به دنبال واژگون شدن اتوبوس دانشگاه علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد تهران، که به جانباختن ۱۰ دانشجو و زخمی شدن ۲۶ دانشجو منجر شد، این دانشگاه شاهد، تظاهرات اعتراضی گسترده دانشجویان و خانواده هایشان بود. در این تظاهرات دانشجویان و خانواده های داغدار و خشمگین، خواستار برکناری و محاکمه مسئولین دانشگاه آزاد و از جمله علی اکبر ولایتی شدند. ولایتی، مشاور خامنه ای، پس از مرگ اکبر هاشمی رفسنجانی در ۱۳۹۵ به سرپرستی هیئت امنای دانشگاه آزاد منصوب شده است. تحقیقات انجام شده بروشنی نشان میدهد، اتوبوس حامل دانشجویان مانند صدها اتوبوس دیگر که در نقاط مختلف به جابجائی دانشجویان و دانش آموزان مشغول هستند، فرسوده و دارای نقص فنی بوده است. بعلاوه در مسیری به شدت نا استاندارد تردد می کرده است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با انتشار اطلاعیه ای در این مورد تاکید کرده است:
“اتوبوس‌ هایی که در کلان شهر تهران فعالیت می‌کنند به دلیل سوء مدیریت چه در بخش عمومی (اتوبوس های فرسوده تحت تملک شرکت واحد) و چه در بخش خصوصی در بدترین وضعیت ممکن قرار دارند و حتی اتوبوس ‌ها با وجود فرسودگی هشتاد درصدی لاستیک در حال جابجایی مسافر هستند و هر لحظه ممکن است سانحه دلخراشی روی دهد.

اما حادثه دانشگاه آزاد به هیچ وجه رویداد منحصر به فردی نیست. خاطره دردناک جانباختن دهها دانشجو در سالهای اخیر و در حوادث مشابه را کسی فراموش نکرده است. هر ساله خون دهها دانش آموز در طرح ارتجاعی ” کاروان راهیان نور” که در آن دانش آموزان از سرتاسر ایران به بازدید جبهه های جنگ ایران و عراق برده می شوند، بر جاده های ایران می ریزد. بر اساس گزارش “سازمان پزشکی قانونی” در سال ۱۳۹۶، ۱۶ هزار و ۲۰۱ نفر در حوادث رانندگی کشته شده‌اند، این تعداد نسبت به سال قبل از آن ۱.۷ درصد افزایش یافته است. این گزارشات تعداد معلولان قطع نخاع، قطع عضو و دیگر مصدومیت های تصادفات رانندگی در ایران را رقمی نزدیک به ۱۰ برابر آمار کشته شدگان اعلام می کند. بر اساس آمار سازمان پزشکی قانونی در ایران بطور متوسط روزانه ۶۰ نفر و هر ساعت ۳ نفر در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می دهند. در نتیجه تصادفات جاده ای و حوادث رانندگی علاوه بر ضایعات انسانی، سالانه بیش از ۲۰ میلیارد دلار نیز زیان مالی وارد می شود. بر اساس آمارهای منتشر شده، ایران در مقایسه با سایر کشورها، از لحاظ تصادفات جاده ای به نسبت جمعیت، بالاترین جایگاه جهانی را دارد.

فجایع انسانی در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، تنها به گسترش ابعاد جنایات هر روزه حکومتی محدود نمی شود. انواع حوادث و سوانح قابل پیش بینی و قابل پیشگیری هم در کمین نشسته اند تا جان انسان ها را بگیرند. جمهوری اسلامی تنها به خاطر شمار اعدام زندانیان بی دفاع نیست که حائز رتبه اول در جهان است، این رژیم محیط کار و زیست طبیعی کارگران و زحمتکشان را هم به کمین گاه مرگ تبدیل ساخته است. این رژیم در حالی که خود روز و ساعت و لحظه مرگ انسان ها را تعیین می کند و در خفا و آشکار، طناب مرگ به گردن انسان ها می آویزد، چنان محیط کار و زیست انسان ها را ناامن کرده است که هیچ روزی نیست اخباری دردناک و جانکاه به گوش نرسند. جمهوری اسلامی علاوه بر جنایات روزمره اش، چنان در قبال سلامتی محیط زیست شهروندان کشور نامسئول و چنان محیط کار و زندگی مردم را ناامن کرده است که هر گوشه ای از محیط کار و زیست مردم، به بستر مستعدی برای وقوع هر حادثه تلخ و ناگوار تبدیل شده است.

آمار مرگ و میر در ایران سرسام آور شده اند. مرگ و میر بر اثر آلودگی هوا، مرگ و میر بر اثر تصادفات رانندگی، مرگ و میر بر اثر سوانح طبیعی. مرگ میر کودکان به دلیل مشکلات درمان و تغذیه. تکرار هر روزه مرگ و میر انسانها، چنان عادی شده است که انگار حوادثی پیش پا افتاده اند و نیازی به بررسی آنها نیست. گویا مردم به تکرار آنها عادت کرده اند.

کشف علل واقعی مرگ و میر انسان ها به هر دلیل و از جمله به دلیل سوانح رانندگی، بدون بررسی ماهیت نظام حکومتی و سیستم مدیریتی و ادارۀ سیاسی آن جامعه میسر نیست. درست است که کسی نمی تواند به دقت زمان وقوع زلزله و برخی از بلایای طبیعی را تعیین کند، اما اگر اراده ای مسئول در کار باشد و سیستم مدیریتی به فساد اداری و مالی آلوده نباشد، حتی ابعاد فجایع ناشی از بلایای طبیعی را هم بدرجات زیادی می توان کاهش داد. در دستگاه اداری فاسد و عقب مانده جمهوری اسلامی، نه اساسا طرح هایی برای پیشگیری از وقوع حوادث وجود دارد و نه سیستم اداری بی کفایت و فاسد آن قادر به پیاده کردن طرح های کارشناسی شده، هست. هر طرحی هم که داشته باشند اساسا محملی برای سوءاستفاده مالی و غارت و چپاول است.

اگر جمهوری اسلامی طرح های ضد انسانی نظامی و امنیتی خود را که اساسا در خدمت سرکوب مردم قرار دارند، کنار بگذارد و بخشی از این هزینه های گزاف را بدون حیف و میل کردن به پروژه ایمن سازی، بازسازی، تعمیر جاده ها، نوسازی ناوگانهای حمل و نقل مسافر و غیره اختصاص دهد، نه تلفاتی در این حد خواهیم داشت و نه خساراتی در این حد خواهیم دید. اگر از آن دهها میلیارد دلاری که رژیم اسلامی صرف پروژه های شکست خورده و بر باد رفته اتمی کرد، یا آن میلیاردها دلاری که هزینه سرپا نگاه داشتن حزب الله لبنان و جنگهای سوریه و یمن می نماید، تا از آنها ابزاری برای بقای خود بسازد، به ایجاد یک سیستم حمل و نقل عمومی مرتب، توسعه خطوط راه آهن، ایجاد ترموا و توسعه سیستم قطار شهری، تعریض و ترمیم جاده ها و کنترل ترددها، اختصاص دهد، شاهد مرگ سه نفر در هر ساعت نخواهیم بود.

اما رژیمی که جز به بقای خود به چیز دیگری نمی اندیشد، رژیمی که محیط کار و زندگی مردم را ناامن، محیط زیست آنان را تخریب، جاده ها را مرگبار و انسان ها را به مرگ زودرس محکوم می کند.
چنین رژیمی را فقط با مبارزه متحدانه می توان به زانو در آورد تا به خواست و مطالبات مردم تن در دهد. این رژیم را تنها با مبارزه یکپارچه و متحدانه می توان به زیر کشید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)