یادداشت آقای فضیلت در ارتباط با تاجزاده، من را به سالهای مبارزه و براندازی رژیم گذشته برد، در آن زمان ما جوان بودیم و تمام هدفمان سرنگونی شاه  بود و در پاسخ به افراد سالمندی که از حکومت حایگزین پس از سقوط رژیم می پرسیدند، جواب می دادیم، موضوع عاجل رفتن شاه است، و همچنین در برابر این سئوال که مشارکت در انقلابی که هژمونی آن در دست روحانیون قرار دارد، چگونه توجیه پذیر است، کلیسای آزادی بخش آمریکای لاتین را مثال می زدیم.

بهر حال انقلاب پیروز شد و پس از پاکسازی عناصر بالای رژیم شاه، نوبت به ما رسید که تحت آزار اوباش خیابانی، اخراج از کار، به جرم همکاری با سیا، انتلجت سرویس، و ک گ پ (همزمان) ، و با قدرت طلبی و حماقت مجاهدین خلق، به اتهام مفسد فی الارض زندانی یا اعدام شویم، و در نهایت زندانیانی که زنده مانده و دوران محکومیت خود را می گذراندند مظلومانه در زندانهای جمهوری اسلامی حلقه آویز شوند.

برادر عزیز، امروزه در تمامی کشورهای دنیا نظام سرمایه داری مستقر است و با افتضاحی که شوروی و اقمار آن به بار آوردند، نشان دادن مارکسیسم و کمونیسم ( یا بهتره گفته شود نظام دولتی) پاسخگوی جوامع بشر کنونی نیست و بایستی بدنبال جهان بینی دیگری بود.

سرمایه داری پس از فروپاشی شوروی، چنان بر خود غره شده که می تواند با استفاده از قدرت رسانه های جمعی و پول، شخصی را که فاقد پرنسیبهای انسانی است با رای مردم به سمت ریاست جمهوری بزرگترین اقتصاد جهان برساند و به او جسارت عربده کشی برای دیگران را بدهد.

هدف از تغییر در ایران روی کار آمدن یک حکومت عرفی مثل بقیه کشورهاست، نظامی که صاحب هیات دولت به ریاست نخست وزیر یا رئیس جمهور، مجلس مقننه، و ساختار قضائی است که به قوانین بین المللی احترام گذاشته و ضمن زندگی مسالمت آمیز با دیگران، در پی رفاه مردم خود باشد. روشن است، هرگروه یا شخص که در پی این نظام باشد در زمره تغییر طلبان است و بایستی در جمع پذیرفته شود حتی اگر مهندس موسوی یا کروبی باشد.

فاعتبرو یا اولی الابصار

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)