اوضاع سیاسی و اقتصادی و بین المللی جمهوری اسلامی روز به روز آشفته تر می‌شود. رژیم هر روزه با موج جدیدی از اعتراض و اعتصابات و تجمعات کارگری و دیگر اقشار معترض در شهرها و مراکز کاری و مطالبات آنان روبرو می‌شود. در چنین شرایطی سران و مسئولان حکومت از طرفی خود را از پاسخگویی به خواست و مطالبات آنان درمانده و نا توان می‌بینند و از طرف دیگر متوجه هستند که ابزار سرکوب شان نیز در مقابل مردم به جان آمده کارایی آنچنانی ندارد. ادامۀ این وضعیت شبح سرنگونی جمهوری اسلامی را به آنچنان کابوسی برای سران رژیم تبدیل کرده است که حتی از سایۀ خود نیز درهراس افتاده اند.

روز یک شنبه ١٨ آذر ماه محسنی اِژه ای سخنگوی قوۀ قضائیۀ رژیم دستگیری و بازداشت خانم میمَنت حسینی را بدون ذکر نام او تائید کرد و گفت: “بنا به گزارش وزارت اطلاعات او و سه یا چهار نفر دیگر نیز به عنوان نفوذی دشمن (در حوزۀ کنترل جمعیت)، تحت تعقیب قرار دارند.” البته خبرگزاری پارس متمایل به سپاه پاسداران دو هفته قبل خبر بازداشت این خانم در فرودگاه را به عنوان عامل نفوذی توسط “سربازان گمنام صاحب الزمان” پخش کرده بود. این درحالی است که خانم میمنت حسینی چاوشی یکی ازجمعیت شناسان برجسته و پژوهشگر آکادمیک در دانشگاه ملی استرالیا می‌باشد که آثار علمی زیادی در رابطه با جمعیت شناسی هم دارد.

اما این تنها استادان علم و دانش نیستند که رژیم را دچار پارانویا ساخته اند. چند ماه قبل محمد جعفر منتظری دادستان کل ایران در جلسه نمایندگان طلاب حوزه علمیۀ قم طی سخنانی اعلام نمود که: “دشمن امروز در حوزه های علمیه هم نفوذ کرده است و نباید برخی از جریاناتی که در حوزه علمیه قم و جاهای دیگر وجود دارند را آسان بگیرید.”دادستان کل ایران در ادامۀ هذیانات خود از فعالان محیط زیست نیز به عنوان نفوذی دشمن نام برد و گفت: “آمریکا و اسرائیل چند سال است توسط عوامل خود در محیط زیست در مکانهای حساس و حیاتی نفوذ کرده‌اند که البته آنها را دستگیر کرده ایم.” منتظری ادامه داد که “رئیس جمهور آمریکا ٣٠٠ نفر را مأمور کرده تا مشکلات اقتصادی و نابسامانی مملکت را افزایش دهند.” قابل ذکر است که رژیم در دو سال گذشته تعدادی از مُحققان و متخصصان محیط زیست را با اتهام واهی “عامل نفوذی دشمن” دستگیر و تحت شکنجه قرار داده و برایشان پرونده سازی کرده و هنوز هم آنها را در زندان نگهداشته است. تا جائی که از میان آنان کاووس سید امامی استاد و عضو هیأت علمی دانشگاه، در بهمن ماه ٩٦ تحت شکنجه های وحشیانۀ مزدوران رژیم در زندان جان باخت.

سخنان دادستان کل و سخنگوی قوۀ قضائیۀ رژیم را اگر دنبال هم ردیف کنیم، درآن وحشت و آشفتگی فکری از کابوس سرنگونی جمهوری اسلامی نمایان است. واقعیت این است که قوۀ قضائیه جمهوری اسلامی ابزار سرکوب هر گونه صدای حق طلبانه و آزادیخواهانه ای در ایران است. در شرایطی که ابعاد فقر، بیکاری و گرسنگی روز به روز درایران دامنه دارتر می‌شود و درماندگی و ناتوانی رژیم در پاسخ‌ گویی به مطالبات کارگران و توده های مردم ستمدیده نمایان تر می گردد، رویکرد جمهوری اسلامی به ابزار سرکوب بیشتر و بیشتر می شود.

گزارش اخیر خبر گزاری هرانا “ارگان خبری فعالان حقوق بشر درایران”مؤید این واقعیت است. در این گزارش آمده که :”بنا به آمارها و اطلاعات محدودی که قابل دسترسی بوده، موارد نقض حقوق بشر توسط قوۀ قضائیه درآبان ماه ٩٧ نسبت به ماههای گذشته به مراتب بیشتر بوده است. از جمله در این ماه رژیم بیش از٢٠ نفر را اعدام کرده است. دستگیری، بازداشت و احضار و اذیت و آزار فعالین کارگری، فعالین محیط زیست، معلمان، دانشجویان و اقلیت‌های ملی و مذهبی به شدت افزایش یافته است. حقوق زندانیان بیش از پیش نقض شده است و نقض آزادی اندیشه و بیان درنقاط مختلف کشور در این ماه به صورت گسترده ادامه داشته است.”

این گزارش همچنین به کشتار کولبران اشاره می نماید و می‌نویسد که در این ماه در نوار مرزی کردستان بیش از ١٦ کولبر با شلیک نیروهای دولتی کشته و زخمی شده اند. در گزارش هرانا همچنین تأکید شده که در ماههای اخیر رژیم موج جدیدی از احضار، بازداشت، زندانی کردن و فشارهای امنیت و قضایی بر وکلای دادگستری در ارتباط با پروندۀ موکلان کارگری و سیاسی وارد کرده است.

البته هراس سران جمهوری اسلامی بی مورد نیست. آنها می‌دانند در شرایطی که فقر و بیکاری و گرسنگی کارد را به استخوان رسانده، کارگران و مردم معترض خشمگین تر از آنند که رژیم بتواند با تهدید و دستگیری و زندان و شکنجه آنان را از پیگیری مطالبات و حقوقشان منصرف نماید و به سکوت وادارد. تراشیدن اتهام امنیتی و نفوذی برای فعالان کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی نیز بی‌ پایه تر و سخیف تر از آن است که در جامعه خریداری داشته باشد.

به همین دلیل است که اگر یک اسماعیل بخشی را به اتهام پوچ امنیتی دستگیر و زندان می‌کنند ، سیل خروشانی از اسماعیل بخشی های دیگر درمقابل شان قد علم می‌کنند و با موجی از اعتراض و نارضایتی افکار عمومی در داخل و خارج روبرو می شوند. هاشم خواستار و١٢ تن دیگر از فعالین فرهنگی را دستگیر و ٨٠ تن دیگر را احضار و تهدید می کنند، دومین دور اعتصاب و تحصن سراسری معلمان فراخوان داده می‌شود و معلمان دو روز متوالی از حضور درکلاسهای درس خود داری می کنند. امیر سالار داودی وکیل پروندۀ زندانیان سیاسی را دستگیر می‌کنند، دهها وکیل و حقوق دان دیگر آمادگی خود را برای قبول وکالت اسماعیل بخشی، علی نجاتی، سپیدۀ قُلیان و دیگر کارگران دستگیر شده اعلام می نمایند. درچنین شرایطی است که سران و مسئولان جمهوری اسلامی حاکمیتشان را در خطر می‌بینند و از سایۀ خود نیز در هراس می باشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)