فرشگردی ها یا همان جمعیت دانش آموختگان لیبرال دی ماه 1396 را از دست دادند. چون وجود خارجی نداشتند. اکنون که چند ماه از تشکیل این گروه برانداز با محوریت رضا پهلوی می گذرد در عرصه ی عمل چند مرده حلاجند؟

یکی از شعار های فرشگرد که رنگ و بوی عملیات براندازی رژیم را می دهد، تشکیل «میدان میلیونی» است. اگر یکی از اهداف تشکیل فرشگرد را تاثیر گذاری میدانی مشابه آنچه دی ماه 96 اتفاق افتاد در نظر بگیریم، این سوال مطرح است که در سالگرد وقایع دی ماه فرشگرد چقدر از این هدف خود دور است؟

می توان گفت رضا پهلوی، که نامش در اعتراضات دی ماه 96 آورده شد، همه اعتبارش را در سبد فرشگرد گذاشته است.

او سه بار رسما از فرشگرد تایید کرد در حالی که تا قبل از این حمایت مشابه از هیچ گروه برانداز نکرده بود.

حال وقت آن رسیده که محصول این سرمایه گذاری رضا پهلوی برداشت شود. اما اگر در دی ماه 97 اعتراضی مشابه شکل نگیرد چه می شود؟ اگر نام رضا پهلوی بار دیگر بر زبان معترضان نیاید چه؟

خط مشی فرشگرد نشان می دهد برند سازی از «رضا پهلوی» به سود فقط یک گروه از اپوزیسیون در حال انجام است. آنها به هیچ گروهی رحم نمی کنند و همه را غیر خودی می دانند. این اقدام مسلما به مذاق سایر گروه ها خوش نخواهد آمد. همین امر نیروهای اجتماعی برای هدف مشترک را چند پاره خواهد کرد.

تئوری های جامعه شناسی این وضعیت برای جنبش های اجتماعی را شکست یا Collapse پیش بینی می کنند. چرا که بر خلاف تئوری «اثر جنبش های اجتماعی» تنها یک گروه خاص که نفعی بیش از سایر گروه های محرک بدست می آورد مشتاقانه اهداف جنبش را دنبال می کند و سایر گروه ها به دلیل تضییع نفعشان اتفاقا بر خلاف موج ایجاد شده حرکت و آن را خنثی می سازند.

اگر فرشگرد را یک گروه برانداز بدانیم در عرض سایر گروه های برانداز مثل سکولار دموکرات ها، شورای دموکراسی خواهان، گذار به دموکراسی، مشروطه خواهان، سلطنت طلبان، آمد نیوز، ری استارت و … باید گفت قطعا سایر گروه ها مقابل میدان به اصطلاح میلیونی خواهند ایستاد چون برند آنها نیست.

در مورد سناریوی اول باید گفت تقریبا همه گروه های اپوزیسیون که مورد نوازش بی رحمانه فرشگردی ها (با انگ خائن و وطن فروش) قرار گرفتند مترصد فرصتی برای ضربه به هویت و حیثیت فرشگرد هستند. هرچند بهه دلیل حمایت های رضا پهلوی از این گروه ساکت و خاموش در کنار میدان ایستاده اند و منتظرند ببینند چه می شود؟ بخصوص با انتشار بیانیه ای منتسب به گروه فرشگرد که 7 دی ماه را موعد عملیات میدان های میلیونی معرفی می کرد. پوستر عملیات میدانی فرشگرد در 7 دی ماه بلافاصله از صفحه ی تلگرام حذف شد و هیچ گاه از سوی این گروه تکذیب نشد. این نشان دهنده دو گانگی تصمیم گیری در بدنه فرشگرد هم می تواند باشد.

در عین حال 7 دی ماه آمد و هیچ اتفاقی نیفتاد. اکنون می توان گفت همان زمانی است که گروه های مخالف فرشگرد انتظار آن را می کشیدند. با این وجود می توان گفت فرشگرد نه تنها از ظرفیت سایر گروه ها بهره مند نشده بلکه قدرت محوریت در مبارزات مدنی را نیز از دست داده است.

این درحالی است که رضا پهلوی بارها در مورد اعلام فراخوان ها تذکر داده است. حال با این وجود می توان گفت فرشگرد نیز محوریت خود در مبارزات مدنی را از دست داده است.

پیامد های این اتفاق مهم در درجه اول دلسردی قشر متوسط از براندازی است. چرا که آنها بیش از گروه دیگری در ایران منتظر تغییر هستند و بیشترین هزینه ها را متحمل شده اند. ناامیدی اکثریت مردم از نخبگان اپوزیسیون آنها را به دامان تن دادن به دخالت خارجی و بیگانگان در تعیین سرنوشت خواهد کشاند  در آن صورت تجزیه طلبان بیشترین سود را از عدم وجود مدیریت واحد بر براندازی خواهند جست.

همچنین تزلزل در لایه های تصمیم گیری که موجب لغو این فراخوان شده است نشان می دهد وحدت پیرامون فرشگرد اتفاق نخواهد افتاد. همچنین رضا پهلوی که تمام تخم مرغ هایش را در سبد فرشگرد ریخته بود بیشترین ضرر را خواهد کرد. برای اپوزیسیون که چهره های سرشناس خود را چنین خرج اهداف زودگذر می کند نمی توان آینده ای بلند مدت متصور بود. اپوزیسیون امروز نیازمند وحدت پیرامون جریانی است که اولا خود را عقل کل نداند و دیگران را به چوب ایران ستیزی و خیانت نراند و ثانیا قدرت اجماع میان عقلا را داشته باشد. اتفاق میمونی که قطعا با عبور از فرد گرایی امکان پذیر خواهد شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)