آي سياي چشم تو را كفتر نداره
آخ سياي چشم تو را كفتر نداره

كيه كه عشقِ تو را بر سر نداره، جونِِ دلبر
همون سينه ي بلوري كه تو داري
غزال هاي كوهِ چل دختر نداره

عزيزم برگِ بيدي برگِ بيدي
از اون چشماي سيات دارم اميدي
*
بيا اي بي وفا، با ما وفا كن-هي
اگر تركت كنم ، لعنت به ما كن

اگر تركت كنم از بي وفايي-هي
بكش خنجر، سرم از تن جدا كن
*
دختر فراش باشي، دختر فراش باشي
با پيرهناي خش خشي، دخترِفراش باشي
عشوه و ناز مي فروشي، دختر فراش باشي
عاشقته مي كشي يار، عاشقتو مي كشي
*
اگر تو لطفي مي كردي، چه مي شد؟-هي
از اون حسنِِ جمالت كم نمي شد، كم نمي شد

اگر تو لطفي مي كردي به عاشق-هي
به فرداي قيامت گم نمي شد، يار گم نمي شد
*
دختر فراش باشي –دختر فراش باشي
با پيرهناي خش خشي- دخترِ فراش باشي

عشوه و ناز مي فروشي، دختر فراش باشي
عاشقته مي كشي يار، عاشقته مي كشي
*
اگر از در زني مو، از بام آيم
اگر هر دم زني مو، هر شام آيم

دو پايم را ببُرند واي، تا به زانو
به سينه خيز مي آيم موبي وفايم، موبي وفايم
*
دختر فراش باشي –دختر فراش باشي
با پيرهناي خش خشي- دخترِفراش باشي

عشوه و ناز مي فروشي، دختر فراش باشي
عاشقته مي كشي يار، عاشقته مي كشي

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)