*درذیل مجموعه یادداشت هایی را خواهید خواند که برخی ازآنها حدود ۷سال پیش در روزنامه مردم سالاری(بانام مستعارمحمدزمانی)منتشر شده است.امامتاسفانه به دلیل فشار«واجا»ویابه میل خودخواسته، مدیریت روزنامه ازادامه انتشار این یادداشت ها خودداری کرد.تقریبا از نیمه سال ۸۵ دیگر هیچ یادداشت ومطالبی از اینجانب در مطبوعات به دلایل متعدد،(فشارواجا،تمایلات شخصی مدیران مطبوعات ووضعیت یک بام ودوهوایی که برای اینجانب هست و درباتلاقش دارند دست وپامی زنند!)،چاپ نشد.این درحالی است که درداخل،فقط عده خاصی هستندکه یا باآنها مصاحبه می شود،یاازآنهامطالبی درج می شود وحتی می توانندبارادیوهای فارسی زبان هم گفتگو کنند.می شود گفت منتقدین داخلی هم معلوم و مشخص شده است!!؟و برخی هم که تا همین دیروزبا پشتوانه این وآن،درحفاظ امنیتی بودند،بااندوخته رانتی خودو البته ادامه پمپاژآن توسط همان حفاظ،بعد از سال ۸۸،فلفوربه آن ور آب رفتندوبه عنوان کارشناس،رسانه ها را قُرقِ خود کردندو غیر راهم بایکوت می کنند.
داستان سیاست(11)-محمد شوری-بازی سیاست ————————–
این مطلب با همین نام،درعنوان«دیدگاه» و بانام مستعارمحمد زمانی درروزنامه مردم سالاری (19مرداد 85) به چاپ رسیده است.——————————————

میدان سیاست یک میدان بازی است.
این بازی یک داور یا داورانی دارد و تماشاگرانی که به تماشای آن می‌نشینند.
برای این بازی می توان قواعد وچارچوبی تعیین کرد؛ که این نیز براساس عرف، قانون، و اخلاق و تمکین تماشاگران! رقم خواهد خورد .
بین بازی سیاست و بازی مثلا فوتبال (که اتفاقا درآن بازی سیاست نیز حضور فعال مایشاء دارد) تشابهات و تفاوت‌هایی هست.
دربازی فوتبال دوتیم براساس یک قانون مورد اتفاق وتصویب شده بازی می‌کنند و درآن داور برنده را براساس همان قواعد تعیین شده پیروز میدان اعلان خواهد کرد. تماشاگران دراین بازی هواداران این دوتیم هستند که با تشویق و گاهی با صرف هزینه‌هایی سعی درتحریک و تقویت تیم مورد دلخواه خود را دارند و بی اثردربُرد وباخت آن دوتیم نیستند.
دربازی سیاست، داوران افکارعمومی هستند؛ بازتاب افکار عمومی ازکُنش و واکنش آنها به رویداد ها معلوم می‌شود. گاهی این افکار عمومی در اندازه‌های حجیم تری ازخودعکس العمل نشان می‌دهند مثل شورش کردن، تهاجمات فیزیکی و انقلاب کردن؛ و گاهی هم درحد یک بیانیه،یا یک کنفرانس و میتینگ (که توسط بخشی از بازیگران سیاست طراحی و برنامه ریزی می‌شود) از خود بروزمی‌دهند. بقیه مردم تماشاگر این صحنه هستند، اما با این تفاوت که کارشان تحریک وتقویت بازیگران سیاست نیست، بلکه اینجا قضیه عکس آن صدق می‌کند، بازیگران سیاست سعی دارند تماشاگران صحنه بازی سیاست را به سمت خود بکشانند و بر تعداد بازتاب های افکارعمومی – که بخشی ازهمان تماشاگران هستند – اضافه نمایند. که دراین زمان ودراین پروسه است که آنان همانند تماشاگران صحنه بازی فوتبال به تحریک وتشویق وهزینه کردن می‌پردازند. واین هنر بازی سیاست است؛یک بازی با یک استراتژی و تاکتیک های بسیار!
بنابراین، صحنه نمایش بازی سیاست همچون یک بازی تئاتر است که هرچه نمایشش جذاب تر باشد، خریدار و تماشاگرش نیز بیشتر خواهد بود.
همانطور که در یک بازی فوتبال حرکات و قواعد غیراخلاقی وخارج ازعرف و قانون هم توسط بازیگران و هم توسط تماشاگران و هم توسط داور یا داوران از آنان بروز پیدا می‌کند، دربازی سیاست نیز این شیوه متناوباً و مستمراً و غالباً حضور آشکار و پنهان دارد تا جایی که دریک حرکت و حرکات کاملا غیر اخلاقی و ناجوانمردانه در مقطعی از زمان می‌تواند میدان دارقدرت درحاکمیت سیاسی باشد و ازاین طریق البته گاهاً می‌توانند داورانی را هم بخرند یا بفریبند؛ یعنی برای خود برخی از افکارعمومی را به کُنش و واکنش وادارند و یا تماشاگران صحنه سیاست (مردم) را مرعوب کرده و یا فریب داده ویا خاموش سازد؛ ویا اصلا برای آنان– چون احساس قدرت می کنند-بازتاب افکارعمومی اهمیت نداشته باشد وخود را مستقل و مُغنی از تشویش آنان و تماشاگران بداند و بپندارد و به اصطلاح گوش شنوائی نباشد!
درصحنه بازی سیاست گاهی هدف، یعنی آنچه منظور ومقصود بازیگران سیاست هست (چه مقدس باشد و چه پلید) وسیله را توجیه می‌کند و برای رسیدن به مقصد نهایی بکارگیری هر وسیله، امری مباح و گاه واجب مفروض می شود، برای بعضی و برخی این اقدام (بکارگیری هروسیله– حتی اگر هدف مقدس باشد) یک عمل و یک فعل غیر اخلاقی و غیرمنطقی است.
گاه درصحنه بازی سیاسی این دودیدگاه درانظار جامعه (تماشاگران) روبروی هم قرار می‌گیرند و در یک مبارزه کاملا ناعادلانه با هم برای بدست گرفتن حاکمیت سیاسی ویا ازدست ندادن قدرت سیاسی ستیزمی‌کنند، درچنین حالتی ازآنجا که شیوه‌های غیراخلاقی می‌تواند از بکارگیری هروسیله سود ببرد امکان پیروزی ظاهری رادارد، ولی چنانچه طرف مقابل بتواند با شم و درایت سیاسی نظر افکار عمومی را بخود جلب کند و ازاین طریق بازتاب داشته باشد، می‌تواند بر آن فائق آمده و به سرانجامی برسد؛ هرچند در عدد « قلِت » یعنی کم باشد.1
درهرحال دربازی سیاست بازتاب افکارعمومی ازاهمیت فوق العاده بالایی برخورداراست، هر کدام از صحنه گردان های بازی سیاست بتواند افکار عمومی بیشتری را به خود جذب و جلب کند، می تواند سریعتر به مقصود برسد؛ گرچه حاکمیت دردست آنها نباشد.
دریک بازی سیاسی کاملا اخلاقی و براساس عُرف و قانون، احزا ب آزاد و مطبوعات و سندیکاهای کارگری و شوراهای محلی ومانند آن هم تبلورافکارعمومی هستند و هم تحریک و تقویت کننده تماشاگران صحنه بازی سیاست برای پیوستن به این بازی؛ یعنی سیاسی کردن بیشتر تماشاگران برای حضورعملی درصحنه سیاست؛ تلاش برای رسیدن به این هدف منجربه اتخاذ شیوه‌ها ومتدهایی برای دستیابی به آن می‌شود؛ که درهمین ساخت وپرداخت‌ها است که هروسیله‌ای هم بکار گرفته می شود؛ مثل فریب مردم درعوام گرایی، مثل خرید رأی یا تقلب در رأی، یا مثل ترور، بمب گذاری و ایجاد ناامنی برای القای این حس که امنیت نیست و ما می‌توانیم امنیت رابرای شما بیاوریم و هکذا الخ و قس علیهذا….
درنهایت تاریخ داورنهایی است؛ و ازآنجا که تاریخ نیزتوسط « تک تاریخ نگار» نوشته نمی‌شود و تاریخ راهمگان می‌نویسند، پس گاهی این بازی طولانی است؛ اعلان و اعلام برنده و بازنده آن به زمان احتیاج دارد. 15/5/1385

—————————————————————————————-
1-آنگاه که هدف خالصا درجهت عدالت باشد،قلت،« قلیل بودن » بر کثرت« کثیر بودن» پیروزمی شود و مصداق این آیه قران است که خداوند می فرماید:« و مارمیت اذرمیت و لکن الله رمی »

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)