جدایی دین از روحانیت
(مجموعه اول)

جدایی دین از روحانیت
(1)
انحصار دین توسط روحانیت دین انحصاری تولید کرده است!
روحانیت انحصارطلب محصول دین انحصاری ست.
(2)
طبق آیه122سوره توبه «وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً ۚ فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طَائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ.»فهم دین عمومی ست.
اما نظام جمهوری اسلامی آنراخصوصی و ملک روحانیت کرده است!
(3)
برای معالجه نزدهر پزشک متخصص که بخواهیم می رویم.تفاوتی نداردکه مرد باشدیا زن؛ایرانی باشدیا غیر ایرانی؛ مسلمان باشدیا غیرمسلمان.و براساس شناخت،آنها راتغییرمی دهیم.درفهم دین نیزهمین رامی شودتعمیم داد.لذا فتوی و نسخه آنهانیزمعتبروقابل قبول است.
دین شناسی انحصارهیچکس نیست!
(4)
روحانیت یک صنف است که دین می فروشد.و در جمهوری اسلامی ایران به صورت طبقه ممتاز و ویژه در آمده است. اما دین کالا نیست!
(5)
بدلیل قرائت های مختلف از دین حکومت دینی باعث تنازع واختلاف می شود.
روحانیت می تواندهمچون دیگرگروه ها حزب دینی تشکیل دهد و چنانچه در انتخابات برنده شد، برنامه خود را اجرایی کند.
(6)
استنباط عقلی در فهم دین(اسلام) به همراه کتاب،سنت واجماع آمده است. کتاب،سنت و اجماع ثابت و غیر قابل تغییرهستند.ولی عقل بشری در تحول زمان،کشف های بی شماری می کند.
درک عقلی از دین در حوزه های علمیه کم رنگ است.وهنین آفت دین و روحانیت است!
(7)
سیاست یعنی تدبیر؛و جستجو برای راه حل.
“این است و جز این نیست”تدبیر روحانیت است.
آن ها احکام دین را لایتغیرو ثابت می دانند.
(8)
دانشجویان غیرعلوم دینی برای کسب معرفت و دانش از سرمایه خودخرج می کنند.
طلاب علوم دینی برای فهم دین پول و شهریه می گیرند.
این تفاوت به اختلاف فاحش در تدبیر می رسد.
(9)
منبع معیشت روحانیت آرا وفتاوی آنان را تحت تاثیر قرارمی دهد.
روحانیت بدلیل ارتزاق از حکومت و افراد متمول حریت خود را ازدست داده است.
(10)
خمس،منبع اصلی درآمد روحانیت شیعه،تک آیه ی قرآن است که در مورد غنایم جنگ است. ولی با تفسیر ویژه،به دریافت یک پنجم مازاددرآمد سالاته متحول شده است!
(11)
دین هم اسم عام است و هم خاص دین به معنای عام همان نیازآدمی به معنویت،پایبندی به اخلاق.انجام عمل صالح و پرهیز ازفعل نادرست است.
دین خاص مثل:مسیحیت،یهود واسلام.
مشکل دین متولی آن (روحانیت)است.
بدون متولی رسمی بین ادیان وحدت حادث می شود چه رسدببن مسلمانها!
(12)
فرم ومحتوادرادیان ومذاهب متفاوت با اصل دین است.از زمانی که دین متولی پیداکرد،فرم ومحتوای آن مدام درتغییر وهمان علت اختلاف ونزاع وجنگ 72ملت،و هم دلیل تحول تکاملی دین شد.
مشکل ازآنجاآغازشدکه متولی خود فرم ثابت پیداکردومحتوای خودراوحی منزل دانست!
9آذر97
(13)
دین و دین شناسی(اینجااسلام)ودرتعمیم آن:صدورفتواواحکام (وبعضاشاذ)دریک فرم و شمایل ثابت (روحانیت )به عنوان متولی،سالها در آداب وسنن جاافتاده است.
وهمین پاشنه آشیل دین ومحل تعددو تعرض شده است.
11آذر97

(14)
یک حکومت سکولار وقتی مبتنی بر آزادی آدمی در حق انتخاب،و رعایت حقوق انسانی برمبنای اخلاق و عدالت عام باشد،حکومت دیندار است.
اما در حکومت دینی چون بر یک متولی ثابت ( روحانیت ) ودارای دیگاه جزمی غیرقابل انعطاف بنیان شده،به استحمار و استبداد ختم می شود.
14آذر1397
(15)
محمد خاتم النبیین.
این آیه ی(40،احزاب )قرآن است.
خاتم به معنای نگین انگشتر است.
پس شاید وقتی دیگر پیامبرانی که از نو باید شناخت!
پیامبرانی که لزوماازجنس آدمی نیست.
آن پیامبرانی که ظهور کرده ومسیرتکاملی خودراطی می کنند،عقل و تکنولوژی ست:
(والعصر)
واین خودمعنایی دیگر ازآیه ی(۴۷) یونس هم هست:
لکل امه رسول)
روحانیون در اسلام(بخصوص روحانیت شیعی )باقرنطینه کردن عوام وبه انحصار درآوردن دین،
کالای تک محصولی و جزمی خود را تحمیل می کنند.
17آذر1397

محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)