مثلث اتحاد درپشت پرده دو نامه معروف خمینی به منتظری

احمد زید آبادی در یادداشتی،دو #نامه ی معروف #خمینی به آیت الله #منتظری در تاریخ 6/1و8/1فروردین68 را به ناسخ و منسوخ قرآن تشبیه کرده است!!
دراینجاباکمال پوزش فراوان(ازاین ادبیات)،باید عرض کنم که گاهی فرد یا افرادی به حق و ناحق(با پمباژ رانت و رسانه) آنقدر بزرگ و مطرح می شوند که اگر بادی هم از معده اش خارج و شنیده شد،آن باد هم مورد تقدیس هواداران قرار می گیرد!!
و ایضا ممکن است در این فضای عصر شبکه های اجتماعی،یک جایزه ی ببن المللی هم نصیبش شود!!
اولا:جناب احمد زید آبادی با این ادعا مهر تائید بر نامه ی دوم خمینی گذاشته و این از جمله همان مواردی ست که قبلا هم به آن اشاره کرده ام،وآن دگماتیسم نقاق در طیف به اصطلاح اصلاح طلبان است!
ثاتیا:با آن توصیف خدا گونه،پیامبر گونه و معصومیت امامانه که دائم از خمبنی (شفاهی و مکتوب)گفته و نوشته می شود،این نوع نگارش و نگاه در این دو نامه،به هر فرد عادی(چه رسد به اینکه خمینی ایشان را فقیه عالیقدر می دانست)نقض غرض و جمع نقیضبن است؛ که آن هم محال می باشد.
ثالثا:مگر قرار است هرچه خمینی گفته است وحی منزل باشد؟!
و آنرا اشکال و تخطئه نباشد؟
خودخمینی درپاسخ به خامنه ای نوشته اند:
“اشکال بلکه تخطئه یک موهبت الهی ست”.
بنابراین،چناتچه نامه ها صحت داشته باشد که خمینی را از اعتبار و عدالت و اخلاق(آنهم توسط نزدیکان و حواریون خاص!)انداخته و بقول علی شریعتی:
“ازبد دفاع کردن تا نفی کردن راهی نیست”!
و چنانچه صحت نداشته باشد،کل اعتبار و عدالت از بین رفته است!
یعنی هم اعتبار خود خمینی و هم و ببت و اعضای دفتر ایشان و هم تائید کنندگان این دو نامه!
و ایضا کسانی که مثلا با ناسخ ومنسوخ دانستن آن دو نامه،غیر مستقیم (و یا حتی مستقیم)به نامه ی دوم مهر صحت زده اند!
یک نوع مثلث اتحاد در حفظ قداست خمینی و حفظ حربم و اعتبار خودی ها(از دو جناح ثابت قدرت،اصولگرایان و اصلاح طلبان) درماجرای پشت پرده ی این دو نامه مشهود است!
محمد شوری
نویسنده و روزنامه نگار
هفتم اسفندنود وهفت

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)