بالاخره  ارمیا برنده شد ،  هیچ فرقی  هم نداشت اگر ندا برنده می شد یا امیر حسین یا مجید هر کدام دیگر از این جوان ها
هر کی برنده میشد بازهم یک عده قربون و صدقه می رفتند یک عده هم فحش و بد و بیراه می دانند.  ما هنوز یاد نگرفتیم به  حریم  ها ،مرزها و نظرهای  دیگران احترام بگذاریم .
این متنی است که در صفحه طرفداران آکادمی گوگوش منتشر شده است این متن را تا پایان  بخوانید و نظر خودتان را با ما در میان بگذارید ؟
این همه حرف و حدیث به دنیال یک برنامه سرگرم کننده برای چیست ؟
** پ مثل پایان **** در آکادمی موسیقی گوگوش ” ما ” چنــدم شدیم ؟؟ **تمام شد ! چه زود تمام شد ! همین دیروز بود که صحبت از اولین قسمت آکادمی می زدیم و حالا فینال هم به پایان رسید … !

آکادمی تمام شد اما زخم ها و تهمت ها ، شادی ها و غم ها و تمام اتفاقاتی که در این دو ماه افتاد از یادها نخواهد رفت ! این که مثل همیشه ” به اجبار تسلیم تقویم تکراری شدیم ” و باز هم نقاط سیاهی از خودمان بر جای گذاشتیم …

آکادمی تمام شد ! با دوستی 14 نفر ! با آشنایی 14 نفری که هر کدام حالا طرفداران پر و پاقرصی دارند که برای آن ها حتی ساعت ها بحث و جدل می کنند ! به نظر شما این 14 نفر آیا اگر در آکادمی هم نبودند و شما ترانه های آن ها را در سایت های مختلف می دیدید مثل حالا مشتاق دانلود کردن آن ها بودید ؟ یا اصلا طرف آن ها می رفتید ؟؟ بله آکادمی تمام شد با آشنایی با 14 نفری که هر کدام می توانند اندکی بعد ستاره شوند و شاید هم اگر تلاش نکنند خیلی زود محو شوند !

اول شدن یا حتی حذف شدن زودهنگام در این آکادمی هدف آن نبود و به قول هومن اگر می شود در یک کلاس موسیقی به 100 نفر آموزش داد با این برنامه می توان حتی مختصر ده ها برابر آن را آموزش داد …

برای 14 هنرجوی آکادمی چیزی جز دوستی نماند ! از رفتن 4 نفر تا ابتدایی تا رفتن امیرحسین در مرحله نیمه نهایی برای بقیه تلخ بود و تلخ مثل دوری از خانواده ….

اما برای ما چطور ؟ مایی که در این دو ماه چماق دست هر کس و ناکس شدیم ! مایی که فقط به خاطر جو توهین های سنگینی را به هنرجویان و اساتید انجام دادیم … به کجا می رویم ؟ آکادمی تمام شد ! چه خوب و چه بد ! اما بیایید بنشینیم و دقایقی فکر کنیم کامنتی که زیر فلان پست دادیم درست بود ؟ اگر ما جای آن هنرجو یا استاد بودیم و آن کامنت را در مورد خودمان می خواندیم چه احساسی پیدا می کردیم ؟

بیایید اندکی فکر کنیم ! به دلیل کارهایمان ! این که در مسابقه ” موسیقی ” به خاطر حجاب هنرجو هزاران بار او را بی دلیل متهم کردیم و داستان هایی ساختیم که خودمان هم از خواندنشان خنده مان می گیرد ! بیایید بیندیشیم که همه توهین ها به خاطر ظاهر فردی که حق طبیعی اش انتخاب ظاهر خود است آیا منصفانه بود ؟ بیندیشیم این که فردی رای آورد در آکادمی ماند مشکل اوست ؟ این که فلان هنرجو لهجه دارد و ایران به دنیا نیامده است لایق سرزنش است ؟ و هزاران بار بیندشیم که چرا ” دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش ” ؟؟

شاید هنوز درک فضایی مثل آکادمی برای خیلی از ما سخت است چون ” یه عمری تو گوشمان خواندند نمیذاریم نمیتونید ” اما بیایید باور کنیم که می شود قدم ها را به سوی جلو برداشت. می توان با عکس های ساختگی آسمان و ریسمان نبافت ! می توان کمی با عقل تصمیم گرفت و می توان چماق دشمن نشد ! می توان چماق کسی نشویم که احساسات ما را به بازی می گیرد و باعث می شود مطلب مضحکش هزاران بار در همه جا پخش شود و پس از رسیدن به مقصودش دقیقا برعکس عهدش عمل کند!

این آکادمی هم تمام شد ! با حاشیه هایی که بیش از دو دوره قبلی بود ! چون موفق تراز سال های پیش هم بود ! جالب بود کسی آکادمی را نمی دید اما همه جا حرف از آکادمی بود ! سخن امروز ما هم اصلا موفقیت یا عدم موفقیت برنامه نیست چون برنامه هرچه بود تمام شد … !

حرف ما همان حرف همیشگی است ” یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد. نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد. راهی نروم که بی راه باشد. خطی ننویسم که آزار دهد کسی را. یادم باشد که روز و روزگار خوش است. ”

یادمان باشد اگر خواستیم حرفی بزنیم ، خطی بنویسیم یا نگاهی بکنیم اول خودمان را جای دیگری بگذاریم … ! حرف ها تلخ است و تلخ اما …

” از غم نامردمی ها بغضها در سینه دارم ، شانه هایت را برای گریــــــــــه کردن دوست دارم ”

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)