فمنیسمِ مسیح علی نژاد

به بهانه چاپ کتاب «باد در موهایم »  نوشته مسیح علی نژاد

این یادداشت ابتدا به سفارش رسانه ای عمومی و برای مخاطب عام نوشته شده بود، هر چند مسئولین رسانه پس از دریافت نوشته از چاپ آن سر باز زدند.  

 

 « برای زنانی که پس از ۱۹۲۰ بدنیا می آیند، فمینیسم، گذشته ای مُرده است.» بیان این گزاره در کتاب بتی فریدن ( Betty Friedan )، دامن زدن دوباره به مباحث فمنیسم بود. جنبشی که حالا در غرب، موج دوم فمنیست نام دارد.

برای معصومه علی نژاد که در بحبوحه سال‌های انقلاب ۵۷ در ایران بدنیا آمد، فمینیسم در چه وضعیتی قرار دارد؟ شاید بازخوانی کتاب او‌ « باد در موهایم» که به تازگی به همت انتشارات    Little, Brown and Company  در آمریکا و انتشارات Virago  در انگلستان به زبان انگلیسی و برای خواننده غربی منتشر شده‌ ما را در واکاوی فمنیسیمِ علی نژاد یاری رساند.

 بر کسی پوشیده نیست (و علی نژاد هم ادعایی جز این ندارد) که جنبش زنان در ایران به سالها پیش از « چهارشنبه های سفید» و به جنبش مشروطه ایران و سال‌های ۱۹۱۰ باز می گردد. جنبشی که پس از انقلاب نیز در پویش های گوناگونی همچون « کمپین یک میلیون امضا» ادامه داشته است. با این همه نمی توان از سهم علی نژاد در گشایش فضایی که تمرکزش بر آزادی پوشش است، چشم پوشید. و درست به همین خاطر می بایست با رویکردی انتقادی از این فضای ایجاد شده که حالا به همه زنان ایرانی از جمله مسیح علی نژاد تعلق دارد محافظت کرد تا مگر در دست افراطیون داخلی، امپریالیسم خارجی و مارکت (سرمایه) جهانی به هرز نرود و مصادره به مطلوب نگردد.

کتاب علی نژاد با خاطرات دوران کودکی اش در دهکده قمی کلا از توابع شهرستان بابل در استان مازندران آغاز می شود و به لذت ها و رنج های زندگی روستایی و تبیین ساختار و مناسبت های خانواده  می پردازد. روایتی که هر چند بسیار شخصی ست و تلاش می کند تا تصویر روستا را به کل ایران تعمیم ندهد اما خالی از لغزش هایی نیست که ایران را در برابر غرب به مکانی “اگزوتیک” تبدیل  می کند.

« و آن تو، یک نمونه بارز توالت ایرانی بود- در واقع یک سوراخ گنده توی زمین…» ص۴

و یا تقلیل همه اسلام به یورش ی که منجر به از بین رفتن تمدن و توهم هویت نابی به نام هویت ایرانی شد؛ نگاهی نا متوازن که سهم اسلام را در شکوفایی تمدن در نظر نمی گیرد. (ص 7 ) و یا نگاه یکجانبه اش به انقلاب ایران و تجلیل از حکومت پهلوی بخاطر ساخت ایران ی مدرن که بی شک از ضعف تئوریک در تعریف واژه مدرن بر می خیزد.(ص 27)

هشت فصل اول کتاب کمابیش به زندگی شخصی علی نژاد، سرکشی و تمرد های او از قوانین موجود، فعالیت های سیاسی خام دوران دبیرستان، دستگیری و بازجویی او، ازدواج اول، مهاجرت به تهران و طلاق او اشاره دارد. برای خواننده ایرانی اما، شاید کتاب از فصل دهم آغاز شود. فصل هایی که هر کسی به نوعی و به تناسب سن آنها را تجربه کرده است. به روی کار آمدن سیاست مدار اصلاح طلب محمد خاتمی، حوادث کوی دانشگاه، تحصن عده کثیری از نمایندگان مجلس ششم ، اخراج مسیح علی نژاد در جایگاه خبرنگار مجلس از مجلس، افول قدرت هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد.

فصل ۱۷ تا انتهای کتاب به مهاجرت او و ماندگار شدن ش دربیرون از ایران، انتخابات ۸۸، رویدادهای پس از ۸۸، مصاحبه های او با رسانه های فارسی زبان خارج از ایران، ازدواج او با کامبیز فروهر ، مستند های قربانیان ۸۸ و بالاخره تمرکز او‌ به مسئله زنان و دیدارهای او با افراد عالیرتبه جهان می پردازد.

این فصل ها نیز عاری از برخورد انتزاعی با مسائلی که اهمیت  تایین کننده دارند، نیست . از آن جمله است ستایش یکسونگرانه او از Facebook در فقدان نگاهی انتقادی به نقش رسانه در مرودات جهانی که سوای مسایل نظری ، تجسمی واقعی دارند. ص 344( نگاه کنید به  سوء استفاده از اطلاعات شخصی 50 میلیون کاربر فیس بوک در رسوایی شرکت Cambridge Analytica   )

 

اما آیا کمپین ها و فمینیسم علی نژاد امکان ی نو برای رهایی زنان ایرانی می آفریند؟ آیا او خود مانع از پویایی در درون جنبش نیست؟و اصلن فمنیست علی نژاد وامدار کدام سنت فکری ست؟

 تلاش برای طبقه بندی خواسته های کمپین های علی نژاد و همبسته کردن آنها با یکی از مکتب های فمنیستی کاری ست دشوار و شاید بیهوده. از سویی تمرکز او‌ بر یک هدف مشخص ( ملغی کردن حجاب اجباری)  او را به فعالان جنبش اول فمنیست در غرب نزدیک می کند و از سویی با تاءسی از نگرشِ فمنیست هایی چون سیمون دو بووار ، جنس دوم را به مبارزه برای رهایی خویش دعوت می کند، از تعریف زن در جایگاه قربانی پرهیز دارد و نیازهای زنان را به بهانه دستیابی به امری والا تر ، وا نمی نهد. در عین حال، تجربه زیسته زن ایرانی در اکنون حاضر با توجه به تاریخ ایران، حضور اسلام در ایران، اسلامی شدن انقلاب، تحولات فمینیسم در غرب، ظهور و حضور تکنولوژی، اقتصاد و بازار آزاد جهانی مانع از آن خواهد شد تا فمینیسم علی نژاد را به طور مشخص دنباله رو یا وام دار مکتب فکری خاص بدانیم . فمینیسم ی که می بایست نه لزوما با دیگری که با خود تعریف شود.

بنابراین قوامِ اعتراضات کنونی به حجاب اجباری مستلزم خود آگاهی نسبت به ذات ایجابی چنین جنبشی ست . خود آگاهی ی که همانقدر که به عمل وابسته است نیازمند نظریه  و رویکردی انتقادی است.در همین راستا ضعف تئوریک چنین جنبش هایی می تواند زمینه فروکاهش آنها به یک پدیده صرفِ فرهنگی را فراهم کند . پدیده ای که فرهنگ را در جایگاهی فرودست نسبت به فرهنگ آزاد غرب قرار داده و با تولید ساختار دوتایی فضای آزاد/ فضای بسته ، زن آزاد/زن در بند ، زن ایرانی/زن غربی ، راه را برای امپریالیسم و جنگ طلبانی همچون بولتون و پمپئو ( مشاوران ترامپ) که جنگ و تحریم  را پروژه ای فرهنگی برای رها سازی ملت ها از قید اسارت باز تعریف می کنند، هموار می کند.

 ( دعوت پمپئو از مسیح علی نژاد برای شرکت در کنفرانس ی با حضور ایرانیان در کتابخانه ریگان – کنفرانسی که البته علی نژاد از حضور در آن خودداری کرد- نشانه هاییی از اثبات وجود چنین گفتمان هایی ست.)

 همچنین، نگرش تک وجهی به جنبش هایی از این دست می تواند منجر به قوت یافتن وجهی از مسئله زنان به قیمت در محاق ماندن وجهی دیگر شود. برای نمونه کشمکش های فمنیست ها برای به رسمیت شناخته شدن می تواند کشمکش های فرهنگی را بجای کشمکش های اجتماعی و توزیع عادلانه ثروت بنشاند. پروژه ای که چه بسا با ساز و کارهای اقتصاد نئولیبرال و تلاش همه سویه آن برای از خاطر زدودن ایده مساوات اجتماعی از ذهن همگان، همسو باشد.

 بنابراین امروز به فمینیسم ی رادیکال نیازمندیم تا وجه سیاسی دموکراسی نیابتی را به همراه وجه اقتصادی توزیع عادلانه ثروت و وجه فرهنگی به رسمیت شناختن (حقوق) زنان ، همزمان مد نظر قرار دهد و در پی طرح فمنیستی جهان شمول باشد تا به تعبیر جرمن گریر Germaine Greer در پسا-فمنیسم  ی در انقیاد بازار و سرمایه فرو نغلتد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)