اینروزها افرادی شعار «میدان میلیونی» را تبلیغ میکنند و از مردم میخواهند برای روز موعودی آماده شوند که میلیونها نفر در اعتراض به حاکمیت به خیابانها آمده اند. حرف اینها این است که هیچ حکومتی چنین توانی را ندارد که میلیونها نفر را سرکوب کند و بنابراین با حرکت میلیونی حکومت عقب نشینی خواهد کرد یا حتی سرنگون خواهد شد. استناد این افراد به جنبشهایی است که در کشورهای شرق اروپا صورت گرفت و در نهایت منجر به تغییر نظام در این جوامع شد.

من پیش از هر استدلالی طرفداران و مبلغان میدان میلیونی را ارجاع میدهم به جنبش سال 88 در ایران. در آن حرکت میلیونها نفر به خیابانهای تهران و شهرهای دیگر آمدند تا حکومت را به خواستی مدنی یعنی انتخاباتی در چهارچوب همین نظام وادار کنند. حکومت توانست این جنبش را سرکوب کند بدون انکه به خواسته معترضان پاسخ بدهد و حتی حاضر شود آراء انتخابات را بازشماری کند. اگر انقلاب سبز 88 با خواسته ای در چهارچوب نظام به شکست انجامید چطور انتظار دارید انقلاب فیروزه ای با خواسته ای رادیکال به پیروزی بینجامد؟

سرکوب میلیونی

نیروهای سرکوب گر در ایران هنگام برخورد با مردم با وسیله ای شبیه به باتوم وارد میدان می شوند و تجمع کنندگان را کتک میزنند. باتومی که اینها حمل می کنند شاید بهتر باشد که گرز یا چماق نامیده شود زیرا شدت ضربه های آن چنان سنگین است که اگر یکبار به شما اصابت کند بعید میدانم درد آن را فراموش نمایید کما اینکه همینک من دردی که در سال 88 بر اثر یک ضربه باتوم به سرم ایجاد شد را جس میکنم. هنگام برخورد این ضربه به سرم، احساس گیجی و بی حالی شدیدی داشتم بطوریکه با همه توان میخواستم خود را به جای آرامی برسانم و استراحت نمایم. لااقل دهها نفر دیگر را نیز میشناسم که بعد از ضربه خوردن چنین حسی داشتند.

نیروهای سرکوبگر بدون وقفه جمعیت را کتک می زنند. آنها وقتی با جمعیت انبوه مواجه می شوند، وقت خود را برای کتک زدن به یکنفر تلف نمی کنند گویی خودشان هم میدانند که تنها یک ضربه کارساز است. بدون وقفه افراد گوناگون را کتک میزنند و متاسفانه در برخی از موراد ضربه هایی به نقاط حساس بدن افراد وارد میکنند که گاه حتی باعث بیهوشی انها می شود. اغراق نخواهد بود اگر گفته شود در تجمعات بزرگ گاه یک نیروی سرکوب گر بیش از هزار نفر را در یکروز کتک میزند.

خیابانهای اصلی تهران طوری بازسازی شده اند که برای تحرک و تدارکات نیروهای سرکوبگر بسیار مناسب هستند. بخشی از خیابان به «خط ویژه» موسوم شده است که دو طرف آن نرده کشی شده است و در مواقع عادی فقط اتوبوسهای شهری و خودروهای خاص اجازه تردد در آن را دارند. هنگام تظاهرات و تجمعات مردمی خط ویژه تبدیل به «خط یگان» ویژه می شود بطوریکه فقط خودرو ها و موتورسواران نیروهای سرکوبگر اجازه ورود و تردد به انجا را پیدا میکنند. بنابراین نیروهای سرکوبگر به آسانی میتوانند خود را به قلب جمعیت برسانند و مردم را مورد ضرب و شتم قرار دهند.

یکی از راهکارهایی که در سال 88 برای سرکوب تظاهرات مورد استفاده قرار گرفت، استقرار تک تیراندازها در پشت بام ساختمانهایی بود که در خیابانهای محل برگزاری تجمعات قرار دارند. ماموران مستقر در خیابان بطور معمول بسوی مردم شلیک نمی کردند اما گاه صدای رگبار تیراندازی به گوش میرسید. بنظر می رسید که گلوله های شلیک شده توسط ماموران خیابانی مشقی بودند و بیشتر برای گسترش فضای رعب و وحشت مورد استفاده قرار می گرفتند اما این همه ماجرا نبود، همزمان گلوله ای از پشت بام بسوی یکی از تظاهرکنندگان شلیک میشد. وقتی پیکر خونین فرد گلوله خورده در فضایی آکنده از صدای رگبار گلوله نقش بر زمین میشد، رعب و وحشت به اوج می رسید و اکثر مردم فقط به فکر فرار از صحنه بودند، تنها افراد اندکی که شجاعت و توان جسمی بیشتری داشتند ممکن بود همچنان در صحنه بمانند تا به فرد گلوله خورده یاری برسانند.

علاوه بر سرکوب میدانی تظاهرات، شیوه های دیگری نیز بکار گرفته می شود تا از استمرار یا تداوم حرکتهای میدانی جلوگیری می شود. مانند:

– شکنجه و تجاوز به دستگیرشدگان و انتشار اخبار مربوط به آن برای گسترش فضاء رعب و وحشت

– عکس برداری از تظاهرکنندگان و انتشار آن در رسانه های پرتیراژ دولتی و حتی صدا و سیمای حکومتی و درخواست شناسایی و معرفی حاضران

– ایجاد کمپین های صوری توسط نیروهای سایبری جهت تفرقه در مورد تاریخ، ساعت و مکان برگزاری تجمع

– گسترش جنگ روانی جهت ناامید کردن فعالان جنبش. بعنوان مثال اگر تظاهرات در تهران برگزار شود گفته میشود شهرستانها خاموش هستند یا بعکس. یا در مثالی دیگر انتشار ویدئوی افرادی که از ضربات چماق، صدای رگبار گلوله و در مجموع فضاء دهشت بار در حال فرار هستند و نسبت دادن ترسو و بی جربزه به تظاهرکنندگان ایرانی.

– نفوذ در جمع تظاهرکنندگان در میدان برای هدایت آنها به سمت انجام عملیات تخریبی مانند به آتش کشیدن مغازه ها یا اموال سایر شهروندان. در این روش گروههایی از مردم با حکومت همصدا می شوند که تظاهرکنندگان اغتشاش گر هستند. بعلاوه بخشی از رکود بازار به اغتشاشات و تعطیلی مغازه ها هنگام تظاهرات نسبت داده می شود و در این مورد شوهای تلویزیونی از صدا و سیما پخش می گردد. نمونه این شوها را در سال 88 به کرات تماشا کردیم.

گفتگو با نیروهای سرکوبگر

طرفداران «میدان میلیونی» از مردم میخواهند که با نیروهای مسلح گفتگو نمایند و لااقل بدنه آنها را قانع کنند که از شلیک یا حتی هرگونه برخوردی با معترضان خود داری نمایند. باید توجه داشت که در ایران در شرایط بحرانی نیروهایی که بطور مستقیم رو در روی مردم می ایستند و با تظاهرکنندگان مقابله میکنند، نیروهای ویژه ای هستند که به بخشهایی از سپاه، بسیج و نیروی انتظامی وابستگی دارند. پیش از آنکه بخواهیم با این نیروها گفتگو کنیم بهتر است تا حدودی در مورد طرز فکر و رفتار آنها شناخت پیدا کنیم:

– این افراد نه تنها با تجمع کنندگان در خیابان بلکه با کل مردم دشمنی دارند. مبنای فکری آنها استناد به سوره عصر در قرآن می باشد، آنجا که خداوند قسم میخورد بشر در زیانکاری است. به عقیده آنها همه انسانها فاسد و گناهکار هستند مگر گروهی اندک که پیرو ایدئولوژی خاصی باشد.

– رفتار جنسی آنها بر پایه اصل «نیاز مرد و تمکین زن» می باشد بعبارت دیگر آنها در رابطه جنسی با همسر خود نیز تجاوزکارانه رفتار میکنند.

– استفاده از فحشها و الفاظ رکیک در گفتگوهای آنها بسیار رایج است. بیشتر این ناسزاها مفهوم جنسی دارد و تجاوز به فرد یا بستگان نزدیک او را در بر می گیرد.

– فعالیتهای اجتماعی آنها محدود و در ارتباط با همگروههای خود می باشد. هیئتهای مذهبی و به اصطلاح فرهنگی خاص خودشان را دارند. در تورهای مسافرتی یا زیارتی خاصی شرکت میکنند و برای گپ و گفتگو هم پاتوقهای معینی دارند.

بطور کلی نوع رفتار و ادبیات آنها موجب شده است که شکافی بینشان و سایر مردم بوجود بیاید بطوری که امکان گفتگو با آنها میسر نباشد.

نکته مهم دیگر اینکه در سرکوب تظاهرات مردمی از نیروهای غیرایرانی نیز استفاده می شود. در سال 88 گزارشهای مستندی از حضور مزدورانی که بزبان عربی حرف میزنند در میان نیروهای سرکوبگر دریافت شد. گفته میشود از آن زمان تاکنون افراد خارجی بیشتری جذب نهادهای سرکوبگر شده اند.

کسانی با شعار گفتگو با بدنه نیروهای مسلح تصور میکنند میتوان با این روش امکان سرکوب را از حاکمیت گرفت، توجه داشته باشند که شرایط برای این منظور در سال 88 بسیار مهیاتر از اکنون بود از جمله حضور موسوی و کروبی بعنوان شخصیتهایی برآمده از داخل نظام و خواهان حفظ جمهوری اسلامی، مطالبات جنبش در چهارچوب نظام و قانون اساسی آن. با اینحال نیروهای سرکوبگر همچنان در صف حاکمیت باقی ماندند و جنبش را خفه کردند. حال چگونه انتظار دارید که در یک جنبش رادیکال و رویایی مستقیم تظاهرکنندگان با حاکمیت، نیروهای سرکوبگر به مردم بپیوندند و همه اصول خود را به کلی نادیده بگیرند؟

تظاهرات میلیونی تیر خلاص است و نه راهکار مبارزه

بنابر آنچه گفته شد در رژیمهایی مانند جمهوری اسلامی امکان سرکوب جمعیت میلیونی پیش بینی شده است و توان لازم برای اعمال آن وجود دارد. انقلابهای رنگین که در کشورهایی مانند اوکراین و گرجستان بوقوع پیوستند در شرایطی ایجاد شدند که این کشورها بعلت فقز اقتصادی و بحران درونی بعد از فروپاشی شوروی هنوز فرصت نیافته بودند تا نیروهای امنیتی و انتظامی خود را برای مقابله با شرایط بحرانی مهیا کنند. بعلاوه این کشورها هنوز متکی به قدرتهای خارجی بودند و و این قدرتها نیز با انقلاب مردم همراه شدند.

راهکار مبارزه با جمهوری اسلامی از طریق تظاهرات خیابانی در شرایطی که توان سرکوب وجود دارد و هنوز انسجام داخلی نظام برای بکارگیری این قدرت از بین نرفته است، آسیب جدی به رژیم وارد نمیکند بلکه ریسک سرخوردگی جامعه و خاموش شدن نیروهای فعال در آن بسیار بالاست. مسیر مبارزه باید بگونه ای انتخاب شود که در گام نخست انسجام درونی و کارایی نظام را مورد هدف قرار دهد.

اعتصابهای سراسری مانند اعتصاب کامیونداران، رانندگان تاکسی و معلمان در سطح گسترده، تعطیل کردن مدارس و دانشگاهها (بوِیژه دانشگاه آزاد با نپرداختن شهریه)، کاهش استفاده عموم از خدمات بانکی (بویزه به حداقل رساندن میزان سپرده ها)، نپرداختن پول آب و برق و دهها کمپین اجرایی دیگر میتواند همراه با فشار تحریمها رژیم را بسوی فروپاشی و در نهایت ازمحلال هدایت کند.

تظاهرات میلیونی زمانی موثر و کارساز خواهد بود که نظام بواسطه کمپینهای سراسری توان سرکوب را از دست داده باشد و جامعه بین المللی نیز از مردم داخل خیابانها حمایت کند، در این نقطه است که حاکمیت تسلیم خواهد شد اما به باور این نگارنده تظاهرات نابهنگام و فراخوانهای بی پایه به تجمع در خیابان به نفع حاکمیت خواهد بود زیرا ضمن احتمال سرخوردگی در جامعه شناسایی و دستگیری برخی از لیدرهای حرکتها را در پی خواهد داشت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)