آب شط گوید: توگویی “حته” است
گام هایش خسته است
دست هایش بسته است
ساحل سیمین سراید:
جای جنگ میثم است
رزمگاه طارق است
قیس قرمز از درون چاه گوید:
زنده ایم، آزاده ایم
گرچه در ژرفای “زیتون” خفته ایم
جانِ پولادیم و نفت و نی
از تبار سبز تالابیم و طی
تپه های کار و دار
داس و نیزار و وطن
سوگ نالان
ساربانان
نخل زاران
تشنه در صحرای نفت
خشمناک از خاک های بیکران
دزدهای آب و گنج و آسمان
آه
ای جغد سیاه
بانگ ما بر صورت زشت تو باد
همچو ننگی بر سپاهان تو باد
غُل و زنجیر تو دیگر بی اثر
نام و شان ما افرازتر
یوسف عزیزی بنی طرف
لندن 13/12/2018

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)