۱-

وقتی که رفتی

تمام نگاه غربت وتنهایی ات را

درکاسه ی آسمان

ته کشیدم

تاکه برای تمامی عمر

نگاهت را

داشته باشم

۲-

ای سهراب

چنان دل تنگ غروبتم

که می ترسم

روزی درنگاهت

من نیز…

غروب کنم

وگردشگران ازاین

غروب همیشگی ام عکس بگیرند

۳-

وقتی که رفتی

باران اندوهگینانه

روی جای پاهایت آخرین گامهایش را

باچشمان نمناک اش برمی داشت

۴-

وقتی که رفتی

دردریای اشکهایم

آب تنی کردم

وتو

آنسوی دریا

دست تکان می دادی

۵-

وقتی که رفتی

دیگرپنجره

هرگز!

به روی کوچه

بازنشد

۶-

امشب!

ازآن شبهاست

که بایدبروم

کفش هایم کو؟!

سهراب جان؟؟!!

۷-

آه او!

کبوتری بود

پروبال شکسته

که هرشب

درقفس اش پروازرا

خواب می دید

۸-

پروانه ای سوخت

وخاکسترپروبال اش را

عطرافشان

بررخساریارتکاند

۹-

هیچ می دانید:

چراشب

هزاران سال است

سیه پوش است

چون هرشبی

ستاره ای راازآسمان اش می کشند

وهرشبی

درسوگ ستاره ای

به سوگ می نشیند

۱۰-

پروانه ای!

برشانه هایت نشست

وتو

پروازکردی

۱۱-

فکری آزارم می دهد

پرپرشدن

وسوختن

آرام آرام آرام

درکوچه پس کوچه های غربت

۱۲-

شب!

سیاه پوش ستاره ای است

که برسقف آسمان

آونگ شده است

۱۳-

اوازنژادپروانه هابود

پیش ازآنکه

پیرشود

درپیله ی خودمرد

وخاطرات اش را

به شبهای تنهایی شمع سپرد

 

 
 
 
 
 
 
 
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)