پروژه ی ققنوس

آنچه در عقبه ی پروژه ی ققنوس هست، رضا پهلوی ست که پشت سرش سلطنت پدرش بر ایران را دارد که مردم با انقلاب آنرا ساقط کرده اند و لذا بخش مهم و پنهان چنین پروژه ها و سناریو هایی مثل فرشگرد تقدیس رضا پهلوی ست و رضا پهلوی به چیزی جز بدست آوردن و بدست گرفتن لیدری و رهبری در آلترناتیو آینده ی سیاسی ایران نمی اندیشید!
همانطور که قبای ولایت فقیه بعد از خمینی بر تن خامنه ای گشاد بود،قبای رهبری اپوزیسیون و جانشینی رضا پهلوی در انتقال قدرت سیاسی نیز گشاد است و به ضرب زر و تزویر(زورش بعدا که قدرت را بدست آوردند معلوم می شود!)نمی شود فردی را کاریزما کرد.
در وافع همانطور که قبلا نوشته ام اینهابخشی از یک رپرتاژآگهی برای جاانداختن رضا پهلوی در ذهن افکار عمومی در داخل ایران است که این افکار عمومی الان بشدت درگیرمعیشت است و چنانچه از آن بخاری هم در جهت تغییر بلند شود از آن دمکراسی بیرون نخواهد آمد.
در نظام سلطنتی همه چیز معلوم است. شاه به عنوان سمبل و نماد کشور و بدون دخالت در مدیریت و تحمیل اراده ی فردی.که در عمل نشد و اگر هم در مثلا انگلیس شده است،مردم ما مثل مردم انگلیس نیستند…!
بازگشت به سلطنت (حتی با رای مردم درمانده و خسته و فشل شده از نظام جمهوری آخوندی ولایت فقیه)دقیقا بازگشت به ارتجاع است و افتادن در چاه ویل دیگر.
نظام جمهوری هم وجهی مثل بشاراسدهم دارد اماقرارنیست اینگونه شود.
مساله کاملا واضح،روشن و ساده است. قانون اساسی به یک فرد بیش از دو بار نباید اجازه ی کاندیدا شدن را بدهد. در جمهوری این احزاب هستند که در یک رقابت برابر به قدرت می رسند.
و همانطور که قبلا نوشته ام رضا پهلوی بهتر است یک حزب سیاسی تاسیس کند و خود را ببازماید.منتها ایشان چنین ریسکی نمی کند.ایشان هوای رهبری دارند!!
چهارم اسفندنودو هفت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)