این سخنرانی، پس از خوش آمدگویی به حضار و گرامیداشت یاد و خاطره رفیق محمد حسین کریمی و کلیه رفقایی که در صفوف کومه له و حزب کمونیست ایران در راه آزادی و سوسیالیسم جان باخته اند و ادای احترام نسبت به خانواده این عزیزان و تقدیر از فداکاری رفقایی که در جریان نبرد مسلحانه در دفاع از دستاوردهای جنبش انقلابی کردستان نقض عضو پیدا کرده و رفقایی که سالهایی از عمر خود را در زندان و شکنجه گاهها سپری کرده اند و اعلام تعهد و وفاداری به راه و به آرمانهایشان، در دو محور اصلی ارائه شد:

نگاهی به آخرین تحولات سیاسی در ایران

اولویت های کومه له در جنبش انقلابی کردستان

همانطور که همه شما در جریان هستید جامعه ایران بعد از خیزش سراسری دی ماه سال گذشته وارد مرحله جدیدی شده است. با پایان سلطه گفتمان اصلاح طلبان حکومتی و با فروریختن توهم به اصلاح رژیم از درون، مبارزات کارگری و توده ای علیه رژیم جمهوری اسلامی وارد فاز جدیدی شد. این تحولات زنگ خطر را برای جمهوری اسلامی به صدا در آورد. بر بستر این اوضاع جدید مبارزات کارگران و توده های معترض چه به لحاظ خواسته ها و شعارهایی که مطرح می کنند، چه به لحاظ تاکتیک و روش هایی که در مبارزه در پیش می گیرند، نقشی که رهبران عملی در سازماندهی این اعتراضات بر عهده دارند، تقویت جنبه سراسری این اعتراضات و …یک روند تکاملی را طی کرده است.

اگر مبارزات کارگری و توده ای در ایران همواره در برخورد به سد نیروهای سرکوب به رویاروئی با رژیم می انجامید و به این اعتبار ماهیتی سیاسی پیدا می کرد، اما در این دوره کارگران و اقشار محروم از همان ابتدا به شعارها و مطالبات سیاسی پا به میدان مبارزه می گذارند. کارگران هفت تپه و فولاد اهواز علیه خصوصی سازی، علیه استثمار و با شعار نان، کار آزادی، اداره شورایی دست به اعتصاب و راهپیمایی زدند. جنبش دانشجویی و جنبش معلمان، بازنشستگان با مطالبه پایان دادن به خصوصی سازی ها و کالائی سازی آموزش، خواست آموزش رایگان، پافشاری بر حق ایجاد تشکل مستقل، آزادی زندانیان سیاسی آزادی کارگران زندانی تجمع های اعتراضی و اعتصابات سراسری خود را بر پا کرده و بر اتحاد با جنبش کارگری تأکید نموده اند.

در واقع در این دوره اعتراضات و اعتصابات کارگران و اقشار فرودست جامعه با مطالبات اقتصادی به موجی از اعتراضات سیاسی تبدیل شده اند. اعتراضات و اعتصابات در مقایسه با گذشته بیشتر جنبه سراسری پیدا کرده اند. این واقعیت را در اعتصابات سراسری معلمان، رانندگان کامیون و کامیون داران، اعتصاب کارگران راه آهن، اعتراض بازنشستگان به وضوح می توان مشاهده کرد. همین مؤلفه ها نشانگر آن هستند که جنبش های اجتماعی در مقایسه با گذشته بیشتر به هم مرتبط شده اند. همبستگی جنبش دانشجویی، معلمان و بازنشستگان با جنبش کارگری بیانگر همین روند است. اگر در گذشته نه چندان دور در خلأ ناشی از فقدان نهادها و تشکل‌های مستقل و در نتیجه کم بها دادن رهبران و فعالین محلی به نقش و جایگاه واقعی خود، بسیاری از اعتراضات با پخش فراخوان های بی نام و نشان از طریق شبکه های اجتماعی شکل می گرفتند، اکنون کم کم نهادها، تشکل ها و فعالین محلی نقش برجسته تری در صدور این فراخوان ها و سازماندهی اعتراضات بر عهده گرفته اند.

پر رنگ تر شدن حضور زنان در صف مقدم این اعتصابات و اعتراضات، نیرو و انرژی تازه ای به این جنبش های اعتراضی بخشیده و جنبش رهائی زنان را نیز در موقعیت تازه ای قرار داده است. با به میدان آمدن هر چه گسترده تر زنان کارگر و زحمتکش، جنبش زنان بیش از پیش پتانسیل و ظرفیت های خود را باز یافته و جایگاه رهائی بخش خود را پیدا می کند.

در اوضاع سیاسی کنونی به دو دلیل اصلی یکی اینکه رژیم توانائی پاسخگویی به ابتدائی ترین مطالبات کارگران و مردم به جان آمده از وضعیت کنونی را ندارد و دوم به این دلیل که سرکوب در ظرفیت های تاکنونی کارائی خودش را برای مرعوب کردن مردم از دست داده است، اعتراضات کارگری و توده ای به طور اجتناب ناپذیری گسترش پیدا خواهند کرد و برآمد جنبش کارگری و خیزش توده ای یک امکان واقعی است. همین واقعییات است که پرونده قدرت سیاسی را به روی جامعه باز کرده است و تحت چنین شرایطی هر کدام از بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی در تلاش هستند که آلترناتیو مورد نظر خود را پیشاروی جامعه قرار دهند.

درست در چنین شرایطی است که مخاطراتی هم که جنبش کارگری و توده ای را تهدید می کنند باید مورد نظر قرار گیرند. یکی از خطرات پیشارو نقش سپاه پاسداران است. سپاه که مانند یک حزب سیاسی پادگانی با استراتژی حفظ نظام سرمایه داری عمل می کند و ابزارهای اصلی قدرت را در دست دارد با آگاهی از اینکه این اوضاع برای جمهوری اسلامی قابل دوام نیست و با آگاهی از “خطر” یک طوفان بنیان کن اجتماعی، محتمل است که زوائد دست و پا گیر درون ساختار حکومتی را کنار زده و با نظامی کردن فضای سیاسی جامعه ابعاد سرکوب را گسترش دهد.

یکی از خطرات دیگر تلاش بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی برای به انحراف کشاندن مبارات مردم و عقیم گذاشتن خیزش انقلابی این نیروی اجتماعی است. این در حالی است که هیچ کدام از این نیروها نه سلطنت طلبان، نه مجاهدین خلق که برای سرنگونی جمهوری اسلامی به دخالات قدرت های امپریالیستی امید بسته اند و نه اپوزیسیون بورژوا لیبرال غیر از اجرای برنامه های نئولیبرالی که همه جا امتحان خود را پس داده اند هیچ پاسخی به بحران اقتصادی و فقر و فلاکت کنونی ندارند.

در برابر در ماندگی جمهوری اسلامی در پاسخگویی با مطالبات مردم، در برابر خطر نظامیگری سپاه پاسداران و میلیتاریزه کردن فضای جامعه و در برابر بی افقی بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی تنها آلترناتیو سوسیالیستی است که می تواند راه پیشروی و افق رهائی را به روی جامعه بگشاید. آلترناتیو و بدیل سوسیالیستی تنها بر متن مبارزه سنگر به سنگر طبقه کارگر و مردم زحمتکش و جنبش های پیشرو اجتماعی می تواند گام به گام پایه اجتماعی خود را گسترش و سر و سامان دهد و نیرومند شود. تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران، شوراهای کارگری در کارخانه ها و مراکز تولیدی و در محلات در تداوم و گسترش اعتصابات و اعتراضات کنونی از دل مبارزات خود کارگران و توده های جان به لب رسیده سر بیرون می آورند. در همچون پروسه ای است که آمادگی برای مقابله با مخاطرات پیشارو کسب می گردد.

جهت گسترش مبارزه برای سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی و خنثی کردن خطر میلیتاریسم سپاه پاسداران جنبش کارگری و جنبش های اعتراضی باید از حالت جنگ موضعی خارج شوند و قبل از آنکه سپاه پاسدارن توانسته باشد با میلیتاریزه کردن فضای جامعه تمام ظرفیت های سرکوب خود را به کار گیرد، به قدر کافی به جلو رفته باشند که نه تنها سپاه پاسداران قادر به سرکوب آن نباشد، بلکه جبهه مبارزه و انقلاب بتواند با فراگیر کردن و سراسری کردن اعتصابات کارگری و مبارزات توده ای و با اعتصابات سیاسی توده ای دستگاه سیاسی، اداری و اقتصادی حاکم را فلج کنند.

تاکنون نیز همین روند رو به گسترش اعتراضات کارگری و توده ای بوده است که زمینه اجتماعی همکاری های پایدار بخشی از نیروهای جنبش کمونیستی ایران را فراهم آورده است. در پاسخ به این نیاز و فشار اجتماعی برگزاری کنفرانس استکهلم و توافق بر سر بیانیه سیاسی که بر استراتژی سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی از طریق انقلاب کارگری تأکید می کند، زمینه را برای گسترش همکاری ها بیشتر فراهم کرده است. همچنین برگزاری کنفرانس مشترک نیروهای چپ و کمونیست در کردستان و توافق حاصل شده بر سر مفاد یک بیانیه سیاسی حول سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و استقرار حاکمیت شورایی که خطوط اصلی استراتژی سوسیالیستی در جنبش انقلابی کردستان را در بر دارد، گامی مهم در مسیر تقویت این همکاری ها می باشد.

روشن است که همکاری این نیروها در ادامه خود باید از صدور اطلاعیه های واکنشی فراتر رفته و با ایجاد هم جهتی بیشتر در تحلیل اوضاع سیاسی و روند تحولات و پاسخ هایی که به معضلات جنبش های اجتماعی و اعتراضی داده می شود، و افق روشنی که پیشاروی این جنبش های اجتماعی قرار می دهند بتوانیم هر چه بیشتر موجبات به حرکت در آوردن و تقویت گرایش سوسیالیستی نهفته در جامعه را فراهم آوریم.

******

کردستان ایران هم در یک سال گذشته مانند بقیه نقاط ایران کانون مبارزه و اعتراضات توده ای بوده است. شهرهای کردستان با اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و کامیون داران همراهی کردند. معلمان در شهرهای مختلف کردستان از فراخوان “شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران به اعتصاب سراسری استقبال کردند. مراسم خاکسپاری، راهپیمایی و مارش با شکوه در شهرهای مریوان و سنندج به نشانه گرامیداشت جانباختگان مدافع محیط زیست به میدان اعتراض علیه رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شد. اعتراضات علیه کشتار کولبران در شهرهای مرزی و اعلام همبستگی فعالین جنبش کارگری و مبارزان سیاسی در شهر سنندج و برخی دیگر از شهرهای کردستان با اعتصابات و اعتراضات کارگران هفت تپه و فولاد اهواز نمونه های دیگری از حضور مردم مبارز کردستان در صحنه مبارزه سیاسی بودند.

فراتر از اینها اعتصاب عمومی در کردستان علیه اعدام زندانیان سیاسی رامین، زانیار و لقمان و همچنین برای محکوم کردن حمله موشکی به مقرات دو حزب دمکرات در کردستان عراق، که کومه له و جریان چپ رادیکال نقش چشمگیری در سازماندهی این اعتصاب داشتند، یک بار دیگر ظرفیت های جنبش انقلابی کردستان برای تأثیر گذاری بر روند رویدادها در سطح سراسری را نشان داد.

این واقعه بار دیگر نشان داد که جنبش رادیکال و سوسیالیستی در کردستان که یک جنبش سازمانیافته و تحزب یافته است از چه ظرفیت هایی برای عمیق تر کردن و گسترش پیوند جنبش انقلابی کردستان با جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی در سطح سراسری برخوردار است. گسترش و تحکیم این پیوندهای مبارزاتی یکی از اولویت های فعالیت کومه له و یکی از رمزهای پیشروی و پیروزی جنبش انقلابی کردستان است.

یکی دیگر از اولویت های فعالیت کومه له تحکیم بیشتر موقعیت کومه له در رهبری جنبش انقلابی کردستان است. یعنی اینکه کومه له به عنوان یک تشکیلات کمونیستی بیش از هر زمان دیگر موجودیت خود را به پایه اجتماعی خود متکی نماید. یعنی پیوندهای خود را با کارگران و زحمتکشان کردستان عمیق تر کند، شبکه های تشکیلاتی خودش را در میان آنان گسترش دهد و به تناسب نفوذ و اعتبار اجتماعی گسترده ای که دارد تشکیلات حزبی خود را گسترش دهد. همه ظرفیت های خود را برای به میدان آوردن و سازمان دادن این نیروی اجتماعی بکار بیندازد بطوریکه در هر توازن قوایی بتواند وحدت و یکپارچگی این نیروی اجتماعی را حفظ کند.

از آنجا که طبقه کارگر و مردم زحمتکش و زنان ستمدیده کردستان نیروی محرکه جنبش انقلابی کردستان هستند، کومه له به هر اندازه بتواند با پافشاری بر خواسته ها و مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، این نیروی اجتماعی را به میدان مبارزه سیاسی بیاورد، جریان سوسیالیستی را در موقعیت مناسبتری برای رفع ستم ملی و عملی کردن برنامه اش در این زمینه قرار می دهد. نه به این دلیل که دود ستمگری ملی امروز در کردستان بیشتر از همه به چشم کارگران و مردم زحمتکش می رود، بلکه به این دلیل که مبارزه کارگران و زحمتکشان نقش تعیین کننده ای در روند دمکراتیزه کردن فضای سیاسی جامعه دارد و در یک شرایط دمکراتیک است که زمینه برای رفع ستمگری ملی فراهم می آید.

پیشروی مبارزه کارگران و زحمتکشان و زنان ستمدیده کردستان در همانحال که دستیابی به مطالبات اقتصادی و سیاسی این نیروی اجتماعی را تضمین می کند با تأمین شرایط آزاد و دمکراتیک این امکان را فراهم می آورد که مردم کردستان بتوانند آزادانه و به دور از هر فشاری در مورد سرنوشت خودشان یعنی جدائی از ایران و تشکیل دولت مستقل و یا ماندن در چهار چوب ایران با تضمین حقوق یکسان تصمیم بگیرند، اراده خود را به اجرا بگذارند و به ستمگری ملی پایان دهند.

یکی دیگر از مهمترین اولویت های کومه له در این دوره تلاش بی وقفه برای به راه انداختن یک جنبش شورایی در کردستان است. باید ایده سازمان و حاکمیت شورایی را به میان هر جمع و محفلی برد. در شرایطی که جامعه گام به گام به یک دوره انقلابی نزدیک می شود باید برای برپا کردن شوراها در هر کارخانه و مرکز تولیدی، در هر محله، شهر و شهرک و روستایی تلاش کرد. اگر بر این باوریم که جنبش سوسیالیستی در کردستان در ابعاد اجتماعی یک جنبش سازمانیافته و متحزب است، این ظرفیت و سازمانیافتگی باید در گام های سریع تر جهت به راه انداختن یک جنبش شورایی در کردستان خود را نشان دهد. در همین رابطه است که همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان برای به حرکت در آوردن همه ظرفیت های گرایش سوسیالیستی نهفته در جامعه برای به راه انداختن جنبش شورایی اهمیت عملی پیدا می کند.

به راه اندختن یک جنبش شورایی یکی دیگر از رمزهای پیروزی جنبش انقلابی کردستان است. بدون به راه انداختن یک جنبش شورایی نیرومند، این نگرانی وجود دارد که توده های مردم کردستان در تغییر و تحولات آینده یک بار دیگر به حاشیه رانده شوند و بعد از چهل سال مبارزه امکان این را پیدا نکنند که به شیوه ای مستقیم در حاکمیت و اداره و مدیریت جامعه نقش ایفا کنند.

اگر ما به آرایش نیروهای سیاسی در کردستان توجه کرده باشیم می بینیم، هفت تا هشت حزب مسلح، کردستان ایران را عرصه اصلی فعالیت خود می دانند. در سیر تحولات آتی این احزاب و نیروها از جانب متحدین، احزاب برادر و هم پیمانان منطقه ای خودشان به هر لحاظ مورد حمایت و پشتیبانی قرار می گیرند. این احزاب و نیروهای ناسیونالیست بنا به استراتژی سیاسی که دارند بر این باورند که بدون دخالت مستقیم مردم می توانند قدرت سیاسی را از بالا بین خود تقسیم کنند. در چنین شرایطی تنها یک جنبش شورایی، تنها یک حکومت شورایی می تواند با تسلیح عمومی مردم و سازمان دادن یک ارتش توده ای از دستاوردها و حاکمیت مستقیم مردم حمایت کند و تنظیم یک مناسبات سیاسی و متمدنانه در میان احزاب سیاسی را تضمین نماید.

تنها با تأمین حضور مستقیم مردم در صحنه مبارزه سیاسی است که می توان شرایطی را فراهم آورد که احزاب و نیروهای سیاسی برای پیشبرد اختلافات سیاسی دست به اسلحه نبرند. نباید بگذاریم در شرایطی که جامعه به یک دوره انقلابی نزدیک می شود احزاب و نیروهای ناسیونالیست مردم را از هرج و مرج و غارت اماکن عمومی بترسانند. کارگران و مردم مسلح متشکل در شوراها به بهترین نحو روزهای تلاطم انقلابی را مدیریت می کنند. تأکید بر براه انداختن یک جنبش شورایی در کردستان به معنای آن نیست که ما نقش احزاب سیاسی را در آینده قدرت سیاسی را نادیده می گیریم. ما بر این باوریم که حضور و مشارکت احزاب سیاسی در حاکمیت سیاسی باید از طریق مکانیسم حاکمیت شورایی تحقق پیدا کند.

به راه انداختن یک جنبش شورایی و حاکمیت شورایی در کردستان در پیوند و همبستگی با جنبش سراسری می تواند نه تنها در ایران بلکه در خاورمیانه توازن نیرو را به نفع جنبش های حق طلبانه در منطقه تغییر دهد و پشتوانه نیرومندی برای جنبش و تجربه خود مدیریتی در کردستان سوریه و سرمشقی برای جنبش حق طلبانه مردم کردستان ترکیه و عراق باشد.

یکی دیگر از اولویت های دیگر که لازم است دوباره مورد تأکید قرا بگیرد، ضرورت حفظ و تقویت چهره مسلح کومه له است. طی چندین سال گذشته کومه له مطابق یک سیاست درست و برای حفظ حرمت و اعتبار مبارزه مسلحانه، از کردستان عراق به عنوان یک پشت جبهه برای پیشبرد مبارزه مسلحانه استفاده نکرده است. اما اتخاذ این سیاست درست طی سالهای گذشته یک ذره از اهمیت حفظ و قدرتمند کردن چهره مسلح کومه له کم نمی کند. استقرار تشکیلات علنی کومه له در کردستان عراق به جریان ما موقعیت ویژه ای بخشیده و این امکان را فراهم آورده که جوانان علاقه مند به عرصه مبارزه مسلحانه به این بخش از تشکیلات بپیوندند، آموزش سیاسی و نظامی ببینند، در نیروی پیشمرگ و ارگانهای مختلف تشکیلاتی و تبلیغی کومه له و حزب کمونیست ایران فعالیت های خود را پیش ببرند و خون تازه ای به رگهای تشکیلات علنی بدمند.

باید برای ارتقاء انسجام سیاسی، تشکیلاتی وایدئولوژیک این تشکیلات از هیچ تلاشی کوتاهی نکرد. نیروی پیشمرگ به عنوان بازوی مسلح کومه له می تواند در آینده در خدمت سازمان دادن یک ارتش توده ای قرار بگیرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)