی شادکامی
چه آرزویی در دل داشتم؟
پس بی‌اختیار سر به دامانش گذاشتم
و در رویای بهشتیِ خود به خواب رفتم.

ناگهان شمشیرِ برهنه، جان گرفت.
مجاهدی چست و چالاک
آن را در رقصی بی‌وقفه به اطراف می‌چرخاند
و از کناره‌ی لباده‌ی بلندش
لشکری از مومنین به هوا می‌خاست.
زمزمه‌ی آرامبخشِ سماور
به فریادهای مهیبِ غزوات می‌گرایید،
چایِ خوشرنگ به خون
و دانه‌های پُر‌شهوتِ خرما
به دلِ زنده‌ی آدمی.
در این غوغای بزرگ، پدر را شناختم
که این بار ندا می‌داد:
“قاتلوا فی سبیل الله
قاتلوا فی سبیل الله!”
بر خود لرزیدم
و خوابم نیمه‌کاره ماند.
پدر، پشت به مخده‌ی مخملی
خفته می‌نمود.
دانه‌ای خرما برداشتم
و او را در کابوسش
تنها گذاشتم.

در این حوضخانه شمشیری آویزان است
که پدر آن را یادگارِ دوره‌ی نظامش می‌داند.

چهارم ژانویه هزار‌و‌نهصد‌و‌هشتاد‌و‌هفت  

The Father of Fathers

        Twenty-One Poems for My Father

 

One:

Sword at the Ablution Pool

by

Majid Naficy

There is a sword in this house

Which Father says is a souvenir

From the time of his service.

I saw it at the sanctuary of the ablution pool

And thought that it was a harmless emblem

On the rich green banner of Allah.

One evening when breaking the fast

We went downstairs to the ablution room.

It was a holy Night of Power.*

The little fountain was whispering to itself.

Father performed ablution at the pool

stood toward the House of God

And pressed his forehead to the prayer seal.

I stood before the boiling samovar

And the dining cloth which displayed

The plate of fried walnuts and dates,

And the dish of basil and mint with bread.

A godly vapor was rising

From the cup of hot sugar water

Ready to pass through his parched lips,

And a  hymn of brotherhood could be heard

As he was chanting verses

From his prayer book.  

His eyes were shining from abstention

And everything he looked at

He would mesmerize.

I surrendered myself to all this beauty.

If my prayers were heard that night

What more could I have desired

Than this open cloth of happiness?

Then, against my will

I laid my head on his lap

And went to sleep with a heavenly dream.

Suddenly, the naked sword came to life

A holy warrior fast and clever

Whirled it around

In an unending dance

And from the edge of his long robe

An army of the faithful rose up.

The soothing murmur of the samovar

Turned into fearful cries of holy raids;

The rich colored tea, to blood;

And the lustful pieces of date,

To the people’s living hearts.

In this great clamor

I recognized Father’s voice

Shouting at this time:

“Fight in the name of Allah!

Fight in the name of Allah!”

I trembled

And my dream was over.

Leaning against the velvet cushion

Father seemed to be asleep.

I took a date and left him alone

In his nightmare.

At this ablution pool

There hangs a sword.

Father says it is a souvenir

From the time of his service.

January 4, 1987

*- A night or nights in the fasting month of Ramadan in which prayers are heard. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

مطلب را به بالاترین بفرستید

این مطلب خلاف آیین نامه تریبون است؟ آن را به ایمیل tribune@radiozamaneh.com گزارش کنید
Join

دسته‌بندی‌ها: تمام مطالب, فرهنگ

برچسب‌ها: |

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.