توانا، آموزشکده الکترونیکی برای جامعه مدنی ایران، در اردیبهشت سال گذشته یک مسابقه‌ی مقاله‌نویسی درباره‌ی انتخابات ریاست جمهوری برگزار کرد. برندگان مسابقه روز ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ اعلام شدند. این موسسه ایمیلی فرستاد و این خبر داد و پس از نزدیک به یک هفته، با ایمیلی دیگر-متعلق به یک فرد غیر ایرانی- به زبان انگلیسی خواست مشخصات نویسنده برای ارسال جایزه فرستاده بشود. اطلاعاتی کامل از نام و نام‌خانوادگی تا شماره پاسپورت و کشور محل سکونت و آدرس منزل و شماره‌ی تلفن. پس از نزدیک به هفت ماه، در ماه آبان، موسسه‌ی توانا با همان ایمیل اولیه و به زبان فارسی شماره حساب خواست تا مبلغ جایزه را واریز بکند. نزدیک به یک ماه گذشت و خبری از ارسال جایزه نشد. اتفاقی که به طور طبیعی چند روز بیش‌تر زمان نمی‌برد. چند ایمیل فرستادم و دیگر جوابی نیامد. پس از مدتی جواب دادند و از سیستمی به نام وتینگ نام بردند که برای جابه‌جایی پول از آمریکا به کشورهای دیگر باید رعایت باشد. الان نزدیک به دو سال گذشته و هنوز از سرنوشت سیستم و جایزه مورد نظر خبری نیست.

گرفتن اطلاعات شخصی یک نفر به قصدی مشخص اگر به مقصد مورد نظر نرسد، مصداق انجام کار اطلاعاتی-امنیتی است و دیگر مهم نیست نتیجه‌اش در اختیار دولت آمریکا قرار بگیرد یا دولت جمهوری اسلامی یا هر دو دولت!

از این تاریخ موسسه‌ی توانا موظف است مبلغ ناچیز جایزه را از طرف من در اختیار «مخالفان جمهوری اسلامی» قرار بدهد و رسیدش را برای‌ام بفرستد. اگر چنین نکند، جای‌اش در «جامعه‌ی مدنی ایران» نه به عنوان آموزشکده که به عنوان دزد سرگردنه باید در کنار هلال احمر و دیگر نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی قرار بگیرد.

این موسسه چه بخواهد چه نخواهد از شهرت، اعتبار و آوازه‌ی کسانی که به عنوان داور نام‌شان اعلام شده، سوء استفاده کرده؛ کسانی چون آرش سبحانی، فاطمه اختصاری و محمدرضا نیکفر. لازم است این دوستان موضع خود را در این رابطه اعلام کنند یا دست‌کم از این کلاه‌برداری حرفه‌ای آگاه باشند و در موارد دیگر اعتبار خود در طبقِ مشکوکِ موسسه‌ی «توانا» نگذارند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)