نوشته‌ی “غذایی که می‌خوریم و باقی ماجرا” به اقدام بسیار بی‌سابقه‌ی “اعلامِ مضرّ‌بودنِ ۳۶ گروه مواد خوراکی و آرایشی” از طرف وزیر بهداشت اشاره می‌کند، اما بعد از آن به سراغ احتمالِ آسیب‌زا بودن باقیِ فعالیت‌های صنعتی، خدماتی، رفاه‌ی، آموزشی، سیاسی می‌رود که جهان ما را از خود پر کرده‌اند.
پس از آن کسی یا گروهی از کسان را معرفی می‌کند که قبل‌ترها و هم اکنون هم به‌طور جدی به این چیزها فکر کرده‌اند و تلاش کرده‌اند تا ما را هم به فکر بیندازند.
بعد سوال اصلی‌ای را می‌پرسد که پاسخ‌اش گم‌شده‌ی مردمی است که هر روزه از شگردهای تازه‌ای برای کلاه‌برداری‌های جمعی‌ باخبر می‌شوند؛ شعبده‌‌هایی که سال‌هاست در بخش صنعت، درمان، علمِ در خدمت صنعت و درمان، خوراک، زیبایی، مد،‌ اداره‌ی جوامع، سیاست و … ابداع می‌شوند تا گردونه‌ی رشد فزاینده‌ی کاسبی‌های شخصی (و سپس جمعی و جهانی)، و رشدِ قهریِ اقتصاد بازار را بچرخانند و سفره‌ی شخصیِ ابداع‌کنندگان را به ضررِ انبوه مصرف‌کنندگان و مزد‌بگیران پر آب‌و‌رنگ‌تر کنند.

سوال این است: آیا می‌توان چرخش این گردونه را معکوس کرد؟
آیا چرخشِ معکوس به معنای ارتجاع و بدویت است؟
‌آیا تا آن موقع دوام می‌آوریم؟
متن نوشته:

غذایی که می‌خوریم و باقیِ ماجرا!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)