*درذیل مجموعه یادداشت هایی را خواهید خواند که برخی ازآنها حدود ۷سال پیش در روزنامه مردم سالاری(بانام مستعارمحمدزمانی)منتشر شده است.امامتاسفانه به دلیل فشار«واجا»ویابه میل خودخواسته، مدیریت روزنامه ازادامه انتشار این یادداشت ها خودداری کرد.تقریبا از نیمه سال ۸۵ دیگر هیچ یادداشت ومطالبی از اینجانب در مطبوعات به دلایل متعدد،(فشارواجا،تمایلات شخصی مدیران مطبوعات ووضعیت یک بام ودوهوایی که برای اینجانب هست و درباتلاقش دارند دست وپامی زنند!)،چاپ نشد.این درحالی است که درداخل،فقط عده خاصی هستندکه یا باآنها مصاحبه می شود،یاازآنهامطالبی درج می شود وحتی می توانندبارادیوهای فارسی زبان هم گفتگو کنند.می شود گفت منتقدین داخلی هم معلوم و مشخص شده است!!؟و برخی هم که تا همین دیروزبا پشتوانه این وآن،درحفاظ امنیتی بودند،بااندوخته رانتی خودو البته ادامه پمپاژآن توسط همان حفاظ،بعد از سال ۸۸،فلفوربه آن ور آب رفتندوبه عنوان کارشناس،رسانه ها را قُرقِ خود کردندو غیر راهم بایکوت می کنند.
داستان سیاست (۱۵)محمد شوری-فرهنگ سیاست————————
این مطلب بانام «فرهنگ سیاست وعوام پروری» و کمی تغییردرعنوان«یادداشت روز»وبانام مستعار«محمد زمانی»درروزنامه مردم سالاری (۱۹ شهریور ۸۵)چاپ شده است—————
فرهنگ سیاست عوام گرایی است!
فرهنگ عبارت است از سنتهای دینی-مذهبی،قومی-ملی،بومی و نژادی و باورها واندیشههای صحیح و ناصواب که در طول سالهای متمادی ملکه ذهن شده و خود را درآداب و معاشرتهای فردی–اجتماعی نشان میدهد.
و سیاست تدبیراداره جامعه است که میخواهد با همین فرهنگ،مسلط بر محیط شود؛وازآنجا که سیاست همیشه توسط سیاستمداران و نخبهگان تدوین ومکتوب میشود و دوگانگی سنت ومدرنیزم همواره با هم تقابل داشته ودرجاهایی دافع یکدیگرمیشوند،ازهمین رو به هنگام تحریر برای تدبیرامور،عوام گرایی راچه درشکل مدرنش وچه درشکل سنتی اش مشاهده میکنیم. سیاست درذاتش عوامگرایی وعوام پروری هم دارد و میپروراند چون به آن نیاز دارد.
فرهنگ سیاست،غیرازمکتب واندیشههای سیاسی مانندلیبرالیزم و کمونیسم،یاامپریالیسم وصهیونیزم است؛ اینها تئوری اندیشه سیاست برای تدوین و تحریرسیاستند که میخواهند با این اندیشهها افکارعمومی را بخرند وقدرت سیاست رابدست آوردو در بازی سیاست همیشه برنده و پیروزشوند!
ازآنجا که ذائقه شناسی در بدست آوردن افکارعمومی دربازی سیاست شرط مهم وصول به این نتیجه است،لذا عوام گرایی و نیزعوام پروری در سیاست یک فرهنگ میشود؛ فرهنگی که همه سیاستمداران برای نیل به اهداف سیاسی،ازآن بهره برده و میبرندوچنین استفادهای محدودهاش همه نظام های سیاسی درتمامی کشورها است.منتها هرجامعهای که فهم سیاسیاش بهتر باشد، ازعوارض سوءعوام گرایی ایمنتراست.
همین فرهنگ برای سیاستمداران دروضعیتهای مختلف وفرازو نشیب هایی که درجامعه هست ویاخلق میشود،درجهت تجمیع قدرت و حفظ آن وسیله بُرنده و برندهای میشود!وآنان باسوار شدن برموج عوام گرایی،گاهاً حاکمیت سیاسی را هم کسب میکنند. وازهمین درگاه، زاد و ولدها یی هم کردهاند! ازجمله،پدیده ظهور و حضور لُمپنیسم سیاسی– لُمپنهای عرصه سیاست- (یعنی چاقوکشها،نوچهها،ویکّه بزن بهادرها)درمیدان سیاست است. از همین زاویه،یعنی عوامگرایی و عوام پروری در سیاست،لمپنیزم سیاسی هم متولدشدو رشد کرد. امثال شعبان بی مخ وگروهش؛یا چماق بدستانی که تظاهرات ضد رژیم شاه رابرهم میزدند و یا بعد از انقلاب، آن«زهراسیاه» که درابتدای تأسیس جمهوری اسلامی ایران،درهواداری ازصادق قطب زاده توانست جمعیت انبوهی را به هواخواهی وی به خیابان بکشاند!از مصادیق وطنی است.
همینطورظهورهیتلردرآلمان نازیسم،که تنهاباهمین حربه،یعنی فرهنگ عوامگرایی توانست آتش یک جنگ عظیم راشعله ورکندو فاشیسم ازهمین زاویه متولد شد!
از طرفی حذف یا ندیدگرفتن حاشیه نشینها(حاشیه نشینهای اقتصادی و سیاسی)،سُخریه گرفتن باورهای مذهبی وملی،تنگ کردن دایره سیاست درجمعی محدود و نادیده گرفتن تودههای عوام در کارزار سیاست،وازدرگاه «کافه نشینی»نسخه سیاسی برای اداره شهرپیچیدن،روی دیگرسکّه عوام گرایی است!
ازهمین رودرتقابلها وتزاحمات سیاسی همین امر(توسل به عوام گرایی) به یک اسلحه هدف گیربرای طیف مخالف مبدل میشود و میتواند و توانسته است برنده بازی سیاست شود!
مصداق آن درداخل،حضورسیاسی جمعی نامتجانس با شعار«اصلاح طلبی» که به مدت ۸ سال قدرت سیاست را بدست آورد، میباشد.اما ازآنجاکه اولا خودشان اصلاح نشده «اصلاح طلبی»رابرعهده گرفتند و ثانیا «حاشیه نشینها»را ندید گرفته وبصورت«کافه نشینی»نسخه سیاست و اداره کشور را تحریرکردند و به تودههای عوامی که غالبا«نان و امنیت» میخواهند،توجه نکرده ویکباره شعارجامعه مدنی آنهم ازنوع دمکراسی درفرانسه راسر دادند! طیف مقابل–که جامعه هیچ شناخت اساسی ازآن نداشت–توانست با همین اسلحه پیروز میدان انتخابات شود.
فرهنگ سیاست،یعنی عوام گرایی وعوام پروری دردستور العملها و سخنرانیها و برنامهها و قوانین نیز حضور دارد،یعنی قدرت سیاست دربازی سیاسی،بدون آن نمیتواند محکم باشد!
ازآنجاکه ماهنوزبه دنبال دمکراسی هستیم و مبارزه برای دمکراسی همچنان ادامه دارد،تناسب وهمگرایی درمدرنیزم-که به سرعت درحال نفوذو رشد است-وسنت که داردفراموش وبایگانی میشود-لازمه تحول وتکامل دمکراسی است وتحقق این مهم،فقط به فهم وهوش سیاسی عوام بستگی دارد.
تا ضریب«فهمیدن» درنزد تودههای عوام بالا نرود،عوام گرایی هم هست و وقتی آن باشدعوام پروری نیزهست* بالابردن ضریب«فهمیدن»درنزدعوام نیز توسط اندیشمندان صادق وسیاستمداران سالم محتمل وممکن است. در غیر اینصورت همیشه«قدرت سیاست»در«بازی سیاسی»مایل است که از این فرهنگ(عوام گرایی وعوام پروری)بمثابه یک اسلحه استفاده کندوعامداً و آگاهانه نیزبه همین فرهنگ دراشکال و نظریه های گوناگون دامن زده و به رشد وتقویت آن کمک میکند!۲۶/۵/ ۱۳۸۵
—————————————————————–
* بی سوادی و بی شعوری وقتی با بی شرفی مخلوط می شود معجونی می سازد که میبینیم این روزها زیاد به خورد مردم می دهند.مردم بیچاره ای که فریب گریم اینها را میخورند.خدا رحم کرد که قرون وسطی نیست واین ها قدرتی ندارند،اگر نه چه می کردند! (دکتر علی شریعتی )
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.