ما به طور روزانه شاهد انتشار ویدئوهایی از داخل ایران در سطح فضای مجازی هستیم که در آن نیروی های انتظامی یا به طور مشخص تر گشت های ارشاد در حال دادن تذکر،اخذ تعهد یا اقدام قهرآمیز می باشند بر علیه کسانی که در ادبیات جمهوری اسلامی بدحجابان خوانده می شوند. در برخی از این ویدئوها مردم کوچه و بازار با مداخله  و کشاکش با ماموران سعی در رهانیدن این افراد از دست مجریان قانون دارند.  در عین حال در ویدئوهایی دیگر ما شاهد برخورد و کشمکش مردم با مردم یا به عبارت دقیق تر دسته ای از مردم که خود را مدافعان اسلام، خون شهدا و قانون(در این نوشتار این دسته از مردم را به عنوان پیاده نظام ایدئولوژیک نظام در نظر می گیریم) معرفی می کنند با بانوانی که از سوی آنان به بدحجابی متهم شده اند هستیم. قسمت تراژیک تر ماجرا دربرخی از ویدئوهایی است که فردی که متهم به بی حجابی شده برای رهایی از مهلکه فرد متهم کننده را به فراخوانی پلیس تهدید می کند(مصداق آن ضرب المثلی که از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه می برد).

اعتراض به حجاب اجباری

پس از قانونی شدن حجاب اجباری در ایران ما شاهد اعتراضات و واکنش های مختلف بر علیه سیاست های جمهوری اسلامی دراین زمینه بوده ایم که از متاخرترین نمونه آن می توان به پدیده دختران خیابان انقلاب اشاره نمود. در عین حال علیرغم سرمایه گذاری های عظیم در حوزه ترویج حجاب و حتی متوسل شدن به برخی از سلبریتی ها و برخوردهای امنیتی در این زمینه  با استناد به تحقیقاتی که در داخل ایران انجام گرفته است(مراجعه کنید به تحقیقات مرکز پژوهش های مجلس در این زمینه) اقبال مردم نه تنها به حجاب اجباری بیشتر نشده است بلکه هر گونه تلاشی در این زمینه نتیجه معکوس داشته است. کشف حجاب چهره های سرشناس بعد از خارج شدن از ایران، سانسور تصاویر زنان در برنامه های تلویزیونی، فتوشاپ کردن عکس نتیجه آیت الله خمینی و نمونه های متعددی که هراز چندگاهی به جنجال ها در این زمینه دامن می زند. آیا مسئولان رده بالای نظام بر این امر آگاهی ندارند که سیاست هایشان در این زمینه اگر نگوییم به ورشکستگی کامل ولی به شکست انجامیده است! با تمامی این تفاسیر اما همچنان ما شاهد این هستیم که در سیاست های کلان نظام موضوع حجاب اجباری در قالب اصلی خدشه ناپذیر در نظر گرفته می شود و هیچ نشانه ای از نرمش در این زمینه دیده نمی شود. براستی چه سود و منطقی در پشت این قضیه نهفته است که هزینه های آن را برای نظام توجیه پذیر می سازد.

آیا اساسا جمهوری اسلامی بدون حجاب ممکن است!

 برای پاسخ به این پرسش بایستی از چهره جمهوری اسلامی کشف حجاب کنیم! در این راستا موضوع مهم این است که جمهوری اسلامی در سیاست های کلان خود رویکردی ایدئولوژیک دارد یا امنیتی؟ به بیان دیگر آیا رویکرد ایدئولوژیک مقدم بر رویکرد امنیتی است یا رویکرد امنیتی مقدم بر رویکرد ایدئولوژیک، اصالت یا اولویت با کدامیک است؟ در این مبحث منظور از رویکرد ایدئولوژیک شاخص های گفتمانی در ایدئولوژی اسلام سیاسی _انقلابی نظام مستقر در ایران است و مقصود از رویکرد امنیتی شاخص های امنیتی در جهت حفظ و بقای رژیم موجود در ایران می باشد. برای روشن تر شدن بحث نمونه هایی را ذکر می کنیم.

۱_ حوزه اقتصادی

 نظام اسلامی در ایدئولوژی انقلابی اش خود را نه تنها حامی قشر مستضعف در ایران معرفی می کند بلکه خود را داعیه دار حمایت از مستضعفان جهان می داند و در ادبیات رسمی نظام از رهبر سابق و فعلی به عنوان رهبر مستضعفین جهان یاد می شود. اما وقتی حجاب ایدئولوژیک نظام کنار زده می شود ما شاهد فساد اقتصادی گسترده سیستماتیک به واسطه نهادهای گوناگون همچون بیت رهبری، سپاه پاسداران، بنیاد مستضعفان، کمیته امداد، آستان قدس رضوی، موسسات مرتبط با برخی از مراجع عظام تقلید و قوه قضائیه و دولت و مجلس و نهادهای مرتبط با وزش و هنر و …  هستیم. همزمان با گسترش فساد در سیستم اقتصادی و اداری ایران ما شاهد واژگان نوظهوری همچون آقا زادگی و خانوم زادگی، ژن خوب، دکل خواری، کوه خواری و ویژه خواری و… می باشیم. آیا این فساد سیستماتیک در ایران را می توان صرفا به متغیرهای اقتصادی همچون اقتصاد وابسته به نفت، بوروکراسی ناکارآمد و فقدان نهادهای نظارت کننده دموکراتیک تقلیل داد. به باور نگارنده فساد سیستماتیک در ایران علاوه بر متغیرهایی که برشمردیم رابطه مستقیمی به رویکرد امنیتی نظام در این حوزه دارد. فساد سیستماتیک در ایران با مهندسی هوشمندانه نهادهای امنیتی هدایت شده و هدفمند می باشد. به بیان دیگر دکترین امنیتی نظام براساس شناسایی عوامل تهدیدکننده بالقوه و بالفعل موجودیت نظام و از میان برداشتن آن ها وخنثی سازی و تضعیفشان پایه گذاری شده است. نمونه بارز این امر دادن چراغ سبز به سپاه برای وارد شدن در فعالیت های اقتصادی است. در حقیقت مجوز ورود سپاه در امور اقتصادی در راستای سیاست ضدکودتا علیه این نهاد نظامی بود. نهادی که به طور بالقوه پتانسیل کودتا بر علیه نظام را داشت. به بیان ساده تر سیستم امنیتی با درگیر کردن نهادهای مختلف در دایره فساد اقتصادی بیمه عمرش را با پرداخت حق السکوت خریداری کرده است. بدین سبب مبارزه جدی و ساختاری با فساد در نظام اسلامی تهدید کننده موجودیت نظام به شمار می آید و نمی تواند از دایره شعارو گفتار عملکرد صوری و نمایشی خارج شود.

 از سوی دیگر گسترش افسارگسیخته فساد می تواند به فقراقتصادی وشکاف طبقاتی و حس تبعیض و نارضایتی گسترده مردمی منجر شود و تهدید کننده امنیت نظام باشد( این نکته نیز نباید فراموش شود که حس تبعیض محرک برانگیزاننده تری از خود فقر می باشد) و با مقبولیت توده ای که شاخص امنیتی مهمی در نظام های توتالیتر است در تضاد قرارمی گیرد. تفاوت اصلی نظام های دموکراتیک با نظام های توتالیتر در این است که در نظام های دموکراتیک منبع اصلی مشروعیت مردم است اما در نظام های توتالیتر منبع اصلی مشروعیت ایدئولوژی ها می باشند. همانند ایدئولوژی کمونیسم در شوروی سابق، ایدئولوژی فاشیسم در آلمان هیتلری و ایدئولوژی اسلام سیاسی در جمهوری اسلامی. در عین حال به همان اندازه که در نظام های توتالیتر مشروعیت مردمی جایگاهی ندارد مقبولیت توده ای از اهمیت فراوانی برخوردار است. کلیدواژه مردم همیشه در صحنه محبوب ترین اصطلاح در نظام های توتالیتر است. از نمود های شاخص مقبولیت توده ای در جمهوری اسلامی می توان به برگزاری انتخابات، راهپیمایی ها و گردهمایی های مختلف مانند سالگرد پیروزی انقلاب، روز جهانی قدس، سالگرد تسخیر سفارت آمریکا و راهپیمایی اربعین، دیدار رهبری با اقشار مختلف و نماز جمعه ها اشاره کرد. در عین حال همان طور که اشاره شد مابین شاخص امنیتی فساد اقتصادی و شاخص امنیتی مقبولیت توده ای رابطه معکوسی وجود دارد و نظام اسلامی همواره سعی کرده بین این دو شاخص تعادل برقرار کند. اما با فشارتحریم ها و گسترش فساد ما زمزمه هایی را از درون نظام در ارتباط با تبدیل نظام ریاستی به پارلمانی و حذف انتخابات ریاست جمهوری می شنویم. به عبارت دیگر احتمال دارد شاخص مقبولیت توده ای به نفع شاخص فساد اقتصادی تضعیف شود و نظام هزینه های این ریسک را متقبل شود. استقبال توام با هیجان زدگی و مسخ شدگی برخی چهره های اصلاح طلب از منصوب شدن ابراهیم رئیسی برریاست کرسی قوه قضائیه  و تبدیل شدن به یکباره آیت الله قتل و عام به آیت الله گل و بلبل را می توان در این چارچوب تحلیل نمود. اصلاح طلبان با امید به اینکه ریاست جدید بتواند با طرح های ضربتی در حوزه مبارزه با فساد ولو در سطوح پایین، مقبولیت توده ای را افزایش بدهد و آنان در فرایند چانه زنی به سیستم امنیتی بقبولانند که در انتخابات بعدی ریاست جمهوری نیز می توانند مانند دوره های قبلی تعداد زیادی از مردم را به پای صندوق های رای بکشانند تا مانع از تغییر نظام ریاستی به نظام پارلمانی گردند زیرا به درستی می دانند تحقق یافتن نظام پارلمانی به معنای پایان عمر اصلاح طلبی در فضای سیاسی ایران است.    

 اگر به پرسش طرح شده در ابتدای بحث برگردیم می توانیم نتیجه بگیریم که رویکرد امنیتی بر اقتصاد بر رویکرد ایدئولوژیک نظام در گفتمان حمایت از مستضعفان پیشی می گیرد.

۲_  سیاست خارجی

اساس سیاست کلان خارجی جمهوری اسلامی برمبنای ایدئولوژی اسلام سیاسی_ انقلابی بنیان نهاده شده است. نمود های این امر را می توانیم در گفتمان استکبار ستیزی، مبارزه با امپریالیسم، احقاق حقوق مستضعفان، صدور انقلاب، شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی، ایران به عنوان ام القرای دنیای اسلام ،مقابله با فرهنگ غرب، و…ببینیم. پرسشی را که در نمونه اقتصادی طرح کردیم در نمونه سیاست خارجی نیز تکرار می کنیم. آیا درسیاست کلان خارجی جمهوری اسلامی الویت رویکرد با کدامیک است،ایدئولوژیک یا امنیتی؟

یک نمونه بارز در این زمینه، عملکرد جمهوری اسلامی در قبال وضعیت ایغورهای مسلمان در کشورچین و مقایسه آن با مردم مسلمان فلسطین می باشد. ما هرروزه شاهد خبرهای ناگواری از بازداشت های دست جمعی مسلمانان ایغور و نگهداری آنان در کمپ های امنیتی هستیم. علیرغم  تمام مصائبی که مسلمانان مظلوم ایغور با آن دست به گریبان هستند جمهوری اسلامی نه تنها انقلاب خود را به آنجا صادر نمی کند و گروه های جهادی همچون حزب الله چینی در آنجا تاسیس نمی کند (باور نگارنده دخالت نکردن در امور دیگر کشورهاست و این مقایسه صرفا برای ارائه تحلیل درستی از موضوع مورد بحث صورت می گیرد) و آنان را جزو امت مسلمان به شمار نمی آورد بلکه سکوت مرگباری در این زمینه سیاست خارجی ایران را فرا گرفته است توگویی چنین مردمانی بر روی کره خاکی وجود خارجی نداشته و ندارند. در همین راستا ما شاهد این هستیم که ولی امر مسلمین جهان و خطیبان نماز جمعه در این زمینه به آلزایمر لاعلاجی گرفتار گشته اند.

مورد دیگر مذاکرات هسته ای و توافق برجام می باشد. شعار مرگ بر آمریکا، آتش زدن و لگدمال کردن پرچم این کشور، القاب و اصطلاحاتی همچون شیطان بزرگ، استکبار جهانی و در راس آن آمریکا، آمریکای جهان خوار و جنایتکار … نمادهایی است که در رویکرد ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در قبال آمریکا به امری روزمره بدل گشته است. اما وقتی پای موجودیت رژیم به میان می آید نظام با چرخشی قهرمانانه از شورعاشورایی جنگ با یزید به منطق صلح با معاویه می رسد.

نمونه های متعدد دیگری را می توان برشمرد که رویکرد امنیتی بر رویکرد ایدئولوژیک در سیاست خارجی جمهوری اسلامی پیشی گرفته است از مسلمانان چچن و روهینگیا، شیعیان قره باق، تا حمایت از دولت لائیک سوریه .

۳_ حجاب اجباری

شاید جالب ترین نمونه در زمینه الویت رویکرد ایدئولوژیک و امنیتی نظام در برخورد با مسائل کلان موضوع حجاب اجباری باشد. نظامی که پلیس امنیت اخلاقی و گشت ارشاد ایجاد می کند. به حراست اداره جات و دانشگاه ها دستور برخورد و توبیخ با بدحجابان را می دهد. به پیاده نظام ایدئولوژیک خود فرمان شلیک به اختیار می دهد. خطبه های امامان جمعه اش مجوزی می شود برای اسیدپاشی بر صورت دختران بدحجاب. در تریبون های رسانه ای گوناگون حجاب را ضامن حفظ خون شهدا و انگیزه شهیدان برای شهید شدنشان معرفی می کند به ناگه وقتی زمان انتخابات و گردهمایی های خیابانی که فرا می رسد نظام توتالیتر با چرخشی قهرمانانه زنانی را که تا دیروز به خاطر پوششان مغضوب نظام و مستوجب برخوردهای قهرآمیز بودند برای مقبولیت بخشی به نظام به صحنه فرا خوانده می شوند و مشمول رافت اسلامی و صیغه های یک روزه می گردند. به یکباره فضای رسانه ای مملو می شود از تصاویر انگشتان رنگی زنان بدحجاب، پوستر رهبر در دستان زنان بدحجاب خودنمایی می کنند. تفکیک جنسیتی در مدارس و مراسم دیدار با رهبری و نمازجمعه ها و مساجد به حالت تعلیق در می آید و زنان بدحجاب در صفوف مختلط راهپیمایی به دفاع از آرمان های بنیانگذار جمهوری اسلامی می پردازند. دیگر نه خبری از گشت های ارشاد هست  و نه قوه محرکه مردان.

در زمینه حجاب نیز همانند نمونه های دیگر رویکرد امنیتی الویت خود را بر رویکرد ایدئولوژیک نمایان می سازد. سیستم امنیتی نظام جمهوری اسلامی از یک طرف به پیاده نظام ایدئولوژیک گوش به فرمان نیاز دارد تا در مواقع ضروری از آنان در جهت سرکوب خواست ها و جنبش های مدنی و ایجاد فضای رعب و وحشت و اختناق واعزامشان به جنگ های نیابتی بهره ببرد و از سوی دیگر برای تقویت شاخص مقبولیت مردمی مانند فضاهایی که پیش تر ذکر شد رویکرد امنیتی را الویت خود قرار می دهد.

و سخن آخراینکه حجاب ایدئولوژیک در جمهوری اسلامی پوششی امنیتی در جهت حفظ موجودیت نظام است. خواهرم حجاب مصونیت نظام است و حفظ نظام از اوجب واجبات.

 

  آرش فضیلت

    ۹۷.۱۲.۱۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)