شاید هیچ فیلمی به اندازه پاپیون ساخته شافنر برای من تا این حد جذابیت نداشته است، موسیقی متن فیلم تنها در ساز وحشت می دمد و احساس پوچی را به بیننده منتقل می کند، بازی بی نظیر استیو مک کوئین در سلول انفرادی تاریک و سرد زندان نمادی است از انسان رها شده در دالانهای تاریک و سرد زندگی، پاپیون دربرابر تمام موانع پیش روی  و با وجود همه حصارها و سدهای امنیتی از دست هدف بر نداشته و تا پایان راه بدون توجه به سختیها و مشکلات ایستادگی می کند، این همان چیزی است که انسان امروز بدان محتاج است، انسانی که در گردونه زندگی با همه داشته هایش که بیش از همه تاریخ زندگی بشر است جای خالی را در تمام وجودش احساس می کند، و این کاستی او را به ورطه نابودی انداخته

تنها چیزی که ما نمی شناسیم غایت نهائی است که بی جهت به دنبال آن در دنیای بیرون می گردیم و عهد بسته ایم با دانش و منطق جواب همه چیز را پیدا کنیم، به دنبال قواعد حتمی زندگی درون کتابها گمشده ایم، گویا قرار نیست جریان اتفاقی زندگی را باور کنیم
این که تنها وارد بازی شده ایم که قوانین نانوشته و پیش بینی نشده خودش را دارد جائی که هر کس باید مانند پاپیون در پوسته نقش خودش قرار بگیرد و در امتداد زندگی به دنبال هدفی باشد که نمایش زندگی به او تحمیل می کند، پاپیون حتی در جزیره دور افتاده تنهائی اش در کنار تنها همراهش و یک بز و چند حیوان دیگر دست از خواسته اش بر نمی دارد و دل به دریائی می زند که همه ما می دانیم به مرگ ختم می شود و شاید تنها درصد ناچیزی را برای پایان خوش آن بتوان در نظر گرفت، با این وجود او نقش خودش را بازی می کند و تا انتها هدفش را رها نمی کند و هر روز از پرتگاه زندگی به روشنائی آفتاب که تنها نشانه امید اوست  خیره می شود تا آنکه در نهایت دل به دریا می زند
او نقشش را بخوبی فهمیده بود و برای آنچه که همه ما گمان می کنیم حقمان است تا پایان فیلم جنگید، زندگی فیلمی است که هر روز ما در سکانسهای ناخواسته آن نقش آفرینی می کنیم و تنها امید بازیگران را از یکدیگر متمایز می کند هنگامی که یکی در جزیره و سیم خارداری که به دورش کشیده شده می ماند و دیگری برای آنچه که با تمام وجود طلب می کند دیوانه وار می جنگد
زندگی فریبی بیش نیست

Hey Basterds I’m still here

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)