*درذیل مجموعه یادداشت هایی را خواهید خواند که برخی ازآنها حدود ۷سال پیش در روزنامه مردم سالاری(بانام مستعارمحمدزمانی)منتشر شده است.امامتاسفانه به دلیل فشار«واجا»ویابه میل خودخواسته، مدیریت روزنامه ازادامه انتشار این یادداشت ها خودداری کرد.تقریبا از نیمه سال ۸۵ دیگر هیچ یادداشت ومطالبی از اینجانب در مطبوعات به دلایل متعدد،(فشارواجا،تمایلات شخصی مدیران مطبوعات ووضعیت یک بام ودوهوایی که برای اینجانب هست و درباتلاقش دارند دست وپامی زنند!)،چاپ نشد.این درحالی است که درداخل،فقط عده خاصی هستندکه یا باآنها مصاحبه می شود،یاازآنهامطالبی درج می شود وحتی می توانندبارادیوهای فارسی زبان هم گفتگو کنند.می شود گفت منتقدین داخلی هم معلوم و مشخص شده است!!؟و برخی هم که تا همین دیروزبا پشتوانه این وآن،درحفاظ امنیتی بودند،بااندوخته رانتی خودو البته ادامه پمپاژآن توسط همان حفاظ،بعد از سال ۸۸،فلفوربه آن ور آب رفتندوبه عنوان کارشناس،رسانه ها را قُرقِ خود کردندو غیر راهم بایکوت می کنند.

داستان سیاست(10)-محمد شوری-ساندویج سیاست————————————————————————————
این مطلب با همین نام ودرعنوان« دیدگاه»وبا نام مستعار«محمد زمانی» درروزنامه مردم سالاری ( 8 مرداد 85) چاپ شده است———————————————————————————————————–
حتما گاهی برای یک وعده غذائی ساندویچ خورده‌اید؛ غذائی که شما را بطورکامل سیرنمی‌کند!سیاست رایج زمان نیز از نوع ساندویچ است .
ساندویچ سیاست غذائی است که غالب سیاستمداران برای عوام می‌پیچند؛ که به آن می‌توان سیاست ساندویچی هم گفت!
ساندویچ غذای قرن حاضراست که درتنوع و مزه و با طعم‌های گوناگون و ذائقه جذب کن در تابلوها و بسته بندی‌های روز پسند توزیع و تبلیغ می‌شود؛ غدائی که کامل نیست و شما را سیر نخواهد کرد!
ساندویچ سیاست –که سیاستی ساندویچی است– در دنیای جدید همین حکم را دارد؛ سیاستی که توده‌های شهروندی را سیرنکرده و اقناع نمی‌سازد!
سراب درساندویچ سیاست،موج می‌زند. همانطور که انواع ساندویچ به کمک ذائقه شما آمده و با ایجاد ولع، شما را بدنبال خود می‌کشد، بگونه‌ای که اکنون خیلی از زندگی‌های امروزی یک زندگی ساندویچی است، وضعیت سیاسی جهانی که درآن هستیم هم مشابه آن است.
رویکردهای وضعیت کنونی جهان دراقدام های سیاسی، رویکردی از نوع گرسنگی دادن وایجاد ولع است. این سیاست با تخریب فکر و ساخت بدل جانشینی آن، از وجود توده‌ها درتحرک سیاسی و نیز تحریکات سیاسی خود سود می‌برد و با این بهره برداری وبهره وری توانسته است هرازگاهی درمنطقه‌ای ازجهان یا آتشی ازجنگ برافروزد و یا… و از همین شیوه توانسته است ابزار جنگی و کالای مصرفی خود را بفروشد و بازار سیاست راهم بخرد!
این یک نبرد سیاسی است که سیاستمداران با کمک ازجامعه شناسی دراندیشه حکومت بیشتر و ادامه آن هستند.
سیاستمداریا سیاستمدارانی موفق هستند که بتوانند طعم و ذائقه جامعه خود را چون حس چشائی بو بکشند!
سیاست دراصل یک فریب است؛ فریبی که می‌خواهد یک سیاست دیگررا فریب دهد و برای آنکه موفق باشد نیاز به یارگیری دارد واین یارگیری احتیاج به ابزاری دارد، و هرچه این لوازم، کاربردی تر و برنده‌تر باشد به مقصود زودترخواهد رسید و این همان ساندویچ سیاست است که خورنده‌اش ملتها می‌باشند!
یکی ازاین لوازم و یا یارگیری و بکارگیری آن، پیش زمینه‌ها و پیش درآمدهای قبل ازهرانتخابات است؛ که طعم ومزه این غذاهستند. و سیاستمدار با پخت آن، می‌‌تواند برنده ازآن درآید.
اگربه پدیده‌های انتخاباتی (خصوصا درجهان کم توسعه و یا در حال توسعه) موشکافی دقیقی داشته باشیم، برنده و بازنده‌های آن را از نوع ساندویچی که تهیه و سروشده است، می‌توان شناخت!
یکی ازعلل شکست هرسیاستمداری، عدم تشخیص ذائقه افراد حوزه سیاسی خود است. همین امردرمورد مجموعه نامتجانسی که در یک واژه همه پسند ومقبول، بنام«اصلاحات و اصلاح‌طلبی و اصلاح‌گری»جمع شدند، درعرصه انتخابات وطنی ملموس بود.
گاهی ذائقه دوست داشتنی خود را ذائقه و سلیقه دوست داشتنی عام فرض می‌کنیم و براساس همین فرضیه غلط تا آخراستراتژی خود را غلط به پیش می‌بریم و بعد…
نتیجه آنکه سیاستمداران – که اکثرا دریک چارچوب حزبی و گروهی و با ابزاررسانه‌ای، خود را نشان می‌‌دهند – درراستای اهداف خود (نیک و بد آن را کاری نداریم) باید ذائقه خود را کور کرده و مُشامشان حسّ چشائی افرادی باشد که می‌خواهد برگ رأی از صندوق برای‌شان نوشته شود.
درحالیکه سیاست سه دیوار«حاشا- فریب و قانون»را پیش روی خود دارد، اما هر کدام می‌تواند دراین پروسه نیزبکار آید؛ پروسه ذائقه شناسی!
سیاستمداری موفق است که ذائقه شناسی شهروندانش را خوب حس کند وخوب بو بکشد. البته گاهی در وضعیتی جامعه قرارمی‌گیرد، یا قرارش می‌‌دهند که تمثیل آن این می‌شود که ما دردکان میوه فروشی فقط یکنوع میوه(مثلا گلابی) داشته باشیم و شما هم مجبورشوید فقط همان را بخرید!
دربرخی ازحاکمیت‌های سیاسی چنین سیاستی مرسوم است. یعنی یکنوع ساندویچ،دریک بسته بندی وفقط با یک طعم ومزه بخورد شما می‌دهند؛ طبیعی است که سرانجام این نوع رژیم غذائی کاملا آشکاراست! 5/5/1385

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)