“آزادی بهتر ز گوهر است
کی در تو انسان برابر است
خود برتر از دیگران مبین
خاکت مثل خاک دیگر است”

*******

 

ای ایران مرزت چه ها کشید
چه خون ها در دامنت چکید
دور از تو شد مهر مردمان
کی برپا مانی در این جهان

ای دشمن تو آشنا و در همین سراست
در کمین عشق و حس و جان و خون ماست

بر حال خویش اندیشه کن
راهی نوین را پیشه کن
در راه نو آزادگی را مبر از میان
ویرانه کن ریشه بربران

آزادی بهتر ز گوهر است
کی در تو انسان برابر است
خود برتر از دیگران مبین
خاکت مثل خاک دیگر است

تا عیش و نوش و سود حاکمان سرای توست
فقر و مرگ و جنگ و غارت از برای توست
بر حال خویش اندیشه کن
راهی نوین را پیشه کن
در راه نو آزادگی را مبر از میان
ویرانه کن ریشه بربران

ایران مهر تو برون کنم
تا کی این دل از تو خون کنم
تا زندان هست و شکنجه هست
بر گو با ظلم تو چون کنم

تا گردش جهان بدور آسمان بپاست
سرنگونی ستمگران شعار ماست

برحال خویش اندیشه کن
راهی نوین را پیشه کن
در راه نو آزادگی را مبر از میان
ویرانه کن ریشه بربران

 

شعر از مسعود آذر

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)