با سلام به همه رفقای حاضر و تشکر از رفقای گرداننده این سمینار سعی می کنم بدون مقدمه وارد موضوع راهکار شکل دادن به آلترناتیو سوسیالیستی شوم.

برای شکل دادن به آلترناتیو سوسیالیستی قبل از هر چیز جنبش کمونیستی به معنای اجتماعی کلمه یعنی تمام آن جمع ها، محافل و گرایش سوسیالیستی نهفته در جنبش های اجتماعی و در جامعه، به معنای همان گرایشی که در میان کارگران هفت تپه و فولاد اهواز هم وجود دارد و هم احزاب و سازمانهای موجود در این جنبش لازم است هر چه بیشتر از موضع تدافعی فاصله گرفته و به لحاظ سیاسی، روحی و عملی در حالت تعرضی قرار بگیرد. این را با توجه به این واقعیت تأکید می کنم، که جنبش کمونیستی ایران نیز به عنوان بخشی از جنبش کمونیستی جهان از یک سو به دلیل شکست هایی که به جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر در طول قرن بیستم تحمیل شد و از سوی دیگر به دلیل بن بست و شکست تاریخی و جنجالی دو جنبش اصلی، سوسیال دمکراسی در غرب و آنچه به نام اردوگاه سوسیالیسم به جهان معرفی شده بود و جشن و هیاهویی که به مناسبت به اصطلاح “مرگ سوسیالیسم” برپا کردند، از افتادن به دام یک موضع تدافعی رنج می برد.

چون هر دوی این شکست ها اگرچه به لحاظ تاریخی پیشرفتی برای جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر به شمار می آیند، اما از آنجا که این شکست ها نه در نتیجه فشار جنبش سوسیالیستی کارگری، بلکه زیر فشار جناح راست بورژوازی جهانی انجام گرفت، ناخواسته کل جنبش کمونیستی جهان را تا اندازه ای در حالت تدافعی قرار داد. و تا جایی که به جنبش کمونیستی ایران مربوط می شود، به دلیل شکست انقلاب ۵۷ و انشعابات و از هم گسیختگی هایی که در دوره عقب نشینی انجام گرفتند، این هم مزید بر عواملی که پیش تر اشاره کردم بیشتر این روحیه تدافعی را دامن زده است.

اما اکنون بر متن بحران ساختاری که نظام سرمایه داری با آن روبرو شده است و در شرایطی که نئولیبرالیسم پیروز در سطح جهان با بحران و بن بست مواجه شده است واین مدل از سرمایه داری نیز نه در جهان و نه در ایران پاسخی به این بحران ها ندارد و نیز به دلیل اینکه جنبش کارگری ایران نبرد کنان از زیر بار شکست ها و عقب نشینی هایی که به آن تحمیل شده بود کمر راست کرده و به میدان آمده است، به دلیل رشد اعتراضات توده ای و به این دلیل که جامعه دارد گام به گام به یک دوره انقلابی نزدیک می شود، در این دوره، کمونیست ها باید با اعتماد به نفس و با قاطعیتی کم نظیر از راه حل و بدیل سوسیالیستی دفاع کنند. بنابراین یکی از پیش شرط های تبدیل کردن گفتمان سوسیالیستی به یک گفتمان نیرومند در صحنه سیاسی ایران و کسب موقعیت هژمونیک و رهبری، ظاهر شدن قاطع و با اعتماد بنفس به عنوان بدیلی است که برای همه معضلات این جامعه راه حل دارد.

اکنون و در این مرحله معضل بنیادی و یا سئوال اصلی این است که چگونه بدیل و آلترناتیو سوسیالیستی مقبولیت اجتماعی پیدا می کند، آلترناتیو سوسیالیستی چگونه نه تنها از جانب طبقه کارگر، بلکه از جانب افکار عمومی جامعه هم پذیرفته می شود؟ چگونه کارگران و محرومان این جامعه در ابعاد توده ای برای رهائی از چنگال این بحران و فقر و فلاکت اقتصادی به راه حل و آلترناتیو سوسیالیستی امید می بندند؟ چگونه حمایت و تمکین لایه‌هایی را به دست آورند که هنوز حافظ وضع موجود هستند.

و برای این کار، پرداختن به آن معضلات اجتماعی که ضرورت یک بدیل سوسیالیستی را به صراحت آشکار می سازد از اهمیت حیاتی برخوردار است. ما باید در برابر همه آن معضلات اجتماعی که گریبان توده کارگران و اکثریت مردم ایران را گرفته برای نمونه در مورد فاجعه بیکاری که ابعاد آن به مرز هشدار دهنده ای رسیده است، فاجعه کودکان کار و خیابان، معضل اعتیاد و تن فروشی، حاشیه نشینی، بحران های زیست محیطی، و صدها معضل دیگر، راه حل سوسیالیستی را پیشاروی جامعه قرار داد. باید در مبارزه برای رفع این معضلات اجتماعی، فعالانه شرکت کرد، نباید از موضع ” کارگر، کارگر”، نسبت به عرصه های دیگر مبارزه بی تفاوت بود، اتفاقا از موضع کارگر سوسیالیست باید در تمام این عرصه های مبارزه حضور فعال داشت.

این یعنی اینکه به تکرار اصول عام ایدئولوژیک و باورهای خود اکتفا نکنیم و به این حکم که می گوید، این گوی و این میدان وفادار باشیم و به معضلات و خواسته های اجتماعی و به مبرم ترین مسائل مورد علاقه و روزمره مردم که با اصطلاح غیر سوسیالیستی هستند جواب سوسیالیستی بدهیم و راهکار سوسیالیستی در پیشاروی مبارزه برای رفع این معضلات قرار دهیم. نشان دهیم که رفع این مجموعه معضلات اجتماعی بدون تعرض به سرمایه ممکن نیست. نشان دهیم که هیچ کدام از بخشهای اپوزیسیون بورژوایی ایران با راه حل های اقتصادی نئولیبرالی قادر به حل این معضلات اجتماعی نیستند.

بویژه در این دوره هیچ مبارزه یا جنبش اعتراضی پیشرو و حق طلبانه ای را نباید فرعی تلقی کرد. با حضور فعال در جنبش دانشجویی، در جنبش رهایی زن، در جنبش انقلابی کردستان و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی و با ارائه راهکارهای عملی در برابر معضلاتی که در برابر این جنبش های اعتراضی قرار دارد، با نشان دادن عقلایی بودن و کارساز بودن این راهکارها در مقایسه با راهکار گرایشات اجتماعی دیگر و بدون هراس از اینکه در این جنبش ها شانه ات به شانه گرایش های اجتماعی دیگر بخورد، می توان جریان سوسیالیستی را در مبارزه با جمهوری اسلامی و آلترناتیوهای بورژوایی در موقعیت تعرضی قرار داد.

یکی از مهمترین معضلات سر راه شکل گیری آلترناتیو سوسیالیستی عدم سازمانیابی طبقاتی و توده ای کارگران در محیط های کار و در ابعاد توده ای و سراسری است. بنابراین فعالیت های مشترک ما باید در خدمت دامن زدن به اعتصابات کارگری و مبارزات جاری و جنبش های اعتراضی حول مطالباتشان باشد. چون تداوم اعتصابات کارگری و جنبش های اعتراضی توده ای مؤثرترین مکانیسم اجتماعی تکامل و سازمانیابی این مبارزات هستند. در شرایط کنونی که اختناق سیاسی تحت فشار اعتصابات کارگری و مبارزات توده ای وادار به عقب نشینی شده است،

تلاش برای رفع این کمبودها و معضلات هم در ابعاد کلان انجام می گیرند. کارگران در جریان مبارزه راه پیشروی را هم باز می کنند. برای نمونه سالهاست مسئله چگونگی ایجاد سازمان سراسری کارگران برای بخشی از فعالین کارگری به یک معضل تبدیل شده است. پیشروی جنبش کارگری دارد در بعد اجتماعی به معضل پاسخ می دهد. برای نمونه در همین چند ماهه اخیر کارگران راه آهن، معلمان و رانندگان کامیون چند اعتصاب سراسری را با موفقیت سازمان دادند. تجارب این اعتصابات سراسری نشان می دهند که فراخوان های این اعتصابات سراسری متکی به درجه ای از ارتباطات، رهبران و سازمانیابی محلی بوده اند. بنابراین در این شرایط تلاش در زمینه ایجاد شورای سراسری کارگران راه آهن، ایجاد تشکیلات سراسری معلمان و رانندگان کامیون اقداماتی عملی هستند. همین تجارب راه را نشان می دهند.

همین تجارب مبارزات جاری نشان می دهند که در ایران و با وسعتی که طبقه کارگر دارد، تشکل و یا سازمان سراسری کارگران همزمان در تمام رشته های خدماتی و یا صنعتی ایجاد نمی گردند. طبیعی است که در بخشی از رشته های تولیدی و یا خدماتی به دلیل خصلتی که سازمان نیروی کار در این رشته ها دارد، تشکل سراسری کارگران سریع تر شکل بگیرد.

علاوه بر اینها ما باید بدانیم که مکانیسم جلب توجه جامعه و جنبش های اجتماعی به نیروهای آلترناتیو سوسیالیستی اساسا سیاسی است. یعنی این نیروها در ادامه فعالیت های مشترک خود باید بتوانند با واکنش سریع و به موقع در قبال رویدادهای سیاسی و اجتماعی در ایران از زاویه منافع کارگران و زحمتکشان موضع و سیاست سوسیالیستی در صحنه سیاسی جامعه را نمایندگی کنند. تاکنون نیروهای موجود در جنبش کمونیستی ایران از موضع گیری سیاسی در قبال رویدادهای مختلف کم نیاورده اند، اما اتخاذ موضع مشترک این نیروها در قبال وقایع مهمی که اتفاق می افتند قطب چپ و رادیکال جامعه را در موقعیت مناسب تری برای پیشروی قرار می دهد.

این نوع فعالیت ها می توانند بستر سیاسی مناسبی را برای به حرکت در آوردن گرایشات سوسیالیستی نهفته در جامعه به وجود آورند، زمینه را برای همکاری و اتحاد عمل گرایش رادیکال و سوسیالیستی در درون جنبش های اجتماعی آماده تر کنند. با این نوع فعالیت ها کارگران و افکار عمومی در شرایط مناسب تری برای انتخاب از میان چپ و راست قرار می گیرند. به این معنی نیروهای همکاری آلترناتیو سوسیالیستی کار تشکیلات سازی نمی کنند، اما در ابعاد ماکرو به امر سازمانیابی کارگران و جنبش های اعتراضی یاری می رسانند. برای پیشبرد این جهت گیری ها لازم است در ادامه ما بتوانیم یک شورای همکاری و یا شوراهای هماهنگی نیروهای آلترناتیو سوسیالیستی را شکل بدهیم.

در نتیجه این فعالیت هاست که کم کم جدائی جنبش کارگری و رهبران آن از بازوی سیاسی آن یعنی احزاب و سازمانهای موجود در جنبش کمونیستی ایران پایان می گیرد. در روند این مبارزات است که توجه جنبش کارگری و فعالین و رهبران آن به مبانی استراتژی سیاسی، تاکتیک و پراتیک و فرهنگ سیاسی احزاب و سازمانهای موجود جلب می شود، آنها را مورد قضاوت و داوری قرار می دهند و انتخاب می کنند. و در این میان اگر گزینه مورد نظر خود را پیدا نکنند بدون تعارف حزب کارگری دیگری را برپا می کنند و در آنصورت این پدیده هم می تواند یک پیشروی در سیر مبارزه طبقاتی تلقی شود.

با این مجموعه فعالیت ها در ابعاد اجتماعی است که می توانیم ملزومات پیروزی بر جمهوری اسلامی را فراهم آوریم. نباید فراموش کرد که جمهوری اسلامی فقط یک دستگاه سرکوب و بوروکراسی پیچیده و عرض و طویل اداری نیست، جمهوری اسلامی یک جنبش اسلام سیاسی است که قدرت دولتی را در دست دارد. ظرفیت های سرکوب این رژیم، ظرفیت های سرکوب سپاه پاسداران بسیار بیشتر از اینهاست. باید با جنبش نیرومند تر کارگری و سوسیالیستی جمهوری اسلامی را شکست داد، از میدان خارج کرد و زمینه به قدرت رسیدن طبقه کارگر و انقلاب سوسیالیستی را فراهم آورد.

در راستای پیشبرد همین جهت گیری نیروهای همکاری آلترناتیو سوسیالیستی باید در فکر و در تدارک و ایجاد یک رسانه آلترناتیو باشیم که صدای آلترناتیو سوسیالیستی را رساتر به جامعه برساند. این یک ضرورت و یک نیاز است باید به آن پاسخ دهیم.

نیروهای آلترناتیو سوسیالیستی در خارج از کشور هم در نظر ندارند که از بالا نسخه ای را برای آرایش سازمانی نیروهای چپ و کمونیست بپیچند و دیکته کنند. اما در اروپا و آمریکا در شهرهایی که کانون های فعال سیاسی هستند باید تلاش کرد که همه نیروهای سیاسی چپ و کمونیست، چه احزاب و سازمان ها و چه کمونیست های مستقل از طریق ایجاد شوراهای همکاری فعالیت هایشان را مشترک پیش ببرند.

این رفقا لازم است در محل دور هم جمع بشوند و با اتکا به ابتکار خودشان ببینند از چه راههایی می توانند به تقویت آلترناتیو سوسیالیستی کمک کنند. همه این فعالیت هاست که می تواند طبقه کارگر ایران را در موقعیت مناسبتری برای خیز برداشتن به طرف کسب قدرت سیاسی قرار دهد. امیدوارم همه ما هر کاری از دستمان بر می آید در این راستا انجام بدهیم. پیروز باشید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)