آی جرثومه های ننگ و جنایت
دست از سر ما بردارید
دست “ما “تنها سنگ و واژه است
پوشیده در شقا یق ریخته بر خیابان در وفای آزادی .
و شما همچنان ،:
گلوله اید و باتوم
در وقاحت شرم اور زبان ….
آهاااا ..ی دست از سر ما بردارید،جمع کنید،
کلاه خود و ردا وعبا …و کتاب مقدستان
که کوس دهشت است و
وحشت روز و روزگار ..
“ما “،
در برابر یورش توپ و تانک و تاریکی
و زور ریخته برخیابان …
شبنمی هستیم ،نرمه بارانی از جنس
روشنای برف کردستان
که نثار خیابان می شود در رقص و بم و زیرآوای زندگی
،بی هیچ تقدسی ،آخر زندگی ایم، فقط …
پس گم شوید و دفن
در دخمه و دهلیز گورستان هایتان.
علی آشوری

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.