در آستانه چهلمین سالگرد سقوط حکومت محمدرضا پهلوی، شاه فقید ایران، مخالفان رژیم کنونی که به «ضدانقلاب» شناخته می شوند، با دو بحران بزرگ روبرو هستند.

  1. بحران کهولت سن در میان گروه ها و چهره های اپوزیسیونی که قبل از انقلاب 57 تا امروز در عرصه های مختلف سیاسی، رسانه ای و اجتماعی فعالیت داشتند.
  2. بحران عدم تجربه اپوزیسیون نوپایی که کمتر از یک هه است پا به عرصه سیاسی گذاشته است.

گروه اول کتاب خوان است و راسخ بر تفکرات چند ده ساله خود، اما گروه دوم بیشتر توییترباز است و کم تجربه، یک روز با جنبش سبز است و روز دیگر با جنبش فیروزه ای.

گروه اول بدنبال طرح های پایه ای و گفتمان ساز در سطح جامعه است و گروه دوم در پی تعداد لایک و فالوور در اینستاگرام و فیس بوک.

اگرچه در نگاه اول به نظر رسد که این دو بحران و تهدید بتواند فرصتی برای تغییر نسل در میان اپوزیسیون باشد، اما اگر واقع بینانه به موضوع بنگریم، جز تضاد در لایه های مختلف ابزاری، روشی و راهبردی، چیز دیگری مشاهده نخواهیم کرد. به عنوان نمونه گروهی که به تازگی تحت عنوان «شبکه فرشگرد» فعالیت می کند اگرچه نوید ورود نیروهای جوان به عرصه مبارزه را می دهد، اما برخی از فعالیت های این گروه، هشداری است برای دستاوردهای 40 ساله اپوزیسیون.

به عنوان مثال، حدود ده سال است که با همت شکوه میرزادگی برای حفظ آثار باستانی دوره هخامنشی در منطقه پاسارگاد، از اواسط دهه 80 شمسی، دوستداران آیین کهن ایران 7 آبان بر سر مقبره کوروش جمع می شدند. اگرچه این حرکت در سال های اول محدود به حداکثر 200 یا 300 نفر بود اما در سال های اخیر به بیش از 20 هزار نفر افزایش یافت. این طرح به قدری تاثیرگذار بود که از چند هفته مانده به روز کوروش، شبکه های اجتماعی مملو از تصاویر و پیام هایی در تایید حکومت شاهنشاهی هخامنشیان شده و گفتمان ایرانیت پس از سال ها دوباره بر زبان افتاد. نکته قابل توجه آنکه این موضوع به قدری برای جمهوری اسلامی گران تمام شد، که در سال های اخیر رژیم با طرح های مختلف، سعی در ایجاد اختلال برای برگزاری مراسمان این روز در پاسارگاد را داشت.

اما امسال و همزمان با ده ساله شدن این حرکت، ورق برگشت. فرشگرد که از روزهای اول اعلام موجودیت خود، توانسته بود رسانه های فارسی زبانی چون ایران اینترنشنال، منوتو و بی بی سی فارسی را قُرُق کند، ابتدای آبان ماه به دعوت از کارزار «میدان میلیونی» پرداخت. فراخوانی ناشناخته که بدلیل حمایت شاهزاده رضا پهلوی از آن، به شدت در شبکه های اجتماعی ترند شد و حرکت 7 آبان که توانسته بود گفتمان ایرانیت را زنده کند را به حاشیه برد. چه کسی فکر می کرد، حرکتی که نام پهلوی را در روز روشن و بی پروا بر سر زبان مردم کوچه و خیابان انداخت، توسط خود اپوزیسیون به محاق برود.

با همه این تفاسیر در دو ماه اخیر، فرشگرد و چهره های سیاسی حامی آن، به طرق مختلف تلاش کردند تا بتوانند فراخوان «میدان میلیونی» را تبدیل به گفتمان غالب در ایران کند، غافل از اینکه روند گفتمان سازی یک پروسه چند ساله است نه چند ماهه. با این وجود این گروه در 27 آذر ماه، در فراخوانی فاز عملیاتی «میدان میلیونی» را در تلگرام و توییتر خود منتشر کرد اما دقایقی پس از انتشار، این پست ها، از روی صفحه پاک شد.

در این فراخوان حذف شده، با اعلام روز 7 دیماه، به عنوان روز «میدان میلیونی»، ضمن تاکید بر حمایت شاهزاده رضا پهلوی و گروهی تحت عنوان «ققنوس» از این فراخوان، فرشگرد از طرفداران خود خواست تا برای سالروز برپایی قیام دیماه، آماده شوند.

اگرچه هنوز انتشار این پیام و حذف آن در رسانه های فارسی زبان حامی فرشگرد مورد بایکوت خبری قرار گرفته، اما همین میزان از عدم هماهنگی در انتشار یک پست تلگرامی و توییتری، نشان دهنده میزان اختلافات درون سازمانی این گروه می باشد که خود ناشی از عدم تجربه و شناخت آنها از جامعه سیاسی داخل کشور است.

در همین راستا، فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی و تحلیلگر سیاسی مقیم فرانسه، فراخوان منتشر و حذف شده فرشگرد را معیار مناسبی برای «وزن کشی سیاسی» معرفی میکند. اما تا چه زمانی باید شاهد این «وزن کشی سیاسی» برای حذف جریانات سیاسی، بخصوص گروه ها و چهره های اصیل مخالف رژیم، بدلیل رویش گروه ها و نیروهای جوان در اپوزیسیون باشیم؟! اصلا شما 7 آبانی هستید یا 7 دیماهی؟!

روز موعود فرا رسید. فرشگرد اعلام جنگ کرد. فرشگرد باصدور این اعلامیه خود و رضا پهلوی را آماده وزن کشی ! سیاسی کرد. امید است دیگر مدعیان سیاسی نیز روزی را برای وزن کشی سیاسی ! تعیین کنند.

Publicerat av Faramarz Dadras Tisdag 18 december 2018

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)