مردان سختکوش کوهستان هم همسرانی دارند که لباس کردی رنگی حریر دوست دارند، پوست سرخابی خفیف دارند، آنها زنان قوی هستند مرگ شوهر را تجربه میکنند، غصه ی دراز می‌بافند، گرسنگی کودکان شان را می‌کشند! آنها زنان قوی هستند، یک میلیمتر از مرگ فاصله دارند نمی میرند اما قوی تر میشوند!

مردان سختکوش کوهستان، کار می کنند می میرند، عشق می‌ورزند می میرند، می‌جنگند می میرند، اما مرگ چه معمای پیچیده ایست که از هر راه حل اش نابودی حاصل میشود و مردانی را خلق میکند که “زندگی امروزشان را برای نان فردا می‌فروشند!”

اسبها بیشتر از انسانها به دوربین فکر میکنند، ژست سکسی اسبها بهتر جا میافتد، پوستر اسبها پول بیشتری نصیب میکند، آنها خوب ژست گرفتن را یاد گرفته اند، اسبها به سلامتی مرگ هر شب مست میکنند و با کردها، با کاروانچی ها دوست شده اند!

مردان سختکوش و اسبهای سرمست. روی برفها که راه میروند و صدای پای اسب و انسان قاطی میشود و موسیقی حماسی تولید میشود که هیچ بتهوونی نمی تواند نت نویس اش کند! روی برفها که راه می روند و زیرپاهایشان نعل های زنگ زده لیز میخورد و اسکلت بدن اسبهای جوان خودنشانی میکند و لرزه به تن آدمی می آید و مرگ چه آسان میشود در سرزمین سربازان بدون اسلحه!

برفِ یخچالها صعود کرده اند روی کوههایی که خود به صعود انسان مفتخرند، برفها غرور کوهستان را می شکنند و انسان ها همچنان در این تاریخ مردگی می میرند و دفن میشوند!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)