این نخستین باری بود که برنامه آکادمی موسیقی گوگوش را در شبکه تلویزیونی من و تو مشاهده می کردم. نمونه های این گونه برنامه ها را هم پیش از این در برنامه های عامه پسند سوئدی و دیگر کشورهای غربی دیده بودم. هرچند رفتار هیئت ژوری آکادمی موسیقی گوگوش در مقایسه با نمونه های سوئدی آن که گاه با تحقیر تند هنرجویان همراه بوده است، بسیار محترمانه تر بود. این که این مداراجویی تا چه حد به کیفیت این برنامه لطمه زده است و یا نه، امری است که بهتر است کارشناسان موسیقی در باره آن اظهار نظر کنند. من در اینجا به برنامه های تلوزیونی شبکه من وتو، کم و کیف آن، پشتیبانان مالی آن، اهداف و نواقص احتمالی آن نمی پردازم. هر کسی می تواند با مستندات خود و بدور از گمانه زنی و اتکا به تئوری توطئه و یا اتهام زنی نظرات خود را در این زمینه ها بازگو کند. تنها مایلم از منظر جامعه شناسی رواداری ملاحظه ای کوتاه به پابان بک رقابت داشته باشم.

این گونه از برنامه های موسیقی سرگرم کننده و پر بیننده تلویزیونی در دهه های اخیر به شدت رواج یافته اند. هرچند آنها جزو سلیقه موسیقی و مورد علاقه من نیستند، اما نسبت به تماشای آن هرگز بی اشتیاق هم نبوده ام. هم از منظر جامعه شناسی رفتارشناسی مردم در نحوه انتخاب و معیارهایشان؛ هم از منظر علاقه مندی به یک برنامه تفریحی سالم (اگر که با تحقیر جوانان داوطلب برای شرکت در این برنامه ها همراه نباشد)؛ و هم از منظر درنگی دوباره در بررسی صحت وسقم ادعای نظریه های پسامدرنیسی که بنابر آن در دوران کنونی، سلیقه مردم در انتخاب هنر، خواننده و یا صدا حرف آخر را میزند. هر چند که ممکن است این انتخاب با معیارهای سنجش نخبگان موسیقی در تضاد باشد.  نظریه ای پسامدرنیستی که بر آن است سلیقه مردم، بالاخره “دیکتاتوری” نخبگان را به چالش می کشد.

هر چند من کلا به موسیقی انبوه تمایلی ندارم، اما در مقام مقایسه بین این گونه از تولید “فرهنگ انبوه” با اشکال کلاسیک آن، به صراحت بر آنم برنامه هایی که در آن رای مردم حجت است، از امتیازات بیشتری برخوردار است. هم از این رو که در این نوع از تولید فرهنگ انبوه، به جای آن که با لابی گری “صنعت موسیقی”، محصولی به جامعه تحمیل شود، این خود مردم هستند که دست کم در لحظه آخر با  اجرای نوعی از دمکراسی مستقیم، رای خود را دراین انتخاب به کرسی می نشانند. این که آیا رای مردم بر پایه کارشناسی موسیقی استوار است یا نه، امری است که پاسخ آن پیشاپیش روشن است (بگذریم از این که من مطمئن نیستم که رای مردم در سیاست نیز همواره بر پایه بهترین انتخاب ها از منظر مصالح سیاسی و یا کارشناسی استوار باشد). اما این پدیده به گمان من از منظر رواج فرهنگ دمکراسی به معنای گسترش مشارکت در انتخاب اموری که با آنها مرتبط است تنها جنبه ای مثبت دارد.

اما جنبه مهمتر برنامه این بار آکادمی قدرت نفوذ آن در افکار عمومی ایرانیان و رفتار آن در گسترش فرهنگ رواداری درمیان ایرانیان است. برخی با براه انداختن کمپینی زشت و خشونت وار در فیس بوک مبنی بر تجاوز جمعی علیه پسر جوانی که گوشواره بر گوش داشت، نشان دادند که برایشان حریم و سلیقه شخصی متفاوت با آن چه خود می پسندد، تحمل شدنی نیست. گرچه آکادمی در این باره واکنش نشان نمی دهد. اما هرچه مسابقه جلوتر می رود بعد تفریحی، هنری و سلیقه ای آن جای خود را به پلاریزه شدن افکار عمومی بر سر حجاب و زیر سئوال بردن شایستگی برنده مسابقه از این منظر داد. برخی از مخا لفان، او را به مجاهدین نسبت دادند تا نظر مردم را به آنان منفی کنند و یا مدعی شدند دعوت از او نوعی ساخت و پاخت با حکومت اسلامی و ارزش های آن است. طرفداران حکومت اما در سایت تابناک او را مبلغ اسلام امریکایی خواندند و کل این برنامه را امری هدایت شده و زیر سر انگلیسی ها خواندند. گروهی بر این باورند آکادمی رای خود را به گونه ای دست کاری شده جایگزین رای مردم کرده است و از پیش کوشیده است زنی محجبه را برنده اعلام  کند. این ادعا تا زمانی که مستندی برای آن طرح نشود، چندان قانع کننده نیست. نمیدانم چند نفر از مخالفان و موافقان بر پایه صدای او، به ایشان نظر موافق و یا مخالف داده اند. اما از منظر رواداری، همان قدر که رای دادن به او به دلیل حجابش نوعی تبعیض است، رد او به دلیل محجبه بودن  نیز کاملا خطا است. جو این هیاهو و  مناقشات به تدریج فرو خواهد نشست. اما ما همان گونه که باید در برابر اعتراض به لخت شدن گلشیفته فراهانی، محکم بایستیم و از حق برهنگی و عدم پوشش فردی دفاع کنیم، باید از حق یک فرد در انتخاب پوشش برای خود دفاع کنیم.

برای من روشن است چرا حکومت از این که یک زن محجبه مسلمان به عنوان برنده چنین مسابقه ای شده است، خشمگین است. چه، این رویداد می تواند آب در خوابگه موچه گان ریخته و منبع الهامی شود که بنا بر آن حتی زنان محجبه و ومسلمان نیز الگویی دیگر رابرای آینده خود انتخاب کنند که با ارزش های حکومت اسلامی در تضاد قرار دارد. من از تبلیغات دینی در چنین برنامه هایی به هر بهانه ای که باشد خوشم نمی آید. اما به گمان من هواداران سکولار و لائیک نیز  اشتباه مهلکی مرتکب می شوند اگر او را به دلیل محجبه بودن فاقد شایستگی برنده شدن بدانند. کمنت های بس کینه توزانه نسبت به هیئت ژوری ویا شخص برنده و یا پیش از این نسبت به امیر حسین و ماجرای گوشواره اش نشان میدهد ما راه درازی تا رسیدن به فرهنگ رواداری داریم.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)