در فاصله کوتاهی پس از تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در مورد خروج سربازان آمریکائی از سوریه، خبر می رسد که دولت ترکیه نیروهای خود در مرز سوریه را تقویت کرده است. تانک‌ها و خودروهای نظامی ترکیه به استان کیلیس منتقل شده اند. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه قبلا گفته بود ارتش این کشور در نظر دارد بر علیه نیروهای سوریه دموکراتیک، وارد عمل شود. اما روز گذشته وی در اظهار نظر جدیدی در این مورد گفت عملیات نظامی در شرق رود فرات را فعلا به تعویق می‌اندازد تا ببیند اوضاع، در نتیجه خروج آمریکا از سوریه، چه گونه خواهد بود. با همه اینها روشن است که با عقب نشینی نیروهای آمریکا از سوریه ، دست دولت ترکیه در این کشور برای هر عملی بازتر می شود.

تصمیم ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای خروج از سوریه بر خلاف آنچه که گفته می شود، رویدادی چندان غافلگیر کننده نبود، این تصمیم اگرچه زمان اعلام آن از نظر بعضی از اعضاء دولت آمریکا مناسب نبوده است، اما ادامه همان سیاستی است که اوباما در عراق انجام داد و به فروپاشی ارتش عراق و قدرت گیری داعش منجر شد. از قرار معلوم اینبار اردوغان به ترامپ گفته است که وظیفه جلوگیری از عروج مجدد داعش در سوریه را بر عهده خواهد گرفت. تصمیم ترامپ به خارج کردن نیروهای آمریکا از سوریه احیانا برای آنهائی غافلگیر کننده بوده است، که پیشبرد استراتژی خود در سوریه را به حضور آمریکا در این کشور مربوط کرده بودند.

شش سال از هنگامیکه جنبش موسوم به روژاوا به رهبری حزب اتحاد دموکراتیک خلق “پ ی د” پاگرفت، می گذرد. در آن هنگام نیروهای سازماندهی شده بوسیله این حزب در حالیکه دولت بشار اسد برای حفظ پایتخت از حمله مخالفان نیروهایش را به ناچار از مناطق کردنشین سوریه عقب کشیده بود، خلاء قدرت ایجاد شده را پر کردند و کنترل بخشهای از شمال سوریه را به دست گرفتند. در طول مدت سه سالی که این منطقه هنوز مورد حمله داعش قرار نگرفته بود، نسبت به مناطق دیگر سوریه از امنیت نسبی برخورادر شد و زندگی آزاد و دموکراتیکی تجربه شد. در سال ۲۰۱۴ قدرت گیری داعش در عراق و متعاقبا در سوریه این آرامش را به هم زد. داعش با تمام قوا به کوبانی حمله کرد. نیروهای مسلح مقاومت به سرعت سازماندهی شدند. و مقاومتی حماسی در مقابل حمله داعش شکل گرفت. در آنهنگام نیروی هوائی آمریکا با سه هفته تاخیر و زیر فشار افکار عمومی بر علیه داعش وارد عمل شد. پس از آن بود که حضور نیروهای نظامی آمریکا در شرق فرات به تدریج پر رنگ تر شد. اما حجم این نیرو هرگز در حدی نبود که خود مستقیما وارد نبرد زمینی با داعش بشود. این نبرد اساسا به وسیله نیروهای سوریه دموکراتیک که “پ ی د” آنرا هدایت می کرد به پیش برده می شد.

تا آنجا که به جنبش روژاوا مربوط می شود، جنگ با داعش دارای دو مرحله بود. مرحله نخست دفاع در مقابل تعرض داعش به کوبانی و مناطق دیگر و سرانجام بیرون راندن آنها از حوزه فعالیت و نفوذ توده ای این جنبش بود. مرحله دوم پیشروی به سوی رقه و جنگیدن در مناطقی بود که اینجا دیگر مستقیما حوزه کار و نفوذ توده ای جنبش روژاوا نبودند. مرحله دوم اساسا به تشویق ارتش آمریکا و با وعده تداوم پشتیبانی تسلیحاتی و لجستیکی از نیروهای مدافع خلق اجرا شد . بدین ترتیب داعش از رقه که بعد از موصل به پایتخت دوم داعش معروف بود، بیرون رانده شد. این پیروزی به بهای جانباختن صدها زن و مرد جان بر کف روژاوا تامین گردید.

در روزهای آغاز مرحله دوم جنگ با داعش ما گفتیم که نیروهای روژاوا نباید بدون قید و شرط وارد این مرحله از جنگ با داعش شوند. اگر مرحله نخست یک ضرورت مرگ و زندگی برای دفاع از مناطق آزاد شده و دست آوردهای اجتماعی آن بود، مرحله دوم، برای جنبش روژاوا از آن درجه از اولویت برخوردار نبود. اگر قرار بود به هر دلیل نیروهای مدافع خلق وارد این مرحله شوند، می بایستی این کار بر اساس یک قرارداد رسمی و اعلام شده با نیروهای ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا و با نظارت سازمانهای بین المللی صورت می گرفت. مفاد این توافقنامه می توانست از جمله گرفتن تضمین های قابل قبولی در قبال جلوگیری از حمله ترکیه به روژآوا باشد. زیرا از یک طرف جنبش روژاوا این توان را داشت که شرایط مورد نظر خود را برای ادامه جنگ با داعش به کرسی بنشاند. وجود زنان و مردان جنگجوی پر شوری که از دست آوردهای اجتماعی و سیاسی خود در مناطق آزاد شده خود دفاع کرده و آزموده شده بودند، این توانائی را به رهبری سیاسی “پ ی د” بخشیده بود و از طرف دیگر دولت آمریکا هم برای شکست دادن داعش به یک نیروی میدانی نیاز حیاتی داشت. در حالیکه آمریکا و نیروهای دیگر ائتلاف نمی خواستند نیروهای زمینی خود را در این جنگ درگیر کنند، در این صورت گزینه دیگری برای ادامه جنگ با داعش نداشتند.

حداقل از همان زمان که دولت ترکیه با چشم پوشی آمریکا به عفرین حمله کرد، روشن بود که دولت آمریکا منافع خود را در تداوم هم پیمانی با دولت ترکیه جستجو می کند و در واقع جنبش روژاوا جائی در استراتژی آمریکا در این منطقه نخواهد داشت و دیر یا زود به تمامی، به آن پشت خواهد کرد.

واقعیت این است که امروز خطر حمله ارتش ترکیه، جنبش روژاوا را به ناچار در موضعی قرار داده است که برای بقای خود با دولت بشار اسد وارد گفتگو و مصالحه شود. مقامات نزدیک به بشار اسد، پنهان نمی کنند که خواهان ادغام نیروهای مدافع خلق در ارتش سوریه هستند. در چنین صورتی آنچه که از جنبش روژاوا باقی خواهد ماند، حفظ دست آوردهای اجتماعی مردم در زمینه خود مدیریتی و اداره دموکراتیک امور در این منطقه است.

دست آوردهائی که با تثبیت موقعیت بشار اسد، بدون شک مورد حمله قرار خواهند گرفت. دفاع از این دست آوردها و مبارزه برای حفظ آنها، مضمون و محتوای تداوم جنبش روژاوا در شرایط جدید را تشکیل خواهد داد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)