تاملاتی درباره یک ضعف بزرگ ایرانیان


در این برهه نزدیک به چهل سال از عمر حکومت دینی، طیف های گوناگون سیاسی با اندیشه ها و سلایق گاه متضاد، در خارج از کشور علیه موجودیت جمهوری اسلامی مبارزه کرده اند. از فراخوان های احساسی و بی پایه تا تهدید به حمله نظامی و…اما هیچ کدام نتوانسته است آرزوی بازگشت ایرانیان به کشور را جامه عمل بپوشاند. به راستی چرا؟
با این که علل شکست هر گروه سیاسی باید به صورت مستقل بررسی شود اما آنچه که نگارنده را واداشت تا در این زمینه به تعامل با صاحب نظران بیندیشد ارائه نظریه ای تازه است که تا اکنون در محافل عملی بحث نشده است.
ابتدا به ساکن باید گفت سه بحران جدی مخالفان حکومت اسلامی را رنج می دهد اول شکاف جامعه ایرانی با آنها؛ دوم تشتت و پراکندگی و سوم: همان موضوعی است که بدان پرداخته ام. 
 جرقه این بحث نیز زمانی شگل گرفت که گروه تازه ای که فرشگرد نام دارد اعلام موجودیت کرد و آنها طی انتشار بیانیه ای اعلام کرده اند که برای براندازی جمهوری اسلامی باید از انقلاب های کشورهای اروپای شرقی الگو گرفت.
آنچه که در اروپای شرقی گذشت و به انقلاب های مخملین یا رنگی موسوم شد به سرنگونی رژیم های کمونیستی و اقمار شوروی انجامید و حالا فرشگردی ها می کوشند با شبیه سازی این پدیده، «میدانی میلیونی» را  برای براندازی  جمهوری اسلامی به کار گیرند.
اما بحثی که ذهن نویسنده درگیر کرده این است: چرا ایرانیان و اپوزیسیون حکومت اسلامی از طراحی و تدوین یک طرح مبارزاتی براندازی بومی مختص به ایران عاجز است؟
بنابراین بحران سوم، فقدان نظریه پردازی بومی مبارزه مختص حکومت ایران است.
این سوال با این فرض پرسیده شده که با تامل در تاریخ انقلاب رنگی در اروپای شرقی درمی یابیم همگی از یک اصول بنیادین پیروی کرده اند و در جزئیات ممکن است اختلافاتی باشد. اساسا واژه انقلاب های رنگی برای این کشورها بر مبنای همین اشتراکات خلق شده است.
انقلاب های رنگی به عنوان یک تئوری ضد کمونیستی توانست بنیان های دیکتاتوری کمونیسم چندده ساله را برچیند. وجه اشتراک همه رژیم های قربانی، کمونیستی بودن آنها است. با این حال چگونه می توان حکومت اسلامی را که ایدئولوژی متفاوتی از کمونیسم است با این طرح سرنگون شود؟
صاحبنظران می دانند که نظریات مطرح شده باید مبنای علمی و عینی داشته باشد. هر نظریه می تواند به دنبال خود نظریات و رویکردهای تازه‌ای را مطرح کند زیرا نظریه پردازی سه خصلت اصلی را داراست: :
الف. علمی بودن
ب.  سازگاری با ارزش ‌های فرهنگی و اخلاقی اجتماع
ت.  انطباق جغرافیایی
در نظریه‌ پردازی بومی مسئله اساسی، توجه به ویژگی ‌های بومی و محلی است. سازگاری با مقتضیات بومی، ملی و حتی ایدئولوژیک نظریات نوین می‌تواند نظریات و رویکردهای متعارض را اصلاح کند.
ضعف درک عمیق از جامعه ایرانی به دلیل دوری از ایران
سرعت تحولات جغرافیایی، اجتماعی و مدنی در ایران،یکی دو دهه اخیر روند بسیار سریعی به خود گرفته است. این روند سریع حتی خارج از پیش بینی جامعه شناسان شده است و آنها را به تعجب انداخته است. علت اصلی این پدیده را باید در «ضعف شناخت از مردم» دانست. این علت آنقدر مهم است که می توان گفت حتی حاکمیت را هم به اشتباه انداخته است.
از این رو باید گفت اپوزیسیون نتوانسته نبض جامعه را به دست گیرد. این ضعف، باعث  ایجاد شکاف  میان جامعه ایران با اپوزیسیون خارج از ایران شده است.
علت اصلی ناکامی پروژه های بلندمدت براندازی حاصل چشم پوشی از سرعت تحولات در ایران است که گسترش شدید شهر نشینی و توسعه حیرت انگیز فضاهای جغرافیایی را هم نباید از نظر دور کرد.
تأکید بر الگوهای محلی و نظریات بومی براندازی به دلیل  کاربردی بودن آن و  تحقق پذیر شدن آن است.  اگرنظریه‌ای علی‌رغم داشتن ویژگی‌ های یک نظریه‌ کامل، قابل عمل و عینی نباشد و، نتواند صورت کاربردی و عملی به خود بگیرد، فاقد ارزش است و راه به جایی نمی برد.
به عنوان نمونه می توان پرسید شرایط جغرافیایی میادین الگو گرفته شده فرشگرد در اروپای شرقی چه نسبتی فیزیکی و معنایی با میادین اصلی شهرهای کشور دارد؟ وجه تشابه ها و تفاوت های آنها چیست؟ آیا صرف حضور در میدان یک شهر می توان ایده «میدان میلیونی» را رقم بزند؟
البته بایستی اذعان کرد که مقصود از بومی کردن نظریه های غیر، یا خلق تئوری هایی که از مغزهای ایرانی تراوش کرده است هرگز ایدئولوژیک کردن تئوری ها نیست و نباید خلط کرد. بلکه منظور دخالت دادن عناصر مهمی چون جغرافیا، ارزش های غالب بر رفتارهای جامعه، روان شناسی سیاسی و اجتماعی مردم ایران و ..در نظریات براندازی است.
باید دقت کرد که روان شناسی جامعه اروپای شرقی با جامعه ایرانی – به هر دلیلی – یکسان نیست و موضوعات و مسائلی که باعث تحریک آنها می شود الزاما باعث تحریک جامعه ایرانی نخواهد شد.
در شرایطی که مردم ایران به شدت دچار تنگناهای اقتصادی هستند و نارضایتی از معیشت حرف مشترک همه ایرانیان است نباید با طرح ایده های ناکارآمد در عدم انطباق با شاخص های علمی ظرفیت اعتراض مردم علیه حاکمیت هرز برود.
کارآمدی مخالفان حکومت مبتنی بر تسلط بر شاخص های علمی و شناخت دقیق از پدیده های جامعه است و گرنه باعث تشدید شکاف به جامعه و مخالفان خواهد شد.
 مهم ترین تبعات این ناکارآمدی ها افزایش گسل اعتقادی بین جامعه ایران و اپوزیسیون خواهد بود که در نتیجه دست آنها را برای کمک و یاری مردم ایران به شدت خواهد بست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)