این مقاله نگاهی پراتیک  براساس وحدت و تفاهم و نه تضاد و تخاصم، جهت مبرم ترین مسئله مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی یعنی مقولهٔ عام « رهبری» انقلاب است. هدف از آن نه تحلیل شخصت آقای رضا پهلوی، بل اندیشه و عملکرد او درقبال همین امر رهبری و آنچه ازحقیقتی که خواه  و ناخواه پیش روی ما قراردارد.

محمد رضا شاه زمانی صدای  مردم را شنید، که دیگر گلولهٔ بهمنی از توده های مردم ، شتابان از میانه راه گذشته و با  صدای ضعیف و لرزان از وحشت و دیر هنگام شاه  در برابر این بهمن عظیم، غول آسا و مهیب سربرآورده درکف خیابان، نمایان شده و درچنین حتمیّتی  حتّی « مرغ طوفان » هم هرگزنمی توانست دربرابرش مجالی یافته و پایداری کند. اگر محمد رضا شاه یک یا دوسال پیش از این بختیار و ابتکارعمل موجود را به عرصه میدان کشانده بود، «شاید» راه گریزی ازاین نکبت ارتجاع تاریخی پیش رویمان که ریشه های مذهبی عمیقی تنیده شده ای دربطن جامعه داشت، متصوّر می گشت.

شاه زمانی صدای مردم را شنید که برای همگان تداعی  « آوازقو»  و احتضاری چونین  بود( هنگامی که  قو آوازی سرمیدهد در پندار همگان  گویی از سرنشاط و خوشی و سرزندگی است، اما قوها  تنها بهنگام احتضار و مرگ، چُونین  آوازی سرمیدهند).

    اینک مبرم ترین وظیفه ملی و میهنی درشرایط کنونی برچیدن حاکمیّت رژیم جمهوری اسلامی است. مردم به رهبری و تشکل و جبهه ایی  جهت هدایت و پیشبرد امر مبارزه و تحقق آن نیازدارند. در وضعیت کنونی مردم بدنبال آن نیستند که نوع حکومت و رئیس جمهور یا شاه پس ازخلع ید ازرژیم جمهوری اسلامی را انتخاب ویا تعیین کنند. این امر منوط به انتخابات آزاد و آراء مردم  پسا جمهوری اسلامی است.

به همین دلیل با گذشت بیش از یکسال از قیام دی ماه ۹۶ آنچه که تاکنون در پراتیک ملموس صحنه  پیش رو،  وبیان آقای رضا پهلوی مشاهده می کنیم ملاک حقیقت است. و این بوضوح نشانگر آن است که آقای رضا پهلوی صدای مردم را نشنیده و بجای تمرکز براصلی ترین و مبرم ترین وظیفه  روز درشرایط و بزنگاه حسّاس کنونی، و پاسخ و پژواک  صدای مردم، اقدام به تشکیل «پروژه ققنوس» جهت بازسازی دوران « پسا» جمهوری اسلامی است؟.

پروژه ققنوس و هر اقدامی دیگر از این دست ازسوی هرفرد و جریان، جهت بازسازی ایران آینده، امری بغایت مثبت و ارزنده  تلقی می گردد، امّا درشرایطی که هیچ اقدام عملی درجهت مبارزه و خواست مردم صورت نگیرد، پروژه ققنوس برغم اینکه ایده ایی مثبت برای بکارگیری متخصصان است، اما هیچ تغییر و تبدیلی درامرپیشبرد هدف اصلی نداشته و ندارد و چه بسا انرژی لازمه آقای رضا پهلوی صرف همین موضوعی شده است که در اولویَّت بندی، مقوله اول نقشه میسر مبارزه نبوده و نیست. و این مترادف همان نشنیدن صدا و طنین مردم بجان آمده زیر یوغ ستم رژیم آخوندی است. مردمی که جانشان را درکف خیابان گذاشته اند، وعده بازسازی در آینده را  نمی خواهند. این همان فاصله اندیشه و عمل مردم و آقای رضا پهلوی است.

برای مشاهده کامل مطلب اینجا را کلیک نمایید

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)