مدتهاست عده ای در پی این هستند که ببینند روسیه کی ایران را به آمریکا خواهد فروخت. صرفنظر از میزان احتمال این کار، به گفته ی منابع اسراییلی و مجله ی اشپیگل قوای ایران و روس باهم در گیر شده اند، ولی هیچیک از دول مربوطه مایل به افشا و شرح ماجرا نیستند. تغییر لحن روسیه که همراهی با ایران را شراکت استراتژیک نمی شمرد، بلکه فقط همکاری می داند، نیز میتواند نشان از توافق پشت پرده ای بین روسیه و آمریکا بدهد.
حال به شرق ایران نظر کنیم. آمریکا در عین مذاکره با طالبان، از مدت ها قبل باقیمانده های داعش را از سوریه به افغانستان انتقال داده که دایم با طالبان در زد و خورد بوده اند. طالبان به سبب محلی بودن و اینکه گفته می شود حتا 70% مناطق افغانستان را زیر نفوذ خود دارند دست بالا را در مواجهه با داعش دارند ولی ظاهراً قرار نیست که دشمنی این دو گروه ابدی باشد.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی از ماه ها قبل کوشش کرده است که به طالبان نزدیک شود و حتی شایعاتی دال بر دادن تجهیزات نظامی به آنها انتشار یافته است. وزارت خارجه ی ایران در دسامبر گذشته از سفر هیأت طالبان به تهران و مذاکره با این گروه برای “یافتن راهکار و مساعدت برای پیشبرد روند صلح” افغانستان خبر داد. پس از آن سفر علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به افغانستان خبرساز شد. شمخانی با تأکید بر محور بودن دولت افغانستان، صلح با طالبان را به سود ثبات در آن کشور دانست. به نظر می رسد که شمخانی در این گفتار صادق است و ایران از لانه کردن داعش در افغانستان و اتحاد آنها با طالبان نگران است. آشتی طالبان با دولت مرکزی می توانست به ثبات و صلح در افغانستان کمک کند ولی آمریکا طالب قدرت یافتن دولت مرکزی نیست همچنان که در عراق نیز دولت ضعیف نگاهداشته شده و اسلحه میان طوایف پخش می شود. با ورود گروه های افراطی جنگجو دولت مرکزی افغانستان محلی از اعراب نخواهد داشت .
توافق اخیر آمریکا با طالبان، در حقیقت نه تنها همه ی رشته های ایران در افغانستان را پنبه کرد بلکه نشان از پروژه خطرناکی دارد که آمریکا در همسایگی ایران تدارک می بیند. این پروژه شامل به کار گیری گروه های سنی افراطی مرکب از داعش، القاعده و طالبان علیه کشور ماست.
این پروژه از چه قرار می تواند باشد؟
تقویت گروه های افراطی سنی در همسایگی جمهوری اسلامی شیعه می تواند به برخوردها و جنگ های طولانی و تلفات بسیاری منجر شود. بدین ترتیب صلح به افغانستان باز نخواهد گشت و منطقه سالیان دراز دستخوش آشوب خواهد بود.
این پروژه تنها برای ایران خطرناک نیست زیرا نمی توان مجموعه ی ژئوپولیتیکی را که ایران در مرکزش قرار دارد، به این راحتی تقسیم کرد و به هر گوشه اش جداگانه توجه نمود. مجموعه واحد است و باید در قبال آن سیاست واحد اتخاذ گردد و این سیاست باید نقش محوری ایران را در صدر داده های موجود قرار بدهد تا معنی پیدا کند. آمریکا با پروژه ی جدیدش آسیای مرکزی قفقاز و حتا چین را نیز تهدید می کند. یعنی این زنگ خطر برای چینی ها نیز هست. هر چه زودتر هم به آن گوش فرادهند، بهتر. برگردم به ابتدای مقاله. مسلم است که اسراییل استقرار قوای هواداران ایرانی را در بالای سرخود برنمی تابد و همه ی کوشش خود را برای راندن ایران خواهد کرد ولی اگر روس ها خواست های آمریکا و اسراییل را در سوریه بپذیرند، در هر دو جبهه ی شرق و غرب ایران بازنده خواهند شد، نه فقط در یکی.
29 ژانویه 2019
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
برای تماس با نویسنده
behgar@iranliberal.com
به تلگرام ایران لیبرال بپیوندید
https://t.me/iran_liberal
 
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)