دوستان گرامی ، همه ما غلامرضا تختی را می شناسیم، و حتی جوانانی که در دوره زنده بودن این قهرمان ملی پا به عرصه کره خاکی نگذاشته بودند، از او با خاطره یک ورزشکار جوانمرد یاد می کنند. یا محمد مصدق، نخست وزیر دوران ملی کردن نفت، نزد ایرانیان وطن پرستی است که یاد و نام اودر تاریخ ایران باقی خواهد ماند. همچنین، شجریان، هنرمندی است که با ایستادن در کنار مردم در زمانی که آنان را خس و خاشاک نامیدند، چهره نورانی هنر را به نمایش گذاشت، و اکنون وریا غفوری و علی کریمی؛ دو ورزشکاری که در کمال ادب به آقای ظریف یادآور شدند که حق ندارد از طرف همه مردم صحبت کند، و این سخن سنجیده فریاد کسانی را بلند کرد، که بجای معذرت خواهی از مردمی که به آنان امتیاز حاکمیت را داده اند و اصلاح مسیر نابودگرشان، بستانکار بوده و مدعی طلبکاری هستند.

تاریخ ایران در طول چند هزار ساله پر است از آرشهائی که جان در دست در کنار مردم برای اعتلای این مرز و بوم مبارزه کرده اند، و نام و یاد آنان در ناخودآگاه هر ایرانی جای دارد. امروز سرزمین ایران، این گران یادگار اجداد ما در شرایط خطیری قرار گرفته است. بعلت بی لیاقتی ، بی کفایتی و نادانی سردمداران جمهوری اسلامی، همسایگانی که تاریخ کشورشان به یکصد سال نمی رسد و کل جمعیت بعضی از آنها در یک استادیوم جا می شود، با اتکاء به کشورهای قدرتمندی که ما با ناآگاهی در صف دشمنان خود قرار داده ایم ، برای ملت ایران گردن فرازی کرده و با نقشه های شوم خود در صدد تجزیه ایران عزیز ما هستند. این همسایگان نادان، برای ایرانیانی که بعلت ظلم و جور جمهوری اسلامی بر آنان،  با عدم درک درست در صف سربازان تجزیه ایران در آمده اند، پول و اسله تهیه کرده و به جنگ دیگر ایرانیان می فرستند.

امروزه تمامی آحاد ایرانیان سلبریتی، تک به تک و در کلیه حوزه ها، اعم از بودن در موقعیت یک مجتهد صاحب فتوا، یک هنرمند در عرصه های موسیقی، سینما، تاتر، نقاشی، مجسمه سازی، ادبیات، و معماری، یک ورزشکار در زمینه های فوتبال، والیبال، بسکتبال، دو و میدانی، شنا، هندبال، و ژیمناستیک ، و سیاستمدارانی که مورد وثوق و اعتماد مردم هستند، موظف به اطلاع رسانی بوده و لازمست مردم را از وضعیت حساس کشور مطلع کرده و از تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی بخواهند، تا زندگی حال و آینده مردم را به دنبال آرزوهای خود نکشانند و از جیب مردم هزینه نکنند، مگر در صورتیکه برای هر مورد بصورت مشخص به آرای عموم مردم مراجعه و در صورت تائید توسط اکثریت به آن اقدام شود.

در پایان قطعه ای از شعر حمید مصدق تقدیم می شود:

کوه باید شد و ماند، رود باید شد و رفت، دشت باید شد و خواند،

در من این جلوه اندوه زچیست؟، در تو این قصه پرهیز که چه؟

حرف را باید زد، درد را باید گفت،سخن از مهر من و جور تو نیست،

سخن از متلاشی شدن دوستی است،و عبث بودن پندار سرورآور مهر،

ایران پایدار ، ملت ایران پاینده

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)