«مرد دیوانه»، یکی از نظریات ثبت شده در حوزه سیاست خارجی است که به ریچارد نیکسون سی و هفتمین رئیس جمهور آمریکا نسبت داده می شود. و به دهه هفتاد قرن بیستم باز می گردد. این تئوری مدتها مسکوت باقی ماند و تقریبا بدست فراموشی سپرده شده بود تا اینکه چندی قبل واشنگتن پست با این تیتر دوباره آن را زنده کرد: “تئوری «مرد دیوانه» ترامپ روی ایران جواب نمی‌دهد…”. مقاله ای که در میان تندروهای ایران طرفداران زیادی یافت و یکی دو روزی در جراید سوژه شد اما مثل بقیه مسائل خیلی زود جای خود را به داستان های جدید داد.
تئوری مرد دیوانه نیکسون باختصار اینگونه تعریف می شود، ایجاد این باور در میان رهبران شوروی سابق که رفتار آمریکا ممکن است غیرمنطقی و شدیداً متغیر باشد. و نتیجه ای که از آن انتظار می رفت اینکه سران وقت اتحاد جماهیر شوروی سابق از درگیری اجتناب خواهند ورزید. در نگاه اول این نظریه آنقدر ساده است که باور اینکه بشود از آن در سطح سیاست خارجی بهره جست کمی دور از ذهن بنظر می رسد، اما با کمی تعمق و تامل می توان به رویکرد روانشناسانه و جامعه شناسانه آن پی برد.
به اعتقاد من در چهار دهه اخیر در ایران دکترین اصلی سیاست خارجی همواره همین «تئوری مرد دیوانه» بوده است. در مورد آمریکا و دوره ریاست جمهوری ریچارد نیکسون و دوره های بعد از آن و نتیجه استفاده از این تئوری تحلیل گران به زیبایی اظهار نظر کرده اند و جایی برای نظر امثال من باقی نمی ماند اما در مورد کشور خودم خصوصا در مقطع فعلی این حق را برای خودم محفوظ می دانم.
به باور من آغاز پیاده سازی تئوری مرد دیوانه در سیاست خارجی ایران حمله به سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفتن دیپلمات های آمریکایی و به موازات آن این جمله معروف آیت الله خمینی بود که “آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند…”. برای حمله به یک سفارت که در قوانین حقوق بین الملل و در عرف روابط بین الملل بمنزله حمله به خاک آن کشور محسوب می شود هیچ نامی بجز دیوانگی نمی توان بکار برد و تحلیل کلی گویی هایی در قالب جملات قصار که فاقد محتوا و مفهوم اند مثل “هیچ غلطی نمی تواند بکند” و صرفا بار ناسزاگویی دارد و فاقد هر گونه بار سیاسی و دیپلماتیک است نیز همینگونه است.
آیت الله خمینی از همان ابتدا بخوبی می دانست که بعد از مدتی مجبور خواهد شد گروگان ها را آزاد کند و با سلام و صلوات به کشورشان بازگرداند و بعد از عذرخواهی از کانال های دیپلماتیک پشت پرده جریمه های سنگین نقدی میلیون دلاری نیز به آنها و خانواده هایشان پرداخت نماید. روندی که بدون سر و صدا و در سکوت خبری و تقریبا بدون اطلاع مردم در داخل چند سال بعد عینا انجام شد. همچنین او بخوبی می دانست که جملات قصار وی در باب “آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند” صرفا به کار دیوارنویسی تبلیغات چی های حکومت می آید و بس. او بخوبی می دانست که فتوای ترور نویسنده ای شناخته شده همچون سلمان رشدی چه عواقبی دارد. او بخوبی می دانست که در سطح بین المللی با رویکردی اینچنینی صرفا تصویری از مردی دیوانه از خود باقی خواهد گذاشت که هر کاری از او بر می آید. دیوانه ای که هر گاه بخواهد فتوای حمله به سفارت خانه ها را صادر می کند. در صحبت هایش به ابرقدرت ها فحش می دهد، علنا فتوای ترور صادر می کند و خلاصه هر کاری که از دیوانه ها انتظار می رود. آیت الله خمینی کاملا آگاهانه به این روند ادامه داد. او با تمام قدرت به ثبت تصویر مردی دیوانه که قادر به انجام هر کاری است از خود اصرار ورزید. جالب اینکه کم و بیش نتیجه هم گرفت. دنیا چندین سال دیوانگی وی را باور کرد و در بسیاری از موارد مقابل آن کوتاه آمد. هر چند در ماه های پایانی نوشیدن جامی زهرآگین موجب شد ناگهان نقاب دیوانگی از چهره برداشته شود و با مردی عاقل روبرو شدیم.
بعد از وی آیت الله خامنه ای دقیقا همین رویه را ادامه داد. در این مسیر آیت الله در تمامی حوزه ها دقیقا معکوس آنچه جامعه جهانی از یک رهبر سیاسی معقول انتظار دارد عمل می کند. یعنی همان چیزی که اغلب در دیوانه ها شاهد هستیم. دقیقا زمانی که جامعه بین الملل بر سر فعالیت های موشکی حساسیت نشان می دهد، بدستور آیت الله موشک های بالستیک شلیک می شود و مخصوصا روی آن نقاشی می کنند مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا و از پرتابش عکس می گیرند. وقتی همه جهان بدنبال حل مشکل سوریه و یمن و فلسطین از راه های دیپلماتیک است بدستور آیت الله برای آنها موشک و انواع سلاح ارسال می شود و آنها را به مقاومت ترغیب و تشویق می کنند. هر وقت مانورهای نظامی حساسیت زا باشد، فردایش سپاه بدستور آیت الله مانور نظامی برگزار می کند. اگر همه جهان بر سر ماجرای گروگان گیری دو تابعیتی ها حساسیت نشان دهد، آیت الله به تعداد آنها اضافه می کند. جهان بر سر فعالان محیط زیست حساسیت نشان بدهد آیت الله کارشناسان جمعیت و جامعه شناسی را هدف می گیرد و آنها را هم به کلکسیون اضافه می کند. دیروز بر سر آزمایش موشک بالستیک مناقشه ای در گرفت امروز فرمانده سپاه مدعی شد که از دفتر آیت الله با او تماس گرفته اند و دستور دادند ناوگان دریایی سپاه باید در اقیانوس ها حضور یابد و بیشتر از
گذشته بر قدرت موشکی سپاه افزوده شود. تمام دنیا بدنبال یافتن راه حلی برای پایان دادن به دشمنی چهل ساله نظام سیاسی ایران و آمریکا است، از این طرف آیت الله خامنه ای با تمام قدرت بر کوس لزوم جنگ با آمریکا و آشتی ناپذیر بودن این دشمنی می کوبد. کشورهای عربی همچون قطر یا عمان بکرات پیشنهاد میانجی گری برای حل مناقشات و اختلافات عربستان سعودی و امارات متحده عربی با نظام سیاسی ایران را دادند اما هر بار، فردای طرح پیشنهاد، آیت الله آل سعود را آل سعود کافر و دشمن اسلام و نوکر آمریکا نامید و بدستور مستقیم وی در خطبه های نماز جمعه فریاد مرگ بر آل سعود سر دادند.
خلاصه کلام تمامی قدم ها با دقت و حساب شده در این راستا برداشته می شود که از آیت الله تصویری از مردی دیوانه و رهبری دچار مالیخولیای قدرت در جهان ثبت گردد، رهبری که هر چه بدتر از آن که بشود تصور کرد از او بر می آید. اما سوال این است که آیا واقعا بر می آید؟! آیا واقعا آیت الله آنگونه که وانمود می کند مردی دیوانه و رهبری مالیخولیا زده است که می تواند آغاز گر جنگ جهانی سوم باشد؟ آیا آیت الله قادر به انجام آنچه ادعا می کند هست؟! آیا می تواند تا هر وقت بخواهد با سرنوشت ملت عراق، سوریه، یمن و فلسطین بازی کند؟! آیا موشک های سپاه حقیقتا قادر به محو اسرائیل از روی زمین هستند؟! آیا نیروی هوایی سپاه یارای مقابله با نیروی هوایی ارتش اسرائیل را دارد؟! آیا واقعا نیروی دریایی سپاه پاسداران تحت فرمان آیت الله قادر به حضور در اقیانوس ها و نبرد با ناوگان ارتش آمریکا در آبهای آزاد است؟! یا آیت الله بلوف می زند و نقش مرد دیوانه را بازی می کند، مرد دیوانه ای که هر گاه عرصه را به خود تنگ ببیند نقاب دیوانگی را کنار زده و چهره عاقل خود را به نمایش می گذارد.
براستی، تئوری مرد دیوانه آیت الله خامنه ای تا کی جواب خواهد داد …؟!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)