شعری برای مبارزات کارگران از یکی از مادران پارک لاله ایران

من یک مادرم، یک زنم،
از سلاله زحمتکشان
روزی فریادم از پارک لاله برخاست
برای دادخواهی از خون فرزندان مبارز
نقش بسته بر سنگ فرش خیابان های سرد تهران
نیمکت های بازداشت شده لاله
هنوز مرا به یاد دارند
امروز از جنوب فریاد می کشم
به همراه زنان و مردانی با اراده ای آهنین
و دست هایی خالی از نان
در دشت های تفتیده خوزستان
فریادشان را به بند کشیده اید
روزنامه را به نام سپیده بازداشت کرده اید
چه بگویم از کارگران فولاد
شرمناک از سفره خالی
و اسیر خیابان ها
چه می کنید با این مردمان
به غیر از غارت نام و جان شان
دیگر بس است!
بترسید از روزی که فریادشان
بر سر کاخ های تان آوار شود

شفق
۱۴ آذر ۱۳۹۷

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)