به جرات میتوانیم بگوئیم که بعد از خیزش دیماه یک تحول تاریخی در افکار توده های مردم بوجود آمده است. بدون تردید در مرکز این تحول ، تغییرات عمیقی است که در جنبش کارگری ایران بوجود آمده است. اعتصاب سرتاسری کارگران راه آهن، اعتصاب کارگران هپکو اراک، اعتصاب رانندگان کامیون، اعتصاب وراه پیمائی و تجمع همه روزه کارگران هفت تپه و فولاد اهواز، تحصن دو روزه معلمین، تحصن دانشجویان,… همه و همه بیان آشکار این امر است که که نه تنها جنبش کارگری بلکه جنبش های اجتماعی دیگر نیز گام های اساسی به پیش گذاشته اند.

زمانیکه کارگران هفت تپه شعار “نان ، کار ، آزادی ، اداره شورائی” را طرج کردند، شاید به آسانی نمیشد تصور کرد که این شعار به شعار همه جنبشهای اجتماعی و مهمتر از آن به حلقه اتصال مطالبات این جنبش ها تبدیل خواهد شد. هیچ بیانیه ای از طرف تشکلهای کارگری، معلمان، دانشجویان، فعالین اجتماعی ومدنی، فعالین حقوق زنان منتشر نمیشود که به گونه ای با همین مطالبات روبرو نشویم. و فراتر از آن هیچ بیانیه ای منتشر نمیشود که هم پیوندی و هم سرنوشتی این جنبشها را یادآور نشود.

زمانیکه همه این جنبشها علیه خصوصی سازی شعار داده و مخالفت خود را با این سیاست نئولیبرالی همه باندهای رژیم اعلام می کنند، همزمان اپوزیسیون بورژوائی آنرا آماج حمله خود قرار می دهد و این اپوزیسیون را به سکوت وا می دارند.

این سیاست ضد انسانی اما زمانیکه پا به کشورهای پیرامونی می گذارد، نتایجش آن چیزی است که بطور نمونه اکنون در ایران می بینیم. میلیونها کارگر بیکار، میلیونها کارگری که مزدشان چهار مرتبه زیر خط فقر است، میلیونها کودک کار، انبوهی از کارتن خوابها، انبوهی از انسانهائی که برای گذران زندگی اعضاء بدن خود را به حراج میگذارند. هزاران زن که در بازار تن فروشها به کالا تبدیل گشته و دست به دست می گردند.

خیزش دیماه آغاز یک اعتراض توده ای به همه این غارتگریها، ستم ها و نابسامانیهای اجتماعی بود. پاسخ رژیم اما به روال چهل سال گذشته توسل به سیاست سرکوب و ارعاب بود. با این تفاوت که اکنون سیاست ایجاد رعب و وحشت، سرکوب، دستگیری و زندان دیگر کارائی جندانی ندارد. در مقابل هر رهبر و فعال کارگری که دستگیر می شود صدها نفر جای او را می گیرند. در مقابل هر دانشجوئی که دستگیر می شود، بخش های دیگری از دانشجویان به جنبش اعتراضی می پیوندند. اگر اندک زنانی که بر بلندای سکوها ایستاده و حجاب را به دور افکنده و اعلام جنگ به یکی از ارکان مهم ایدئولوژیک رژیم نموده و دستگیر می شوند، زنان عقب ننشسته و در صف مقدم اعتصابات، اعتراضات و راه پیمائی کارگران، معلمان ودانشجویان قرار میگیرند.

 

رژیم اکنون همزمان با توسل به حربه سرکوب بر توطئه های حیله گرانه خود نیز افزوده است. همزمان بخش عظیمی از کارگران این آگاهی و هوشیاری را یافته اند که ترفندهای توطئه گرایانه رژیم را خنثی کنند. این درجه از آگاهی، مبارزه و مقاومت کارگران است که موج عظیمی از همبستگی با آنان را در داخل و خارج کشور بوجود آورده است.

در بیانیه “شورای صنفی دانشجویان کشور” که سی وشش شورای صنفی آنرا امضاء کرده اند، آمده است که:

“هر بار که صدای اعتراضی از ما بلند شد، با حملات امنیتیِ سخت، تهدید، بازداشت و شکنجه روبرو بوده‌ایم. مقاومت‌های به‌ وجود آمده نیز، همه در راستایی واحد بوده است؛ مقاومت فعالان صنفی، زنان، اعتصابات هفت‌تپه، هپکوی اراک، فولاد اهواز و کامیونداران، تحصن معلمان و اعتراضات پرستاران همگی در جهت عقب‌راندن تهاجم نئولیبرالی از عرصه های مختلف زندگی اجتماعی بوده‌اند. بنابراین جریان صنفی دانشجویی هم‌ پیوند با جنبش صنفی معلمان، اعتراضات کارگران علیه خصوصی سازی، بازنشستگان، پرستاران و دیگر اقشار فرودست است. ما بر این هم پیوندی تاکید میکنیم و بدان میبالیم.”

در بیانیه همبستگی فعالین حقوق زنان که اسامی صد تن در زیر آن قید شده، آمده است که:

“ما جمعی از فعالان زنان در ایران، ضمن اعلام همبستگی با معلمان، پرستاران و کارگران برپاخاسته می گوئیم ما نیز همچون شما معتقدیم سیاستهای نئولیبرالی و در قلب آن خصوصی سازی دستاوردی جز فقر وتیره روزی برای مردم نداشته است، از اینرو خود را در کنار شما می بینیم.”

در فرخوان “سندیکاهای کارگری و تشکلهای معلمان” برای حمایت آزادی اسماعیل بخشی، علی نجاتی و سپیده قُلیان آمده است که:

“ما امضا کنندگان این فراخوان از کلیه کارگران و تشکلات کارگری در ایران و جهان درخواست می کنیم که صدای اعتراض کارگران هفت تپه باشند و متحدانه برای آزادی فوری و بدون قید و شرط اسماعیل بخشی و علی نجاتی و نیز تحقق مطالبات کارگران نیشکر هفت تپه و همچنین برای آزادی خانم سپیده قُلیان، شهروندی که در تجمعات کارگران و خانواده هایشان حضور داشته و بازداشت شده است از هر گونه اقدامات حمایتی دریغ نکنند”

در خارج از کشور نیز به همت احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست و نهادهای مدافع کارگران بیش از سه هفته است که کارزارهای گسترده ای در جریان است. همزمان بیش از هشتاد سندیکای کارگری در جهان با ارسال نامه ای اعتراض خود را به خامنه ای بیان داشتند. کنگره چهارم “کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری” در قطعنامه ای که در روز جمعه شانزدهم آذر منتشر کرد “خواستار آزادی کارگران بازداشتی از جمله اسماعیل بخشی وعلی نجاتی و به رسمیت شناختن اتحادیه و شوراهای مستقل کارگری در ایران” شده است.

“اتحادیه کارگران صنعتی جهان” به نمایندگی ازپنجاه میلیون کارگر در صدو چهل کشور با اشاره به “خصوصی سازی هفت تپه و فولاد اهواز” و با اشاره با سیاست سرکوبگرانه رژیم اعلام کرده است که “اینگونه تلاشهای خشونت آمیز و سرکوبگرانه برای شکستن اعتصاب کارگران برای حاکمیت ایران شرمساری ببار میآورد.”

اکنون با توجه به انعکاس جهانی مبارزات کارگری، ضروری است که همچنان کارزارهای سراسری در داخل وخارج کشور را برای دفاع از جنبش کارگری ایران و آزادی کارگران، دانشجویان و معلمین ادامه داده و رژیم را وادار به عقب نشینی نمود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)