یکی از اسف انگیز ترین وقایع سالهای اخیر خاورمیانه، انقلاب طولانی و پر درد مردم مصر علیه حسنی مبارک بود و کودتایی که بعد از نزدیک دو سال، این مردم را به سر جای اولشان بازگرداند. حکومت اتوریتر نظامی، تبعیت از آمریکا و… چهره ای نو گرفت و بس.
بسیاری نگرانند که کشور ما نیز، بعد از چهل سال، دچار مصیبتی مشابه شود و حکومت اتوریتر پهلوی دوباره بیاید و جای حکومت آخوندی را بگیرد. این نگرانی گاه تؤام با اغراق است، ولی نه باید به این دلیل دستکمش گرفت و نه از تحلیل علل آن غافل ماند. دشمنی صریح آمریکا با نظام فعلی، تکاپوی پهلوی طلبان که به رئیس جمهور آمریکا امید بسته اند و موقعیت متزلزل نظام اسلامی، همه به این نگرانی دامن میزند.
کسی به صراحت نمی گوید که خواهان استبداد است. انصافاً چنین اعترافی مشکل است، هم در برابر دیگران و هم وجدان خود. پس باید به ترتیبی از واقعیت روگرداند و بحث را به بعد موکول نمود. همه به بهانه های مختلف از پرداختن به اصل مسئله طفره میروند و ترجیح میدهند راجع به لزوم اتحاد و گردآوری نیروها و خطرات ادامۀ حکومت آخوندی و امکان سوریه ای شدن ایران و… حرف بزنند. به عبارت دیگر با براهین جنبی و نه چندان کارساز، روش خود را توجیه کنند، چون برهان اصلی در کار نیست. هیچکس نیست که نداند که بازگشت حکومت اتوریتر، امری کاملاً محتمل است و همین است که در دستور کار سیاست آمریکا قرار دارد ـ اگر با پهلوی نشد، با اصلاح طلبان. ولی بسیاری هستند که نمی خواهند بدانند و البته کوشش برای جلب توجهشان، به نظر بیفایده میاید. هیچکس هم حاضر نیست خود مسئولیت انتخاب را بر عهده بگیرد و صریح پای این گزینۀ سیاسی بایستد. مقدمه ای برای اینکه وقتی کار انجام گرفت، بتوان به راحتی از خود سلب مسئولیت نمود ـ درست مثل انقلاب پنجاه و هفت: ما چیز دیگری میخواستیم و البته در بارۀ انتخاب وسیله هم مسئولیتی نمی پذیریم. با این گفتارها که پاورقی جریدۀ ایام است، به خوبی آشناییم.
در مصر، بلیت برگشت استبداد را همان مردمی صادر کردند که بلیت رفت را به دستش داده بودند. در ایران، ظاهراً نسل جدیدی که به یمن مغزشویی های دو جانبۀ حکومت اسلامی و مبلغان حکومت پهلوی و البته کاهلی خودش برای جستن و خواندن و فراگرفتن، توهم به دست گرفتن ابتکار عمل را دارد. نکتۀ دردآور این است که برخی بازماندگان نسل پیشین هم که شاهد و گاه بازیگر انقلاب بودند، همراهیش میکنند. گروه اول تصور میکند و گروه دوم چنین تظاهر میکند که دارد به راه نوی میرود! ولی این راه قبلاً پیموده شده و به جایی نرسیده. اگر هیچکس نداند، همرهان سالخوردۀ این کاروان به خوبی میدانند. ولی به جای بر حذر داشتن، کمر به تشویق بسته اند. جوان بودند و جوانی کردند و آن شد، حال ـ پیرانه سر ـ باز سودای جوانی دارند.
٣٠ دسامبر ٢٠١٨
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
rkamrane@yahoo.com برای تماس با نویسنده
به تلگرام ایران لیبرال بپیوندید
https://t.me/iran_liberal
 
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر می‌کنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و می‌خواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com