موج دوم تحریم های آمریکا علیه ایران از امروز دوشنبه چهاردهم آبان، پنجم نوامبر آغاز میگردد. این موج از تحریم ها دو هدف، کاهش درآمد دولت ایران از محل فروش نفت و توقف یا کاهش مبادلات بانکی و مالی ایران با خارج را دارند. در حالیکه خرید نفت ارزان از ایران به نفع خریداران تمام میشود، پرداخت ارز حاصل از آن، هر اندازه هم ارزان باشد، برای دولت حیاتی است. تازه ترین پیش بینی ها، فروش روزانه نفت ایران را تا آغاز دور دوم تحریم ها از چهاردهم آبان به حداقل یک میلیون و سیصد هزار بشکه بیان کردند. تبعات این امر بدون تردید تلاشی اقتصادی ایران را شتاب بیشتری خواهد بخشید. بویژه اگر توجه کنیم که صادرات نفت نقش محوری در اقتصاد ایران دارد. صادرات نفت ایران پیش از خروج آمریکا از برجام بالغ بر دو میلیون و پانصد هزار بشکه در روز رسیده بود. درآمد نفتی ایران درسال گذشتهء میلادی برابر پنجاه و پنج میلیارد دلار بوده که چهل و پنج در صد بیش ازسال ما قبل بود. در هفت ماه نخست سال میلادی جدید نیز درآمد نفتی ایران به چهل و یک میلیارد دلار رسید.

اما از ماه هشتم این روند تصاعدی نوزده درصد کاهش یافت. اگر ایران بتواند تا پایان سال جاری یک میلیون و سیصد هزار بشکه نفت خود را با تخفیف به میانگین سال گذشته بفروشد، در اینصورت در آمد ایران در سال ۱۳۹۷ به چهل و پنج میلیارد دلار خواهد رسید. و اگر این روند ادامه پیدا کند در سال ۱۳۹۸ در آمد ایران سی و دو میلیارد دلار یعنی کمی بیشتر از نصف درآمد سال گذشته خواهد بود. و اگر در ادامه تحریم ها کاهش صادرات نفت ایران به کمتر از یک میلیون بشکه یعنی همطراز با دور اول تحریم ها قبل از قرارداد برجام برسد، در اینصورت درآمد سالیانه ایران به زحمت به بیست وسه میلیارد دلار خواهد رسید. با توجه به اینکه تنها پنجاه و نیم در صد از این در آمد سالیانه مستقیم در اختیار دولت قرار میگیرد، بنابراین حتی اگرنرخ رسمی ارز تا پایان سال حفظ شود، دولت روحانی در سال ۱۳۹۷ با کسری درآمدی بالغ بر یازده هزار و هفتصدو شصت میلیارد تومان روبرو خواهد شد. این رقم معادل یازده درصد بودجه برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان دولت است.

در صورتی که صادرات نفت ایران در سال آینده بین نه صد هزار تا یک میلیون وسیصد هزار بشکه در روز ادامه یابد، در اینصورت منابع دلاری بودجه در خوشبینانه ترین حالت به شانزده و یک دهم میلیارد دلار و درشرایط بدبینانه به یازده و شش دهم میلیارد دلار خواهد رسید که سی تا پنجاه در صد در مقایسه با امسال کاهش خواهد یافت.

همزمان مرکز پژوهش های مجلس رژیم رشد اقتصادی ایران در سال ۱۳۹۷ را با توجه به نتایج تحریم های آمریکا بین منفی نیم و منفی دو وهشت دهم در صد پیش بینی کرده است. بنابراین در ماههای باقیمانده از امسال، دولت مجبور است تا با استقراض از بانک مرکزی و یا برداشت از صندوق ذخیره ارزی با کسری موازنه بودجه مقابله کند و این خود یعنی افزایش تورم و یا به زبان دیگر کاهش قدرت خرید مردم.

در چنین شرایط فلاکتبار اقتصادی روحانی در جریان معرفی وزرای چهارگانه اش اعلام کرد که اوضاع اقتصادی کشور تحت کنترل است و “ابرتورم” نداریم. یک اقتصاد دان و استاد دانشگاه با اشاره به این گفته روحانی بیان داشت که تورم سی و چهل درصدی فعلی به همراه تورم های انباشته شده سالیان قبل همان “ابرتورم” است و انکار دولت فقط یک نوع “گفتار درمانی” برای فرار از واقعیت است. او با اشاره به گزارش مرکز پژوهش های مجلس رژیم مبنی بر اینکه هر ده درصد افزایش نرخ ارز معادل دو درصد افزایش نرخ تورم است، گفت: “بنابراین ما با تورم پنجاه تا شصت درصدی روبرو هستیم که چیزی جز “ابرتورم” نیست.”

از هیجدهم اردیبهشت امسال که ترامپ خروج از برجام را اعلام کرد، دولت جمهوری اسلامی کوشش کرده است که بتواند از طریق باقیمانده امضاء کنندگان برجام و اتحادیه اروپا با تحریم های آمریکا مقابله کند. با وجود اینکه اروپا برای ماندن ایران در برجام گفته بود که یک کانال مالی مشخص برای “تجارت مشروع” با ایران را افتتاح میکند ولی تا همین لحظه هیچکدام از کشورهای اروپائی تمایل به میزبانی این کانال نشان نداده اند. در عین حال عکس العمل اروپا در مقابل موج جدید تحریم ها جز اعلام تأسف از تصمیم آمریکا و بیان اینکه اروپا تلاشهایش را برای ایجاد ساز وکار مالی جدید با ایران را تشدید کرده است، فراتر نرفته است. حتی مهمترین مشتریان نفتی ایران نظیر ژاپن، هند، کره جنوبی و چین در ماههای گذشته واردات نفتی خود از ایران را کاهش داده اند.

پاسخ رژیم به تبعات آغاز موج دوم تحریم ها لاف وگزاف هائی است که تنها و تنها میتواند در خدمت بالا بردن روحیه پایه های رژیم به کار آید. سخنان خامنه ای در روز شنبه، اوج این لاف وگزافها ست وقتی صحبت از “استقلال صنعت” میکند واینکه گویا “ملت ایران حالا عادت کرده است که برود سراغ تولید کردن همه چیز”. معلوم نیست وقتی بیش از پنجاه و دو درصد از موسسات صنعتی و تولیدی با ظرفیتی کمتر از سی در صد کار میکنند، وقتی صد هزار نفر از کارگران در بخش قطعه سازان تعدیل شده اند، وقتی واردات کشاورزی در ده سال گذشته سیصد در صد افزایش یافته است، خامنه ای از کدام “تولید کردن همه چیز” سخن میراند.

به دنبال خامنه ای، وزارت خارجه رژیم با انتشار بیانیه ای با اشاره به “رژیم” آمریکا اعلام کرد که دولت ایران” بار دیگر توجه همگان را به خطراتی که این رژیم قانون گریز برای انسانیت، آینده نسل های بشر و زیست انسانی بر روی کره زمین به همراه آورده است، جلب کرده و اعتقاد دارد که بایستی دولتهای متعهد و مسئولیت پذیر در جهان همکاری در جهت مهار تهدیدهای این رژیم را در دستور کار خویش قرار دهند.”

بدون تردید امپریالیسم آمریکا در رأس جنایتکارترین، فاشیستی ترین و جنگ افروزترین دولتهای جهان قرار دارد و اگر قرار است ادعانامه ای علیه این دولت تهیه شود، در اینصورت این رژیم جمهوری اسلامی نخواهد بود که تنظیم کننده آن باشد. چرا که رژیم جمهوری اسلامی خود یکی از مرتجع ترین دولتهای جهان است که نه تنها چهل سال است که هر گونه حرکت آزادیخواهی در ایران را سرکوب کرده، نه تنها میلیونها انسان را به زیر خط فقر و جامعه را به لبه پرتگاه سقوط کشانده، بلکه یکی از بازیگران اصلی جنگهای نیابتی در منطقه و از هم پاشاندن شیرازۀ این کشورها بوده است. بنا بر این نه دولت امپریالیستی آمریکا و نه رژیم به غایت ارتجاعی و سرکوبگر جمهوری اسلامی در آن مقامی نیستند که به نام دفاع از “انسانیت” ادعانامه علیه یکدیگر صادر کنند.

تردیدی در این نیست که آغاز موج دوم تحریم های آمریکا آغاز دور دیگری از جنگ وجدال دو قدرت ارتجاعی است. این جنگ ارتجاعی هیچ ربطی به منافع مردم ایران نداشته و دودش به چشم مردم خواهد رفت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)