جنگل های کاسپین(خزری)- هیرکانی مناطقی از جنوب کشور آذربایجان و نواحی شمال ایران را در بر می گیرد بطوریکه سهم جمهوری آذربایجان حدودا20هزار هکتار و سهم ایران کمتر از 2میلیون هکتار می باشد. این جنگل باستانی با قدمتی سی میلیون ساله به طول 800 کیلومتر مربع در ایران از قسمت آستارا تا شرق گرگان و عرض تقریبی 70تا20 کیلومتر دامنه‌های شمالی رشته کوه البرز را از سطح دریا تا خط مرزی جنگل در ارتفاع 2800 متری از سطح دریا پوشش می‌دهد. بخش‌هایی از پنج استان مرزی شمال ایران یعنی اردبیل، گیلان، مازندران، گلستان و شمال خراسان در محدوده جنگل هیرکانی قرار دارند.

جنگل های باستانی کاسپین(خزری)- هیرکانی به طول 800 کیلومترمربع از آستارا تا شرق گرگان و عرض تقریبی 70تا20 کیلومترمربع، دامنه‌های شمالی رشته کوه البرز را از سطح دریا تا خط مرزی جنگل در ارتفاع 2800 متر از سطح دریا پوشش می‌دهند. جنگل هیرکانی 9/1 میلیون هکتار از استانهای مرزی شمال ایران یعنی اردبیل، گیلان، مازندران، گلستان و شمال خراسان را در بر می‌گیرد که 1/1% کل مساحت ایران را شامل می شود. از نقطه نظر جغرافیای گیاهی جنگل های هیرکانی به دو قسمت هیرکانی غربی که از آستارا شروع شده تا دره زیارت گرگان ختم میشود و جنگل های بخش شرقی هیرکانی که از دره زیارت شروع و تا گلیه ادامه دارد تقسیم می شوند.

سطح وسیعی از استانهای گیلان، مازندران و گلستان در سرزمین جنگلی قرار گرفته‌اند که به نام هیرکانی شناخته میشوند و امروزه این منطقه به نام “منطقه اکولوژیکی جنگل مخلوط هیرکانی خزر” یکی از 200 منطقه اکولوژیکی جهان توسط بنیاد جهانی حمایت از حیات وحش معرفی گردیده است.

 جنگل های هیرکانی بازمانده دوره سوم زمین شناسی هستند. زمانی که در اکثر نقاط اروپا و سیبری این جنگل ها قادر به بقاء در مقابل سرما نبودند به دلیل اقلیم معتدل‌ حاشیه دریای خزر توانستند در این منطقه به حیات خود ادامه دهند. این جنگل ها غنی از نظر گونه‌های بومی و باستانی هستند. در حال حاضر 150 گونه بومی (آندمیک) درختی و بوته‌ای در جنگل هیرکانی وجود دارد که شمشاد و انجیلی از آن جمله‌اند. 

تنوع گیاهی غنی جنگل هیرکانی به تنوع بالای جانوری منجر شده است. 60 گونه پستاندار، 340 گونه پرنده، 67 گونه ماهی، 29 گونه خزنده و 9 گونه دوزیست در زیستگاه‌های مختلف شامل جنگل‌ها، مراتع و تالاب ها دیده می‌شوند، از جمله ببر مازندران که زمانی بزرگترین گوشتخوار ایران بود 50 سال پیش در این جنگل منقرض شده، بعلاوه پستانداران دیگر شامل پلنگ، سیاه گوش، خرس قهوه‌ای، گرگ، شغال، گربه جنگلی و شنگ که تعداشان به طور چشمگیری کاهش یافته‌ است.

 جنگل‌های هیرکانی به عنوان منطقه مهم بین‌المللی برای پرندگان نیز ثبت شده است چراکه این جنگل ها در امتداد مسیر مهم مهاجرتی بین روسیه و قاره آفریقا قرار دارد و استراحتگاه بسیاری از پرندگان در حین مهاجرت است. 340 گونه پرنده شامل 53%مهاجر و 47%ساکن در منطقه ثبت شده‌اند. 80% پرندگان آبزی بوده و جذب تالاب‌های منطقه و عرصه‌های آبی بزرگ با رودخانه‌های دایمی می‌شوند.

گونه‌های شاخص و مهم جنگل هیرکانی عقاب خالدار کوچک، سارگپه جنگلی، دارکوب بزرگ، دارکوب سیاه و چرخ ریسک پس سر سفید هستند. پارک‌های ملی در جنگل های هیرکانی ایران شامل پارک ملی بوجاق در گیلان و پارک ملی گلستان در استان گلستان می‌باشند. همچنین 9 پناهگاه حیات وحش ، 5 اثر طبیعی ملی و 21 منطقه حفاظت شده دیگر در این منطقه وجود دارد.

نقش حیاتی جنگل های هیرکانی در حفاظت از خاک، منابع آب و توزیع تعادل طبیعی بسیار قابل تامل است و زادآوری، تضمین استمرار و پایداری جنگل از مهمترین جنبه های مدیریت پایدار این جنگل هاست و توجه به آن باید در اولویت طرحهای جنگلداری قرار گیرد. براساس آخرین آمار سطح جنگل های هیرکانی در شمال ایران طی چند سال گذشته از 4/3 میلیون هکتار به 9/1 میلیون هکتار کاهش یافته است. آنچه مسلم است اکوسیستم جنگل ها به طور زنجیر وار به تمام اعضای زیست کره مرتبط هستند و هرگونه دخل و تصرف بی رویه در آنها می تواند باعث وقوع بحرانهای شدید بر سطح زمین شود.

 

کاهش کمی و کیفی جنگل را تخریب می نامند که این پدیده می تواند به علل مختلف اقتصادی و اجتماعی باشد. علیرغم این که کشور ایران از نظر جنگل و سطح سرانه آن در جهان جزو فقیرترین کشورها محسوب می شود اما هر ساله مقادیر متنابهی از جنگل های هیرکانی از بین می روند.

طی سالیان متمادی توصیه هایی مختلفی از سوی مجامع علمی کشور برای جلوگیری از تخریب جنگل های هیرکانی ارائه شده است نظیر تشویق اصناف در تقبل مسئولیت در قبال جنگل ها، اطلاع عموم مردم از برنامه ها در حفاظت از جنگل،گزارش تخلیه غیر قانونی زباله در حاشیه جنگل ها و تخطی از مقررات، جلوگیری از قطع بی رویه درختان و نابودی جنگل ها و مراتع، جلوگیری از شکار بی رویه جانوران و آبزیان در جنگل ها به عنوان متعادل کننده محیط جنگلی، مراقبت از جوانه ها و نهال های کوچک درختان و ترمیم آنها، جدی گرفتن پیام ساکنین بومی برای حفاظت از جنگل ها، اجرای طرحهای آموزشی برای فرهنگ سازی، اجرای طرحهای همکاری سازمان محیط زیست با سایر ارگانها حتی مدارس در پاک سازی مراتع و جنگل ها، که این طرحها نه تنها راهگشا نبوده بلکه هر ساله از وسعت اراضی جنگلی کاسته شده است.

امروزه جنگل کاسپین(خزری)- هیرکانی در وضعیت بحرانی قرار گرفته چرا که فعالیتهای مخرب انسانی در بهره برداری بی رویه موجبات نابودی آن را فراهم ساخته است. اما تخریب جنگل های هیرکانی در دو دسته عوامل برون سازمانی و درون سازمانی قابل بررسی هستند. نخستین دلیل درون سازمانی در تخریب جنگل ها ناهماهنگی بین سطوح کلان مرتبط در کشور است و دلیل دیگر نیز ضعیف شدن سازمان جنگل ها بر اثر ریزش نیروی انسانی است که پس از بازنشستگی جایگزین نشده اند. جایگزین نکردن این نیروها همراه با کمبود تجهیزات و اعتبار از جمله دلایل درون سازمانی در تخریب جنگل ها به شمار می رود.

 اما دلایل برون سازمانی این تخریب ها به این علت است که در کشور به دلایل زیادی زمین ارزش اقتصادی بالایی پیدا کرده است که این امر منجر به افزایش تصرف ها و زمین خواری می شود. از سوی دیگر بنابر اصل 50 قانون اساسی هر اقدامی که منجر به تخریب غیرقابل جبران محیط زیست و منابع طبیعی شود، ممنوع است. بنابراین هر فرد یا دستگاهی که به تخریب جنگل ها دست زند امری خلاف قانون اساسی انجام داده است. به طور مثال اقدامات جهاد کشاورزی برای افزایش سطح زیر کشت یا تعداد بالای سدهایی که نباید تاسیس می شد اما تاسیس شد، یکی از این موارد است. تمامی این اقدامات منجر به تشدید خشکسالی و تخریب مراتع و جنگل ها می شود.

از سوی دیگر سازمان منابع طبیعی ایران عوامل تخریبی بسیاری برای جنگل های هیرکانی فهرست کرده است که عبارتند از: چرای دام توسط جنگل نشینان، اجرای پروژه های ملی مانند بزرگراه ها، اکتشاف و بهره برداری از معادن، ایجاد خطوط فشار قوی برق، عبور لوله های نفت، حوادث غیرمترقبه نظیر زلزله و آتش سوزی، تهیه الوار و ذغال از چوبهای جنگلی و تبدیل بی رویه اراضی جنگلی به زمینهای کشاورزی- مسکونی و تاسیساتی. در کنار تمام معضلاتی که عنوان شد کاهش سطح جنگل ها دارای پیامدهای فیزیکی و زیستی زیادی می باشد که شامل ایجاد سیل، حرکت های توده ی خاک، رشد و توسعه گونه های مهاجم که خود باعث برهم خوردن تعادل طبیعی بستر و ساختار زیستگاه ها و جوامع زیستی گوناگون می شود.

علاوه بر موارد ذکر شده ، بحران ورود بدون برنامه گردشگران و بخش توریسم در نواحی داخلی جنگل ها مشکلات زیست محیطی فراوانی را به همراه آورده است که به دلیل سهل انگاری و نادیده گرفتن تخلفات قابل ارزیابی نمی باشد و آسیب های فراوانی را به جنگل ها وارد کرده است. تغییر کاربری زمین های حاشیه جنگل به مجتمع های اقامتی و توریستی و تعبیه آلاچیق های متعدد در نواحی داخلی جنگل که محلی برای سوزاندن چوبهای جنگلی به منظور تفریح است، نماینگر بهره مندی حداقلی برخی شهروندان ایرانی از فرهنگ زیست محیطی است و استفاده از سیم خاردار در این مناطق هرگز برای مشخص کردن محدوده جنگلی، کاری مثمر ثمر نخواهد بود. در عکس ارائه شده در این مطلب شاهد جنگل زدایی گسترده در داخل جنگل هستیم که به منظور احداث تفرجگاه و جذب توریست صورت گرفته است و همچنین در بسیاری از نقاط جنگلی قطع درختان بدلیل تغییر کاربری اراضی جنگلی به چراگاه برای دام ها اما به منظور فروش زمین در نظر گرفته می شود. اگرچه در سالهای گذشته جنگل زدایی در شهر کلاردشت توسط حاشیه نشینان جنگل صرفا برای تامین اراضی کشاورزی و مراتع و یا احداث گوسفندسراها و تهیه سوخت یا مصالح برای ساخت خانه انجام میشد و محدوده حاشیه ای را در برمی گرفت، اما امروزه پیشروی به داخل جنگل برای مقاصد گردشگری و ساخت شهرکهای تفریحی- مسکونی بدون در نظر گرفتن ضوابط زیست محیطی صورت می پذیرد که محدوده مشخصی ندارد و فشار بر نواحی داخلی جنگل ها که نظارت کمی بر آن اعمال میشود، مشهودتر است.

بروز پدیده جنگل زدایی در ایران با مسائلی همچون جنگل خواری به منظور اشتغال و درآمد از شهرک سازی های مسکونی و تفریحی، تغییر زمین های کشاورزی و تبدیل آن به مراتع برای چرای دام ها اما به منظور فروش زمین، جذب توریسم و گردشگر با احداث تله کابین و کمپ ها و شکارگاه ها در مناطق جنگلی همراه با قطع درختان، استخراج خاک از مناطق جنگلی، بی توجهی به درختان فرسوده در جنگل، ورود دام به جنگل و از بین رفتن جوانه درختان و نهال های تازه و همچنین ریختن زباله در حاشیه و داخل جنگل همراه است و علیرغم تبلیغات وسیع در حفظ و صیانت از این جنگل ها تاکنون اقدام موثری دیده نشده است. البته این تهدیدات جزو مشکلات یکسان برای تمام مناطق جنگلی ایران است.

پیشنهادات بسیاری طی چند سال اخیر در خصوص جلوگیری از تخریب جنگل های هیرکانی در شمال ایران توسط مجامع علمی کشور مطرح شده است اما شاهد بی توجهی آشکار به این مقوله هستیم. از سوی دیگر با توجه به تمامی راهکارهای ارائه شده در خصوص فرهنگ سازی از طریق برنامه سازی های رسانه ای اینگونه اقدامات نه تنها کارساز نبوده بلکه موجب هجوم مردم به مناطق بکر و جنگلی نیز شده و لطمات جبران ناپذیری به گونه های گیاهی و جانوری جنگل های هیرکانی وارد کرده است. اما با در نظرگرفتن جریمه های سنگین برای متجاوزین به حریم جنگل ها چه افراد ساکنان حاشیه جنگل و چه گردشگران و سازمانها، برخورد شدید ارگان های امنیتی و نظامی با متخلفان زیست محیطی، استفاده از کادر بومی با درآمد بالا در ادارات منابع طبیعی شمال کشور به منظور جلوگیری از تبانی احتمالی با متصرفان اراضی جنگلی، ممنوع کردن ورود مردم به مناطق جنگلی دارای گونه های در معرض انقراض، جلوگیری از حضور تجمع ها و فعالیت های تبلیغاتی حفاظت از محیط زیست در جنگل که نه تنها مثبت نخواهد بود بلکه به شدت مخرب است، نصب دوربین های استتار شده در تفرجگاههای حاشیه جنگل به منظور شناسایی سازمانهای و افراد متخلف که ریختن زباله در جنگل جزو عادات روزانه آنهاست و همچنین پیگیری جدی برنامه های راهبردی در جهت جلوگیری از پیشرویی کلیه فعالیتهای انسانی چه در بخش گردشگری، اقتصادی، عمرانی در مناطق جنگلی می تواند باعث ترمیم نسبی جنگل های هیرکانی در تمامی مناطق از جمله شهر کلاردشت شود. با تمام این تفاسیر بیشترین آسیب به اکوسیستم جنگل ها از سوی محافل عمومی در لوای ژست های به اصطلاح روشنفکرمآبانه حفاظت از محیط زیست قابل مشاهده است.

پژوهشگر : مریم وریج کاظمی

پ ن : عکسهای از منطقه کلاردشت در استان مازندارن .شمال ایران.

????????????????????????????????????

????????????????????????????????????

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)