گاهنامۀ هنر و مبارزه

۲۷ فوریه ۲۰۱۹

سه منبع مارکسیسم

اثر تاریخی مارکس

کارل کائوتسکی

 

این متن برای نخستین بار در سال ۱۹۰۸ به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد مرگ کارل مارکس منتشر شده است.

l’Archive Internet des Marxistes

 

https://www.marxists.org/francais/kautsky/works/1908/00/kautsky_19080000.htm

1908

Un texte publié pour la première fois en 1908, pour le vingt-cinquième anniversaire de la mort de K. Marx.

Les Trois Sources du Marxisme

Karl Kautsky

L’œuvre historique de Marx

 

https://www.marxists.org/francais/kautsky/works/1908/00/kautsky_19080000.htm

ترجمۀ حمید محوی

گاهنامۀ هنر و مبارزه/پاریس/فوریه ۲۰۱۹

انتشار انترنتی رایگان با اعلام نافرمانی مدنی از قوانین کپی رایت

برای ترجمۀ آثار به زبان فارس

 

یادداشت مترجم :

همۀ پاورقی های این نوشته متعلق به مترجم است.

پیشگفتار انتشار مجدد در سال ۱۹۳۳

این نوشته برای نخستین بار به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد مرگ استادمان در سال ۱۹۰۸ منتشر شده است. از آن روز بیست و پنج سال دیگر می گذرد، سال هائی که جنگ جهانی هیولائی و انقلابهای بزرگی را در اروپا و آسیا به همراه داشته است. ولی روش مارکس، همۀ آنچه را که مارکس به بشریتی که در اندیشه و مبارزه برای اشکال برتر زندگی بوده عرضه کرده، در این تحولات و اطوار تاریخی به ورطۀ ابطال در نغلتیده بلکه مستحکمتر از همیشه بر جا  پایدار مانده است. در این روزهائی که همه چیز به هم ریخته و طبقات بورژوا و احزاب دربارۀ خودشان تردیدهائی دارند، مارکسیسم یگانه قاعدۀ مطمئنی را در اختیار ما گذاشته است که بر اساس آن می توانیم به ساخت و ساز دولت سوسیالیستی اقدام کنیم.

به همین علت، من نوشته حاضر را با تغییرات جزئی دوباره منتشر می کنم. اثر تاریخی مارکس هیچ چیزی از اهمیت خود را در این ربع قرن گذشته از دست نداده، و بیش از همیشه اعتبارش را در دوران ما حفظ کرده است.

کارل کائوتسکی

وین، فوریه ۱۹۳۳

 

پیشگفتار

پنجاه سال پیش مارکس چشم از جهان فرو بست، و اکنون یک قرن است که از انتشار مانیفست کمونیست می گذرد یعنی نوشته ای که او برای نخستین بار خطوط اصلی نظریاتش را در آن مطرح کرد. در اینجا برای ما که در دوران  پر فراز و نشیبی زندگی می کنیم ، یعنی دورانی که مفاهیم علمی و زیبائی شناختی غالباً بیش از مد روز تغییر می کند، دوران خیلی دوری بنظر می رسد. با وجود این کارل مارکس همچنان زندگی می کند و حضور پر رنگی بین ما دارد. او بیش از هرگز با وجود همۀ بحران های مارکسیسم و با وجود همۀ مخالفتها و نفی نمایندگان رسمی علم بورژوا بر تفکر معاصر تسلط داشته است.

اگر مارکس تا این اندازه بنیادهای جامعۀ سرمایه داری را به روشنی کشف نکرده بود، به هیچ وجه نمی توانستیم نفوذ فوق العادۀ او را درک کنیم. پس از چنین کشفی، علوم چامعه شناسی که بتواند از اهمیت بنیادی برخوردار باشد و از مارکس عبور کند تا وقتی که شکل کنونی جامعه پایدار بماند وجود نخواهد داشت. در عین حال می توانیم بگوئیم که طی سراسر این دوران، روش او پر ثمرتر از هر روش دیگری خواهد بود.

نفوذ قدرتمند و  پر دوام مارکس در تفکر مدرن بازهم  قابل درک نمی بود اگر او نمی توانست در تفکراتش از  شیوۀ تولید سرمایه داری عبور نکند. او تمایلاتی را آشکار کرد که به شکل والاتر جامعه می انجامید که اهداف آن، گرچه خیلی دور بنظر می رسد ولی دائماً به آن نزدیک می شویم و در کوران تحولات بیش از پیش ملموس است. به تدریج و با مشاهدۀ چنین واقعیت هائی بیشتر به بزرگی مردی که چنین نظریاتی را تبلیغ می کرد پی می بریم.

مخلوط نایاب ژرفای علمی و شهامت انقلابی که او را بیش از وقتی که هنوز زنده بود نیم قرن پس از مرگش با شدت فزاینده تری زنده نگهداشته است.

اگر بخواهیم ویژگی سهم تاریخی این مرد فوق العاده را تعریف کنیم، شاید بهترین راه این باشد که بگوئیم سهم او حاصل زمینه های مختلف و حتا غالباً متضاد بوده است : پیش از همه در این سهم تاریخی حاصل جمع[1] علوم طبیعی و علوم روانشناسی، تفکر انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، جنبش کارگری و سوسیالیسم و سرانجام حاصل جمع تئوری و پراتیک را می یابیم. به این علت که او موفق شد نه فقط بر این زمینه های شناخت با جهان شمولیت بی بدیل آن تسلط یابد بلکه علاوه بر شناخت این زمینه ها در حد استادانه به او امکان داد تا سهم تاریخی فوق العاده ای داشته باشد و آخرین ده های قرن نوزدهم و دو دهۀ نخستین قرن بیستم را تحت تأثیر خود قرار دهد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)