رضا پهلوی ازادی خواه یا خمینی دوم؟

اپوزسیون ایرانی یک نمونه بارز تفرقه در دنیاست که هنوز بعد از 40 سال نتوانسته خود را بازیابد و نسبت به سال 57 پیشرفت چشمگیری نداشته. یکی از اعضای این اپوزسیون ولیهد سابق اخرین شاه ایران، رضا پهلوی است که نام شاهزاده را یدک میکشد و مشخص نیست شاه و دربارش کجاست که ایشان شاهزاده اش باشد! حال مضحک تر از ان این است که20 سالگی در مصر سوگند پادشاهی یاد کرده و نیز در مصاحبه ای با فوکوس انلاین میگوید : طبق قانون اساسی می بایستی به این سن رسیده باشم تا بتوانم شاه شوم!! البته بعد می باید در مجلس ایران سوگند پادشاهی یاد کنم و بنابراین میتوان گفت که بنا به قانون شاه ایران هستم!! ایشان هنوز متوجه نشده بوده که یک قرن پیش در ایران مردم انقلاب مشروطه کردند و از رعیت به ملت تبدیل شدند و قانونی برای مملکت تصویب کردند که شاه را مردم یا نمایندگان انها انتخاب میکنند و دیگر مانند گذشته های دور هر کس زورش بیشتر و شمشیرش برنده تر باشد یا به صرف خون مقدس نمی تواند شاه شود مگر به رای مردم.
این نگاه از بالا به پایین که از رسم قزاقی می اید، در این خاندان نهادینه شده تا جایی که خود را فرا سیاسی و رهبر ملی میداند و انقدر جایگاه خود را بالا میبرد که از قانون اساسی مشروطه عبور کرده و خود را شاه میداند .البته تا جنبشی یا اعراضی در ایران صورت میگیرد برای مصادره ان شتافته و خود را یک شهروند ساده معرفی میکند که یک رای بیشتر ندارد و کلا 2کلمه راهم یاد گرفته که حول محور ان میچرخد که عبارت است از (دمکراسی و سکولاریسم) . که توضیح نمی دهد چرا دمکراسی؟ و چرا حکومتی همچو دوران طلایی پدر و پدر بزرگ گرامیشان تجویز نمیکند ؟ از سوی دیگر فراخوان اتحاد برای سرنگونی میدهد. ولی هنوز بطور مثال درباره اختلاف شاه با دکتر مصدق که بزرگترین اختلاف میان جمهوری خواهان و سلطنت طلبان است سخنی به میان نمی اورد و حرفی از کودتا نمی زند گویی که اصلا مصدقی وجود نداشته که همین دمکراسی را 50 سال پیش برای ایرا میخواسته! ایشان انقدر خود را والا میداند که ابدا به عنوان یک اپوزسیون پاسخی به کسی نمیدهد و همانند مجاهدین که حرفی از گذشته نمیزنند ایشان هم گذشته را به خاک سپرده .حتی یک مناظره هم نمیکند که شاید بتوان به نتیجه ای یا اتحادی دست یافت .مثلا مناظره ای که قرار بود با بهرام مشیری داشته باشد را لغو کرد. در تریبونهای مخالفین هم شرکت نمی کند و تنها گفتگویی که با مردم عادی داشته (برنامه میدان) تلوزیون ایران اینترنشنال به قدری پروپاگاندا بود که حضار دستچین شده و فقط سلطنت طلبان امده بودند!!
ایت الله خمینی نیز نه با حزبی گفتگو کرد نه با مخالفی حرف زد نه نقدی را شنید فقط گفت اتحاد به گرد من برای براندازی شاه و مانند رضا پهلوی فقط سخنرانی کرده و بیانیه میداد و هندوانه در بسته ای بود که نتیجه اش را دیدیم! جامعه امروز ایران که چند میلیون دانشگاهی دارد دیگر مثل گذشته گول نخواهد خورد و اتحاد پوشالی نمیکنند . لازمه دمکراسی نقد است ایشان باید نقدپذیر باشند و با مخالفین و جمهوری خواهان مناظره کند.

نیما عیسی پور 23/2/1019

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)